سهشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۴
تهیه و تنظیم از الف. هوشیار۱
دیدگاهی در میان بخشی از اپوزیسیون راستگرای ایرانی وجود دارد که بهشدت با فعالیت برای «آتشبس و صلح» در جنگ تجاوزکارانهٔ اسرائیل به کشور مخالف است. این دیدگاه معتقد است که نیروهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی باید از فعالیتهایی که ممکن است بهطور غیرمستقیم به بقای رژیم کمک کند، مانند برخی تلاشهای صلحآمیز، پرهیز و در عوض بر تضعیف حداکثری حکومت برای تسهیل سرنگونی آن تمرکز کنند. این استدلال معمولاً بر این فرض استوار است که هرگونه کنشگری که به کاهش فشارهای بینالمللی یا داخلی بر جمهوری اسلامی منجر شود در نهایت عمر آن را طولانیتر میکند. این نوع تفکر در میان بخشهای مختلفی از اپوزیسیون، از جمله سلطنتطلبان، برخی از جمهوریخواهان سکولار، و فعالان سیاسی که به براندازی نظام معتقدند دیده میشود. ویژگی مشترک این گروهها اعتقاد به تغییر ساختاری و بنیادی (Regime Change) از هر طریق ممکن است.
افراد و جریانهای اصلی:
۱- جریانهای معتقد به براندازی: بسیاری از فعالان و تحلیلگرانی که به سرنگونی جمهوری اسلامی باور دارند معتقدند که اقداماتی مانند تلاش برای «صلح» یا «عادیسازی» روابط با جهان، بدون تغییر ماهیت رژیم، تنها به خرید زمان برای حکومت منجر میشود. آنها استدلال میکنند که فشارهای حداکثری (سیاسی، اقتصادی، و دیپلماتیک) ابزاری ضروری برای تضعیف پایههای قدرت حکومت و ایجاد شرایط مناسب برای انقلاب یا خیزش مردمی است.
۲- برخی از چهرههای رسانهای و تحلیلگران سیاسی: در رسانههای فارسیزبان خارج از کشور تحلیلگران متعددی این دیدگاه را ترویج میکنند. آنها اغلب استدلال میکنند که هرگونه توافق یا مذاکرهای که منجر به آزادسازی منابع مالی برای جمهوری اسلامی شود در نهایت صرف سرکوب داخلی و تقویت نیروهای نظامی و امنیتی خواهد شد. این تحلیلگران معتقدند که انرژی اپوزیسیون باید صرف افشای ماهیت رژیم، تشدید انزوای بینالمللی آن، و حمایت از نافرمانیهای مدنی و اعتصابهای داخلی شود.
۳- مخالفان سرسخت مذاکرات هستهای (برجام): بخشی از اپوزیسیون که بهشدت با توافق هستهای مخالف بودند استدلال میکردند که این توافق با تزریق پول به اقتصاد ایران، به جمهوری اسلامی فرصت تنفس داد و آن را از ورطهٔ سقوط نجات بخشید. این گروه معتقد است که باید اجازه داد که بحرانهای داخلی و خارجی رژیم را تا نقطهٔ فروپاشی پیش ببرد.
آنها استدلال میکنند که تهاجم اسرائیل فرصتی تاریخی به وجود آورده است که میتوان به کمک آن رژیم را ساقط و جایگزین کرد و این فرصت را بههیچوجه نباید از دست داد.
برای اینکه ببینیم پشت این تحلیلهای ظاهرالصلاح کیست و ارتباط این دیدگاه را با «رژیم چنج» اسرائیلی دریابیم، استنادات بسیار است، اما شاید اشارهٔ نوشتهٔ کوتاه و صریح حساب کاربری اسرائیل به فارسی در این مورد کافی باشد.
حساب کاربری اسرائیل به فارسی در اکس (توییتر سابق) ساعاتی پیش با انتشار ویدئویی از یک ساختمان در حال سوختن، بدون اشاره به اینکه چه ساختمانی هدف قرار گرفته است، خطاب به مردم ایران نوشته بود: «در راه رسیدن به اهداف این عملیات، ما راه را برای دستیابی شما به آزادی نیز هموار میکنیم.»
اینکه چطور میشود جنایتکاران جنگی و متهمان به نسلکشی در دادگاه بینالمللی، مانند دولت نتانیاهو و متحدانش، پرچمدار آزادی کشور ما شوند از عجایب روزگار است. به نظر میرسد در این تحلیلها «سیاستورزی واقعگرا» پشت سر گذاشته میشود تا وارد دوران «سیاستورزی فراواقعگرا» شویم. و این جایی است که همهچیز قابلتوجیه است.
۱. این مطلب با کمک DeepSeek تهیه شده است.