Skip to content
آوریل 28, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • «عقب‌نشینی آمریکا از جهان» دوباره متوقف می‌شود
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

«عقب‌نشینی آمریکا از جهان» دوباره متوقف می‌شود

© Carl Godfrey

نوشتهٔ جنان گَنِش در فایننشال تایمز، ۲۵ ژوئن ۲۰۲۵ (۴ تیر ۱۴۰۴)

ترجمهٔ نیما حیدری – برای اندیشهٔ نو*

پنجشنبه ۵ تیر ۱۴۰۴

بمباران ایران نشان می‌دهد که دست کشیدن آمریکا از ایفای نقشی جهانی کار سختی است

گمان می‌کنم که همهٔ ما اکنون موافقیم که او [ترامپ] «انزواطلب» نیست. کلمه‌ای که اساساً هرگز نمی‌بایست در مورد دونالد ترامپ به کار می‌رفت، آخر هفتهٔ گذشته، همراه با بخش نامعلومی از برنامهٔ هسته‌ای ایران، دود شد و به هوا رفت.

بمباران‌های اخیر آمریکا [در ایران] با حمله‌های آمریکا به سوریه در سال ۲۰۱۷ [۱۳۹۶]، علیه رهبر گروه شبه‌نظامی داعش در سال ۲۰۱۹ [۱۳۹۸]، و علیه ارشدترین ژنرال ایران در سال ۲۰۲۰ [۱۳۹۸] همخوانی داشت. با توجه به همهٔ نام‌های انتزاعی که خوب به ترامپ می‌خورد- وطن‌پرستی افراطی، یکجانبه‌گرایی، ضدّاروپایی‌گرایی- جای تعجب است که انزواطلبی اصلاً مطرح شد. حتی روشن و مشخص نیست که آیا او به‌عنوان شهروند عادی در سال ۲۰۰۳ با جنگ عراق مخالف بوده است [آن‌طور که ادعا می‌کند] یا نه.

آنچه در مورد یک نفر صادق است ممکن است در مورد آمریکا به‌مثابهٔ یک قدرت بزرگ نیز صادق باشد. درسی که می‌شود از مداخلهٔ آمریکا در ایران گرفت این است که عقب‌نشینی نگران‌کنندهٔ آمریکا از جهان بیشتر در حرف است تا اینکه کاملاً واقع‌بینانه باشد، و فرقی هم نمی‌کند که چه کسی رئیس‌جمهور باشد.

برای شروع، موضوع «تفرقه» بر سر بمباران ایران را نگاه کنیم. برجسته‌ترین مخالفان بمباران ایران استیو بَنن و تاکر کارلسون [از چهره‌های سیاسی و رسانه‌یی راست افراطی در آمریکا] بودند، نه مقامات دولت یا حتی گروه بزرگی از جمهوری‌خواهان کنگره. بخشی از این وضع به‌خاطر برده بودن جنبش «ماگا» [MAGA، عظمت را به آمریکا بازگردانیم] که عهد و التزام نهایی‌اش با خود ترامپ است، نه با اصل عدم‌مداخله یا هر اصل دیگری. (در همین ارتباط، بسیاری از کسانی که به واکسن کووید بدبین بودند برای رئیس‌جمهوری احترام قائل‌ بودند که بر واکسیناسیون کووید-۱۹ نظارت داشت و آن را ترویج می‌کرد). اما این‌طور هم نیست که شورش دموکرات‌ها خیلی رعدآسا بوده باشد. یا حتی شورش عمومی گسترده‌تر در جامعه. رواج انزواطلبی در آمریکا بیشتر در خارج با اغراق‌ مطرح می‌شود، زیرا با کلیشه‌های قدیمی «ملت منزوی» مطابقت دارد.

یک موضوع و تصویر بسیار اغراق‌آمیز دیگر در یکی دو دههٔ گذشته «خستگی از جنگ» است. برای اینکه موضوع را روشن کنم باید بگویم که آنچه در شکست‌های [آمریکا در] عراق و افغانستان باعث شد رأی‌دهندگان علیه آن جنگ‌ها برانگیخته شوند جنگ زمینی بود، که بی‌پایان‌ است و به قیمت جان آمریکایی‌ها تمام می‌شود. مردم در مورد حمله‌های هوایی آرام‌ترند. باراک اوباما لیبی را بمباران کرد، به نتایج بیمارگونه‌ای هم دست یافت، و با همهٔ اینها دوباره انتخاب شد.

اگر جان نیروهای زمینی آمریکا دور از وطن در خطر باشد، مثلاً برای تأمین امنیت کشور ایرانی که دولتش فروپاشیده است، تفرقهٔ داخلی مسئله‌ای واقعی خواهد بود. اما آمریکا هنوز می‌تواند از آسمان، یا همان‌طور که در اوکراین می‌گویند از طریق «کمک»، نفوذ تغییردهندهٔ جهان را اعمال کند. و اگر تعهد به فرستادن نیروهای بزرگ زمینی خط قرمز است، پس این چه فرقی با دههٔ ۱۹۹۰ [۱۳۷۰] دارد، زمانی که دولت آمریکا از دخالت بیش از حدّ در بالکان [در بمباران یوگسلاوی] طفره رفت؟ و با وجود این، در آن زمان هیچ‌کس از پایان نقش جهانی آمریکا حرفی نزد.

حتی اگر یک انزواطلب واقعی در کاخ سفید باشد، یک دلیل وجود دارد که شک کنیم که آمریکا، به‌عنوان زورمند جهان، هرگز بتواند شمشیرش را غلاف کند. عادت. اگر موضوع را از زمان فتح و تصرف فیلیپین در سال ۱۸۹۸ دنبال کنیم، می‌بینیم که ایالات متحد آمریکا در سراسر عمرش مدت بسیار طولانی‌تری امپراتوری داشته است، تا نداشته است. این حافظه‌ای سخت ماندگار است که پاک کردنش به این آسانی نیست؛ هزینهٔ زیادی برای این امپراتوری خرج شده است که به این آسانی نمی‌شود از آن صرف‌نظر کرد. بستن یا حتی کاهش چشمگیر تعداد پادگان‌های آمریکا در شرق آسیا، اروپا، خلیج فارس، جیبوتی، و جاهای دیگر مانند خلاص شدن از بخشی از املاک و مستغلات نیست. علاوه بر مسائل لجستیکی و نحوهٔ اجرای این کار، احترام به خود و استراتژی هم در کار است: یک گام عقب رفتن در یک جا، دعوتی ناخواسته از چین است برای پر کردن خلأ.

ایالات متحد آمریکا مدت‌های طولانی منافع و دارایی‌های زیادی در بسیاری جاها داشته است که نمی‌تواند به‌سادگی از آنها چشم بپوشد. در آمریکا، انزواطلب واقعاً کسی است که آرزو می‌کند این ملت در وهلهٔ اول اساساً این بار را به دوش نمی‌گرفت. تمایل به زمین گذاشتن فعالانهٔ این بار، آن هم چند دهه پس از واقعه، خودش اساساً موضوع دیگری است. به همین دلیل است که ترامپ، در پنجمین سال قدرتش، تأثیری بسیار کمتر از آنچه طرفدارانش امیدوار بودند بر جای پای آمریکا در جهان داشته است.

اگر نکتهٔ اصلی و مهم چیزها را دست‌کم بگیریم، مرتکب خطای نابخشودنی روزنامه‌نگاری شده‌ایم. چهارده سال پس از چرخش افسانه‌یی اوباما به‌سوی آسیا، و حتی زمانی طولانی‌تر از موقعی که تصور می‌شد دستیابی به نفت شِیل، و ثروت ناشی از آن، آمریکا را از دخالت درازمدتش در خاورمیانه رها کرده است، حالا کاخ سفید اشاره‌ای نیم‌بند به تغییر رژیم در ایران می‌کند. ماه گذشته، ترامپ نخستین سفر بزرگ در دورهٔ دوم ریاست‌جمهوری‌اش را به کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس کرد- همان کاری که در دورهٔ اول هم کرد. اینکه آمریکا هنوز دارایی‌هایی در قطر دارد که ایران می‌تواند آنها هدف قرار دهد خودش گویای ماجرا است. اگر آمریکا نمی‌تواند خودش را حتی از یک منطقه کنار بکشد، ایدهٔ کنار کشیدن گسترده‌تر از جهان کاملاً خیالی به نظر می‌رسد.

اتفاقاً باید پرسید کدام امپراتوری داوطلبانه خودش کنار کشیده است؟ بریتانیا و فرانسه از توان و نفس افتادند و حتی آن موقع هم فرانسه تا دههٔ ۱۹۶۰ در برابر آنچه قطعی بود مقاومت کرد. ژاپن و آلمان شکست خوردند. کل الگوی اقتصادی شوروی از درون پوسیده شد. طوری از چشم‌انداز کنار کشیدن آمریکا صحبت می‌شود که گویی قدرت‌های بزرگ همیشه چنین تصمیم‌های می‌گیرند. در واقع، چنین کاری نمونهٔ تقریباً منحصربه‌فردی از خودایثارگری خواهد بود. و بنابراین شاید بعید باشد.

منظور مردم از عقب‌نشینی آمریکا عقب‌نشینی آمریکا از اروپا است. البته همین هم خودش تغییری نابودکننده است. حتی کمترین تردید در مورد تخطی آمریکای از تعهدش به مادهٔ ۵ ناتو- که حملهٔ نظامی به یک عضو ناتو حمله به همه تلقی می‌شود- روسیه را تشویق خواهد کرد که بختش را بیازماید. اما فقط یک اروپایی کوته‌نظر ممکن است این را با توداری و خاموشی عمومی آمریکا در خارج از کشور اشتباه بگیرد. رخدادهای اخیر در ایران باید این موضوع را روشن کرده باشد.

اگر هیچ‌چیز دیگری هم نباشد، باید توجه داشت که آمریکا بودجهٔ نظامی عظیمی دارد که هیچ سیاستمدار برجسته‌ای نمی‌خواهد آن را کاهش دهد. تا زمانی که این وضع ادامه داشته باشد، این تسلیحات بالاخره انگیزه‌ و هدفی پیدا خواهد کرد. «آب چاله را پیدا می‌کند» بیان روش هومری است که می‌گوید کسی که چکش در دست دارد، همه‌چیز را میخ می‌بیند. وقتی که حتی رئیس‌جمهور «اول آمریکا» نمی‌تواند در برابر حمله مقاومت کند، روی رهبران آیندهٔ آمریکا حساب نکنید که آرام‌تر و کم‌روتر باشند.

* تأکیدها همه‌جا از مترجم است.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: گامی کوچک به سوی مردم بردارید زندانیان سیاسی را آزاد کنید – سید هاشم آقاجری
Next: چین میزبان وزیران دفاع کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved