پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۴
به گزارش ایلنا روز سهشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۴، بهنقل از استانداری اصفهان، مهدی جمالینژاد گفت: «بهرغم وجود موانع و محدودیتهای زیاد، نخستین اقدام عملی در راه تأمین آب مورد نیاز صنایع اصفهان به نتیجه رسید.» او ادامه داد: «گام نخست اجرای این پروژه قطع مصرف صنایع منطقه به رودخانهٔ زایندهرود از طریق اتمام گام (فاز) اول سامانهٔ بزرگ انتقال آب دریای عمان به اصفهان است که با اجرای حدود ۸۰۰ کیلومتر خط انتقال، ایجاد مخازن و ایستگاههای پمپاژ، شیرآلات و اتصالات مربوطه انجام گرفت.»
استاندار اصفهان تصریح کرد که «در فاز نخست این پروژه، ۷۰میلیون مترمکعب آب از طریق خلیج فارس و در مرحلهٔ بعد آب انتقالیافته به استان از طریق دریای عمان تأمین میشود.»
به گزارش کمپین فعالین بلوچ، در حالیکه مسئولان جمهوری اسلامی و رسانههای دولتی از انتقال آب دریای مکران (عمان) به استان اصفهان بهعنوان دستاوردی ملی یاد میکنند، واقعیتی تلخ در استان محروم سیستان و بلوچستان نادیده گرفته شده است؛ استانی که مردم آن، بهویژه در نواحی ساحلی، سالهاست با بحران مزمن بیآبی و نبود دسترسی به آب آشامیدنی مواجهاند.»
آب از سواحل بلوچستان و دریای مکران به استانهای مرکزی مانند اصفهان منتقل میشود، یعنی از جایی که هزاران خانوادهٔ بلوچ در فقر و بیتوجهی به ابتداییترین زیرساختها زندگی میکنند. بسیاری از ساکنان این مناطق این حتی به آب لولهکشی دسترسی ندارند و با دبّه و الاغ و تانکر کیلومترها برای آوردن چند لیتر آب طی طریق میکنند. لولههای غولپیکری که آب را به سمت مناطق برخوردارتر میفرستند بیاعتنا از کنار تشنگی مردم بلوچ عبور میکنند.
این نابرابری فقط بحران انسانی نیست، بلکه ابعادی سیاسی و ساختاری نیز دارد. در سالهای گذشته، نمایندگان بلوچ مجلس اسلامی بارها در نطقها و مصاحبههایشان در مورد تنش آبی شدید، بیتوجهی به وضع بحرانی مردم منطقه، و نبود راهکارهای عملی هشدار داده بودند.
آنان از دولت خواسته بودند که پیش از انتقال آب به استانهای دیگر، به نیازهای حیاتی مردم سیستان و بلوچستان رسیدگی شود. اما این هشدارها نادیده گرفته شد. اکنون، با اجرای پروژهٔ انتقال آب به اصفهان، عملاً صدای نمایندگان بلوچ نیز در پس اولویتهای سیاسی و اقتصادی مرکز خاموش شده است.
در حالی که پروژههایی چون «انتقال آب مکران به فلات مرکزی» با تبلیغات گستردهٔ رسانهای همراه است، محرومیت عمیق مردم در همان سواحل جنوبی– که امروزه به منبع استراتژیک آب بدل شده است– بار دیگر مظلومیت تاریخی سیستان و بلوچستان و سیاستهای تبعیضآمیز جمهوری اسلامی را برجسته میکند.
اگر قرار است نام این پروژهها «ملی» باشد، ابتدا ابتداییترین نیاز مردم بلوچ، که خود صاحب این دریا و زمیناند، باید از لحاظ آب آشامیدنی سالم برآورده شود. در غیر این صورت، این طرحها نه افتخار ملی، بلکه نماد توسعهٔ تبعیضآلود و حذف تدریجی حاشیهنشینان از حق بهرهبرداری از سرزمین مادریشان خواهد بود.