Skip to content
آوریل 29, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • نبرد برای بازسازی شبکه‌های اجتماعی‌مان آغاز شده است
  • اجتماعی
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

نبرد برای بازسازی شبکه‌های اجتماعی‌مان آغاز شده است

نویسنده: نیک کولدری‎ در LSE Inequalities
مترجم: مینا آگاه‎ – برای اندیشهٔ نو

شنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۴

آسیب‌های پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی- از تأثیرات منفی بر سلامت روان جوانان تا نقش آن‌ها در ایجاد اتاق‌های پژواک ‏برای بزرگسالان منزوی که مرتکب خشونت‌های شدید شده‌اند- به‌خوبی شناخته شده است. اما نیک کولدری می‌نویسد که ‏برای پیشرفت، باید به علت ریشه‌ای این مشکل- یعنی تصمیم به واگذاری طراحی فضای اجتماعی‌مان در بنیادی‌ترین سطح به ‏شرکت‌های سودجو- بپردازیم. ‏

در هفتم ژانویه ۲۰۲۵، مارک زاکربرگ با اعلام اینکه متا دیگر بودجه‌ای برای بررسی صحت محتوای منتشر شده در ‏پلتفرم‌هایش – حداقل در ایالات متحده – اختصاص نخواهد داد، موجی از نگرانی‌ها را برانگیخت. مقررات محتوایی که پیش از ‏این سخنان توهین‌آمیز در پلتفرم‌های متا را محدود می‌کرد نیز به طور ناگهانی لغو شد: مرکز مقابله با نفرت دیجیتال تخمین ‏می‌زند که تقریباً تمام محدودیت‌های مربوط به محتوای مضر در سایت‌های متا از بین خواهد رفت.‏
همسویی نزدیک بین سران شرکت‌های بزرگ فناوری و دولت جدید ترامپ به طور گسترده‌ای مورد توجه قرار گرفته است. ‏زاکربرگ در حرکتی با بار سیاسی آشکار، در وبلاگ خود اشاره کرد که در ترامپ متحدی بالقوه برای مقابله با نهادهای ‏نظارتی خارجی می‌بیند که سعی در محدود کردن شرکت‌های فناوری آمریکایی دارند – اشاره‌ای واضح به فعال‌تر شدن ‏نهادهای نظارتی اتحادیه اروپا علیه متا (و ایکس). سام آلتمن از اوپن‌ای نیز در سخنرانی خود در اجلاس هوش مصنوعی ‏پاریس، مستقیماً از ترامپ درخواست حمایت برای لغو محدودیت‌های کپی‌رایت را کرد. ‏
‏
نبرد برای بازتعریف رابطه فناوری‌های بزرگ با مقررات و دولت آغاز شده است، و این هشداردهندهٔ آغاز عصری جدید از ‏سلطه الیگارشی‌هاست. در همین حال، برای کسانی که سلطه کارآفرینان فوق‌ثروتمند بر پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی را ‏نمی‌پذیرند، این نبرد نیز در جریان است.‏
در اوایل ژانویه، پلتفرم فدرال‌شده «ماستودون» (Mastodon‎) اعلام کرد که ساختار سازمانی خود را تقویت و برای گسترش عملیاتش ‏سرمایه‌گذاری می‌کند. همزمان، گروهی از چهره‌های سرشناس فناوری و افراد مشهور، کمپین «فیدهای‌مان را آزاد کنید‎‏»۱ ‏را برای تامین مالی «بلو اسکای‎‎‏» (Bluesky) راه‌اندازی کردند – پلتفرمی متن‌باز مانند ماستودون که به رقیبی برای ایکس تبدیل شده ‏است.‏

اما دقیقاً هدف این نبرد بر سر رسانه‌های اجتماعی چیست؟ چرا این اقدامات ضروری است؟

مسئله، کنار گذاشتن کامل رسانه‌های اجتماعی نیست، بلکه مشکلات اجتماعی گسترده‌تر ناشی از ساختار متمرکز و انحصاری ‏حاکم بر این پلتفرم‌هاست. شواهد نشان می‌دهد که سلامت روان جوانان، به ویژه دختران نوجوان، تحت تأثیر منفی رسانه‌های ‏اجتماعی قرار گرفته است. از سوی دیگر، پیوند میان محتوای رسانه‌های اجتماعی و خودکشی کودکان و نیز نقش این پلتفرم‌ها ‏در ایجاد فضای انزوایی که برخی بزرگسالان را به ارتکاب خشونت‌های شدید سوق داده، روزبه‌روز آشکارتر می‌شود. این ‏چالش‌ها نشان می‌دهد که مدل کنونی حاکمیت رسانه‌های اجتماعی توسط شرکت‌های انحصارطلب با بحران روبه‌رو شده و ‏نیازمند تحولی اساسی است. این چالش‌ها نشان می‌دهد که مدل فعلی حکمرانی رسانه‌های اجتماعی توسط شرکت‌های ‏انحصارطلب به بن‌بست رسیده است و نیاز به تغییرات اساسی دارد.‏
در کتاب اخیرم با عنوان «فضای جهان: آیا همبستگی انسانی می‌تواند از رسانه‌های اجتماعی جان سالم به در ببرد؟ و اگر نه، ‏چه می‌شود؟» به این پرسش پرداخته‌ام که چه عاملی پشت این رسوایی‌ها و نگرانی‌های به ظاهر پراکنده و ساختار شرکتی ‏حامی آنها نهفته است.‏

خطرات سپردن طراحی فضای اجتماعی‌مان به شرکت‌های سودجو
مسئله ذاتاً خود گوشی‌های هوشمند نیستند. من مانند جاناتان هایت معتقد نیستم که باید استفاده از گوشی‌های هوشمند را محدود ‏کرد. این دستگاه‌ها کاربردهای بی‌ضرر و مهمی دارند: یافتن مسیر از نقطه الف به ب، اطلاع از زمان رسیدن اتوبوس بعدی، ‏یا جستجوی اطلاعاتی که در حرکت به خاطر نمی‌آوریم.‏
در واقع ریشه مشکلات ما با رسانه‌های اجتماعی به اشتباهی عمیق‌تر اما کمتر مورد توجه برمی‌گردد: اینکه ما چیزی را که ‏من «فضای جهان» می‌نامم به شرکت‌های سودجو سپرده‌ایم. منظور فضاهایی است که بخش عمده‌ای از زندگی اجتماعی‌مان ‏در آن جریان دارد – یا به بیان دقیق‌تر، اَبَرفضایی متشکل از (تقریباً) تمام فضاهای ممکن برای تعاملات اجتماعی.‏

‏«فضای جهان» بسیار فراتر از فناوری یا کدهای دیجیتال است: از آنجا که زمان زیادی از زندگی خود را در پلتفرم‌های ‏رسانه‌های اجتماعی می‌گذرانیم، این فضا در واقع به محیط زندگی واقعی ما تبدیل شده است. سریال «نوجوانی» نتفلیکس این ‏مفهوم را به شکلی زنده و گویا به تصویر می‌کشد.‏
تا چند دهه اخیر، «فضای جهان» به تدریج و در پاسخ به فناوری‌های نوظهور شکل می‌گرفت، بدون آنکه کسی آن را طراحی ‏یا مدیریت کند (پادشاهان و امپراتورها آرزوی چنین قدرتی را داشتند، اما این امکان وجود نداشت). اما این وضعیت تغییر ‏کرده است. امکان طراحی فعالانهٔ فضای جهان تنها با ظهور اینترنت و وب جهانی در سه دهه گذشته پدید آمد، زمانی که هر ‏نقطه از فضا به نقطه‌ای دیگر متصل شد. این پیوند جهانی، خطر گسترش محتوای مضر از هر نقطه‌ای به سراسر جهان را به ‏همراه داشت. اما در مواجهه با این خطر چه کردیم؟ به جای طراحی پلتفرم‌هایی که این خطرات آشکار را کاهش دهند، ‏سیستمی ساختیم که این ریسک‌ها را به عمد تقویت می‌کند – آن هم فقط برای سود بیشتر.‏
در طول دو دهه، اجازه داده‌ایم فضای نادرستی از جهان ساخته شود: فضایی که با مدل‌های تجاری پیش می‌رود که بر ردیابی ‏تمام حرکات ما و هدایت محتوایی که «تعامل» ایجاد می‌کند استوار است. در عمل، این به معنای بمباران ما با محتوایی است ‏که صرفاً توجه ما را جلب می‌کند – توجهی که در فضای رسانه‌های اجتماعی به عنوان کالایی سودآور به تبلیغ‌کنندگان و دیگر ‏بازیگران پردرآمد فروخته می‌شود. به بیان دیگر، ما به کسب‌وکارها این اختیار را داده‌ایم که هوای اجتماعی‌ای که تنفس ‏می‌کنیم را برای سود خود استثمار کنند.‏
کتاب «فضای جهان» می‌کوشد با نگاهی کل‌نگرانه به بررسی مشکلات متعدد رسانه‌های اجتماعی – و همچنین جنبه‌های مثبت ‏آنها – بپردازد و راهکارهایی اساسی (نه مقطعی و سطحی) برای حل این معضلات ارائه دهد.‏
‎
چرا ایجاد همبستگی در سیستم فعلی اینقدر دشوار است؟
یک مثال بارز، تحول پلتفرم‌های تجاری به «ماشین‌های قطبی‌ساز» است که برای کسب سود، از تمایل ذاتی انسان به تشکیل ‏گروه‌های درون‌گروه و برون‌گروه (ذهنیت «ما در مقابل آنها») سوءاستفاده می‌کنند – تمایلی که روانشناسی اجتماعی از نیم ‏قرن پیش هشدار داده بود باید نسبت به آن هوشیار باشیم.‏
در کوتاه‌مدت، رسانه‌های اجتماعی می‌توانند با توانایی سریع بسیج ، همبستگی ایجاد کنند. اما در بلندمدت، این پلتفرم‌های ‏قطبی‌ساز به تضعیف همه اشکال اقتدار در مقیاسی جهانی می‌پردازند. هیچ نظریه‌پرداز سیاسی‌ای، مقیاس جهانی را با سیاست ‏مدنی سازگار نمی‌دانست – حتی مقیاس‌های ملی هم به اندازه کافی مشکل‌زا هستند. بنابراین مشکلات متعدد سیاست امروز ما، ‏اگرچه علل دیگری هم دارد، تقریباً به طور اجتناب‌ناپذیری با ظهور پلتفرم‌های رسانه‌ای اجتماعی در دو دهه گذشته همراه ‏بوده است.‏
نتیجه این است درحالی‌که مشکلات پیش روی بشر (که حل آنها نیازمند همبستگی بیشتر است) هر روز ترسناک‌تر می‌شوند، ‏به ویژه وضعیت اضطراری آب‌وهوا و افزایش نابرابری جهانی، فضای جهانِ شکل‌گرفته توسط منافع تجاری، ایجاد ‏همبستگی را روزبه‌روز دشوارتر می‌کند. ‏
همبستگی به معنای یافتن منافع مشترک برای عمل جمعی با افرادی است که شبیه ما نیستند. بااین‌حال، محکوم هستیم بیشتر ‏وقت اجتماعی خود را در پلتفرم‌هایی بگذرانیم که از این زمان سوءاستفاده کرده و آن را به سمت هرگونه تعامل پر سرو ‏صدایی که سودآور باشد سوق می‌دهند. ما زندگی جمعی و سیاست خود را مسموم کرده‌ایم.‏
به همین دلیل امروز باید تلاش کنیم تا این روندها را معکوس کنیم. در فصل پایانی کتاب، گزینه‌های پیش رو را بررسی ‏می‌کنم. نکته این نیست که رسانه‌های اجتماعی را منحل کنیم – گویی می‌توانیم دو دهه گذشته را نادیده بگیریم! – بلکه باید ‏پلتفرم‌های خود را به گونه‌ای بازسازی کنیم که به«اجتماعی» بودن رسانه‌های اجتماعی اهمیت بدهیم. ‏
‏
الگوهای عملی هم اکنون وجود دارند. رسانه‌های اجتماعی فدرال‌شده۲‎‏ مانند ماستودون و پیکسل‌فد (Pixelfed)‎، نه برای استخراج داده یا ‏سود طراحی شده‌اند و نه در مقیاسی بزرگ، بلکه در اندازه‌ای هستند که جامعه‌ها بتوانند آن‌ها را مدیریت کنند. بلو اسکای نیز ‏بر پایهٔ یک پروتکل فنی متن‌باز ساخته شده که این امکان را در آینده فراهم می‌کند.‏
درست است که رسانه‌های اجتماعی فدرال‌شده هنوز به اندازهٔ رقبای تجاری خود رشد نکرده‌اند. اما دلیل این امر بسیار روشن ‏است. در حال حاضر، ما در حوزهٔ رسانه‌های اجتماعی با بازار رقابتی روبرو نیستیم، بلکه با انحصار مواجهیم: وقتی ‏می‌خواهید پلتفرمی را ترک کنید، نمی‌توانید مخاطبین، گفتگوها و تصاویر خود را با خود ببرید! چرا پلتفرم‌های بزرگ را ‏مجبور نکنیم همان‌طور که کوری داکترو‎‏ و دیگران پیشنهاد کرده‌اند، تا امکان انتقال مخاطبین و سوابق ما را فراهم کنند؟ این ‏مسئله به خود ما نیز بستگی دارد. رسانه‌های اجتماعی بخشی از عادات روزمرهٔ ما هستند، بنابراین تصور تغییر آن‌ها آسان یا ‏راحت نیست. اما اگر با هم همکاری کنیم، شانس بسیار بهتری خواهیم داشت، و پایه‌ها از قبل گذاشته شده‌اند. اگر هیچ کاری ‏نکنیم، خطر باقی ماندن در دامی که رسانه‌های اجتماعی تجاری برای ما گسترده‌اند وجود دارد، محکوم به تجربهٔ دوبارهٔ ‏خطراتی که برای زندگی اجتماعی و سیاسی جمعی ما ایجاد می‌کنند.‏
در کتاب «فضای جهان» (The Space of the World)‎، به راه‌هایی برای رهایی از این دام و کمک به بازسازی دنیایی اجتماعی و سیاسی بهتر با هم نگاه ‏می‌کنم.‏

یادداشت‌ها:
۱. کمپین «فیدها را آزاد کنیم» خواستار کاهش کنترل انحصاری شرکت‌های بزرگ بر محتوای کاربران است.‏
۲. این اصطلاح (Federated social media‎) به پلتفرم‌هایی اشاره دارد که برخلاف شبکه‌های متمرکز (مثل توییتر یا فیسبوک)، از معماری غیرمتمرکز و ‏مستقل اما متصل به هم استفاده می‌کنند.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: ژوییه ماه بدون پلاستیک و ۱۲ ژوییه (۲۱ تیر) روز جهانی کیسه/پاکت کاغذی
Next: مطالبات مهم بازنشستگان!
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved