دود ناشی از حملهٔ اسرائیل به ساختمان شبکهٔ خبر تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی ایران، ۱۶ ژوئن ۲۰۲۵ تهران. عکس: ویسیجی VCG
جمعه ۳۰ خرداد ۱۴۰۴
سرمقالهٔ نشریهٔ گلوبال تایمز
ترجمهٔ مینا آگاه – برای اندیشهٔ نو
اوضاع خاورمیانه بهطور فزایندهای تنشزا میشود. «آیا آمریکا در حال آمادهسازی برای جنگ است؟» – این تیتر از الجزیره نشاندهندهٔ نگرانیهای عمیق در سراسر منطقه و جامعه گستردهتر بینالمللی در مورد احتمال مداخلهٔ نظامی آمریکا در مناقشه ایران و اسرائیل است که میتواند موجب شود اوضاع از کنترل خارج شود. در پاسخ به تهدیدهای جنگی آمریکا، آیتالله علی خامنهای در سخنرانی تلویزیونی روز چهارشنبه [۲۸ خرداد] گفت ایران «تسلیم نخواهد شد» و هشدار داد که هرگونه مداخلهٔ نظامی آمریکا «خسارت جبرانناپذیری» به بار خواهد آورد.
جهان اکنون با نفسهای در سینه حبسشده نظارهگر است: آیا آمریکا پیش از مذاکرات موضع سختی گرفته است یا در حال بسیج افکار عمومی برای جنگ است؟ در هر صورت، صرفِ این واقعیت که آمریکا درگیر شدن را مد نظر قرار میدهد، خود سیگنال بسیار خطرناکی است.
ابزارهای دیپلماتیک مربوط به مسئلهٔ هستهیی ایران هنوز به پایان نرسیده است و یافتن راهحل صلحآمیز هنوز ممکن است. اجماع مشترک در جامعهٔ بینالمللی این است که نیروی نظامی نمیتواند صلح به منطقه بیاورد. فقط با حمایت از چشمانداز امنیت مشترک میتوان نگرانیهای برحق همهٔ طرفها را بهطور کامل مورد توجه قرار داد. پیش از مناقشهٔ کنونی ایران و اسرائیل، آمریکا و ایران پنج دور مذاکره در مورد مسئلهٔ هستهیی برگزار کرده بودند. گرچه اختلافهای زیادی باقی مانده بود و هیچ پیشرفت چشمگیری حاصل نشده بود، مذاکره در جریان بود. اگر حملهٔ ناگهانی نظامی اسرائیل به ایران نبود، ششمین دور مذاکرات طبق برنامه در مسقط، عمان، برگزار میشد. آشکار است که آنچه این مناقشه را برانگیخت فروپاشی دیپلماسی نبود، بلکه ماجراجویی نظامی بود.
مسئلهٔ هستهیی ایران بیش از بیست سال است که ادامه دارد. مهمترین درس آموختهشده این است که تلاشهای سیاسی و دیپلماتیک تنها راه درست برای حلوفصل مناسب مسئله است. ژرفترین درس تاریخی این است که رویارویی بیامان، فشار، و تضعیف توافقهای بینالمللی فقط به پیچیدهتر شدن اوضاع میانجامد. آمریکا مسئولیت مسئلهٔ هستهیی ایران را بر عهده دارد. اگر دولت آمریکا [دولت اول ترامپ] یکجانبه از برنامهٔ جامع اقدام مشترک (برجام) خارج نمیشد، و اگر توافق بهطور روان و مؤثر اجرا میشد، این مسئله به احتمال بسیار زیاد منجر به وضع کنونی نمیشد.
حاکمیت ملی، امنیت، و تمامیت ارضی ایران بهعنوان عضوی از جامعهٔ بینالمللی نباید نقض شود و مردم ایران و اموال آنها باید محافظت شود. بهویژه آنکه وقتی جامعهٔ بینالمللی هنوز در جستوجوی راهحل سیاسی برای مسئله است، هرگونه استفادهٔ بیمدارا از نیروی نظامی علیه ایران غیرقابلقبول است و نقض آشکار حقوق بینالملل محسوب میشود.
از افغانستان تا عراق، تاریخ مدتهاست ثابت کرده است که مداخلهٔ نظامی آمریکا هرگز صلح به ارمغان نیاورده است. در عوض، ویرانی به جای گذاشته و بذرهای نفرت کاشته و حتی به خود جامعهٔ آمریکا نیز آسیبهای عمیقی وارد کرده است. بر اساس پروژهٔ «هزینههای جنگ» دانشگاه براون، از سال ۲۰۰۱ به این سو بهاصطلاح «جنگ با تروریسم» آمریکا جان بیش از ۸۰۰هزار نفر را گرفته، بیش از ۳۸میلیون نفر را آواره کرده، و بیش از ۸تریلیون دلار هزینه داشته است. این درسهای دردناک هنوز از خاطرها نرفته است.
سیانان هشدار داده است که «آمریکا ممکن است بهسوی جنگی دیگر در خاورمیانه پیش برود». سیانان دولت آمریکا را «در آستانهٔ قماری بزرگ» توصیف کرده است، گرچه تأکید کرده است که «ایران لیبی یا عراق یا افغانستان نیست» و «تاریخ لازم نیست تکرار شود». نظرسنجی اخیر اکونومیست نشان میدهد که ۶۰درصد آمریکاییها با مداخلهٔ نظامی آمریکا در این مناقشه مخالفاند و فقط ۱۶درصد از اقدام نظامی حمایت میکنند. این نشان میدهد که درگیر شدن عمیقتر در مناقشهٔ ایران و اسرائیل بازتابدهندهٔ اراده و خواست واقعی مردم آمریکا نیست.
حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه هماکنون قابل توجه است و تنشها در منطقه بهقدر کافی زیاد است. حتی اگر دولت ترامپ صرفاً دارد ژست میگیرد که ایران را «بترساند»، چنین تاکتیکهای «فشار حداکثری» تلاش برای دستیابی به صلح منطقهیی را ضعیف میکند و خلاف انصاف و عدالت بینالمللی است. اولویت فوری کنونی ادامهٔ تجدید قوا یا استقرار ناوهای هواپیمابر و جنگندههای بیشتر نیست، بلکه ترویج صلح و توقف جنگ است. باید اقدامات مؤثری برای جلوگیری از تشدید درگیریها و اجتناب از آشفتگی بیشتر در منطقه اتخاذ شود. بازگشت به راهحل سیاسی و گفتوگو و مذاکره انتظار مشترک جامعهٔ بینالمللی است. تشدید وخامت اوضاع در خاورمیانه بهنفع هیچ طرفی نیست.
آمریکا، کشوری که نفوذ خاصی بر اسرائیل دارد، بهویژه باید موضعی عینی و بیطرف اتخاذ کند، مسئولیت شایستهاش را بر عهده بگیرد، و در کاهش تنشها و جلوگیری از گسترش بیشتر مناقشه نقشی مثبت و سازنده ایفا کند. خون همچنان در غزه جاری است، پناهندگان سوری همچنان سرگرداناند، و خاورمیانه تاب تحمل یک «جنگ تحمیلشده» دیگر را ندارد. اگر آمریکا واقعاً خواهان «حل مسالمتآمیز مناقشات» است، باید در مورد مسائل خاورمیانه سیگنالهای واضحتر و فعالتری بفرستد، تغذیهٔ ماشین جنگی را متوقف کند، و مسئولیت ترویج صلح و توقف جنگ را بر عهده گیرد، نه اینکه مسائل را پیچیدهتر کند یا خودش بخشی از مشکل شود.