دوشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۴
اینطور که دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی دور برداشته و با بولدوزر و گریدر و غلتک و دیگر انواع ماشینآلات راهسازی افتاده به جان هر ترانه و سرود میهنی و «منبر سیدعلی» را بهجای «مرز پُرگهر» تپانده و «روح و جان» را از «ایران ایران» کنده و بهجایش «ذوالفقار و عاشورا» چپانده، به سودای آنکه کورهراهی به دل مردم وطندوست باز کند، فکری شدم اگر سرِ راه، مثلاً تا اربعین، به «ایرانه خانم زیبا»ی براهنی برسند، قرار است جای مثلاً «بوسه و لیسیدن و پستان» چه بگذارند!
فکرم به جایی نرسید، اما یادم افتاد به ترانهٔ «میهن ای میهن» لاهوتی و قصهاش، بهخصوص ۲۸ سال پیش که علیرضا افتخاری و جلیل عندلیبی جای «میهن ای میهن» را با «ای خدای من» عوض کردند. اما آنچه سر آخر باقی ماند، همان «میهن ای میهن» لاهوتی بود که ابتدا احمد ظاهر در افغانستان به نوای عاشقانه خواند و بعد محمدرضا شجریان در ایران به آهنگ میهنی.

ابوالقاسم لاهوتی شعر «میهن ای میهن» را سال ۱۹۵۵ سرود؛ دو سال پیش از مرگش در ۷۱سالگی، در مسکو، و به یاد زادگاهش کرمانشاه و میهنش ایران.
این شعر را احمد ظاهر، نامدارترین خوانندهٔ تاریخ افغانستان، سال ۱۳۵۲ به ترانه درآورد و ماندگار هم شد، تا جایی که پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ میلادی، رادیو کابل هم آن را گویا «هر روز پیش از اذان ظهر پخش میکرد».
برای ما ایرانیان اما «میهن ای میهنِ» لاهوتی در سرود میهنیای آشنا و ماندگار شد که محمدرضا شجریان آن را سال ۱۳۵۷ بر آهنگی ساختهٔ محمدجلیل عندلیبی خواند.
پخش این ترانه از صدا و سیما اما قصهٔ عبرتآموزی دارد. یادم است در میان دههٔ ۷۰ «میهن ای میهن» شجریان را تلویزیون گاهی پخش میکرد، البته روی تصاویر همیشگی از زنبورهای ولنکنی که از این گل به آن گل میرفتند و البته با سانسور عبارت «میهن ای میهن» از دل این سرود میهنی. بله، درست خواندید؛ جمهوری اسلامی قلهٔ این نوع منحصربهفرد از سانسور را هم فتح کرده است.
سال ۱۳۷۶ اما علیرضا افتخاری به داد صدا و سیما رسید. آلبوم «امان از جدایی» را با آهنگسازی جلیل عندلیبی بیرون داد و در آن «میهن ای میهن» را هم خواند، اما با دو تغییر حیرتانگیز.
در این نسخه آنچه یادش در تار و پود افتخاری و عندلیبی تنیده بود و از عشقش لبریز بودند، «میهن» نبود، «خدای من» بود: «به هر حالت که بودم، با تو بودم، ای خدای من!»
با این حساب نام قطعه را باید چه میکردند؟ راهحل دَم دست بود؛ اسمش را عوض کردند به «تنیده یاد تو» و مشکل ترانه و سانسور ارشاد و میهندوستیِ همیشه مذموم در جمهوری اسلامی به همین سادگی حل شد رفت پی کارش.
این وسط، بهگمانم میانهٔ دههٔ ۹۰ بود که سالار عقیلی هم که ظاهراً سالها میکوشید بهجای اینکه خودش باشد، در غیاب اجباری شجریان جایگزین او شود و آخرش هم ناکام ماند، «میهن ای میهن» را خواند.
این بار دیگر دستگاه سانسور که رسیده بود به «امیدواری از نوع بنفش»، عبارت «میهن ای میهن» را لب تیغ نداد، اما نه تنظیم دوبارهٔ جلیل عندلیبی و نه لحن و ضرباهنگ اجرای عقیلی در برابر خاطرهٔ جمعی از «میهن ای میهن» شجریان چنگی به دل نزد و راه به جایی نبرد.
هفتاد سال از وقتی که ابوالقاسم لاهوتی «میهن ای میهن» را سرود میگذرد و ۴۷ سال از زمانی که شجریان آن را خواند. چه قصهها که در همهٔ این سالها بر میهن و مردم میهن رفت، و چه قصهها که امروز دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی با ملیگرایی قرضی برای ایران زخمی میبافد!
این هم زودازود خواهد گذشت و آنچه باقی خواهد ماند نه بیلبورد خدامتریِ «ای ایران بخوان خامنهای» در میدان «انقلاب اسلامی»، که همان «مرز پُرگهر» ایران خواهد بود و مردمش که «روح و جان» ایراناند.
نقل از کانال تلگرامی رضا شکراللهی بهنام خوابگرد