Skip to content
ژوئن 1, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • خاورمیانه در بحران: ریشه‌ها و راه‌های رهایی از جنگ
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

خاورمیانه در بحران: ریشه‌ها و راه‌های رهایی از جنگ

فواد کیخسروی – رادیو زمانه

یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۴

شرایط جنگی جنبش‌های اعتراضی اجتماعی، از جمله جنبش‌های کارگری، زنان و حاشیه‌نشینان را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد و آنها را ضعیف خواهد کرد.

مقدمه: خاورمیانه در لبهٔ پرتگاه

در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵، خاورمیانه درگیر بحرانی بی‌سابقه شد که با حملات هوایی اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای نطنز، پایگاه‌های نظامی و اقامتگاه برخی فرماندهان سپاه پاسداران آغاز گشت و با پاسخ موشکی ایران به تل‌آویو و اورشلیم، که خسارات و تلفاتی به بار آورد، به اوج رسید. این درگیری، نتیجه سیاست‌های جنگ‌افروزانه دو رژیم است: جمهوری اسلامی با ایدئولوژی توسعه‌طلبانه و حمایت از گروه‌های نیابتی، و دولت بنیامین نتانیاهو با حملات نظامی و سیاست‌های توسعه‌طلبانه، منطقه را به سوی آشوب کشانده‌اند. این جنگ، نه خواست مردم ایران یا اسرائیل، بلکه محصول تصمیمات اقتدارگرایانه حکومت‌هاست.

نگارنده استدلال می‌کند که ریشه این بحران در ماهیت استبدادی جمهوری اسلامی نهفته است، که با تنش‌آفرینی منطقه‌ای، خاورمیانه را بی‌ثبات کرده. مردم ایران، قربانیان اصلی رژیم و جنگ کنونی، می‌توانند با سرنگونی این نظام، یکی از موانع اصلی بی‌ثباتی را حذف کنند. با این حال، صلح پایدار نیازمند مبارزه مردم منطقه علیه رژیم‌های اقتدارگرای خودشان است. این مقاله ریشه‌ها، استراتژی‌ها، تبعات و راه‌های برون‌رفت از این بحران را تحلیل می‌کند.

ریشه‌های بحران: اقتدارگرایی و تنش‌آفرینی منطقه‌ای

ریشه‌های درگیری کنونی به سیاست‌های اقتدارگرایانه و ماجراجویانه جمهوری اسلامی و دولت نتانیاهو بازمی‌گردد. جمهوری اسلامی با حمایت از گروه‌های نیابتی نظیر حزب‌الله، حماس و حشد شعبی و پیشبرد برنامه هسته‌ای با غنی‌سازی در سطوح بالا، خاورمیانه را به میدان منازعه‌ای دائمی بدل کرده است. این سیاست‌ها، منابع ملی ایران را به جای توسعه داخلی، صرف ماجراجویی‌های نظامی کرده و مردم را در فقر و انزوا فرو برده است.

دولت نتانیاهو نیز با عملیات «طلوع شیران»، که تأسیسات نطنز، پایگاه‌های نظامی و زیرساخت‌های صنعتی را هدف قرار داد، چرخه خشونت را تشدید کرده است. این حملات، که به بهانه خنثی‌سازی تهدید هسته‌ای انجام شد، در داخل اسرائیل با انتقاداتی مواجه شده است. احزاب اپوزیسیون، نتانیاهو را به بهره‌برداری از جنگ برای فرار از بحران‌های سیاسی داخلی، از جمله پرونده‌های فساد، متهم کرده‌اند. مردم اسرائیل نیز، که حق زندگی در آرامش دارند، قربانی سیاست‌های نظامی‌گرایانه شده‌اند.

بحران فلسطین نمونه‌ای از تبعات این سیاست‌هاست. حمایت جمهوری اسلامی از گروه‌های اسلام‌گرا، جنبش فلسطین را از آرمان دولت مستقل به سوی هژمونی ایدئولوژیک کشانده است. نتانیاهو نیز با گسترش شهرک‌سازی در کرانه باختری، مذاکرات صلح را به بن‌بست رسانده است. نگارنده استدلال می‌کند که سرنگونی جمهوری اسلامی، یکی از موانع اصلی صلح منطقه‌ای را حذف خواهد کرد، اما صلح پایدار نیازمند تحولات داخلی در دیگر کشورهای منطقه است.

تحلیل استراتژیک جنگ: قطب‌بندی، بازدارندگی و فشار برای تسلیم

درگیری ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ در بستر قطب‌بندی‌های پیچیده جهانی و منطقه‌ای شکل گرفته است. در سطح جهانی، بلوک آمریکا و اروپا در برابر محور چین و روسیه قرار دارد، اما این بلوک‌ها یکدست نیستند. آمریکا و اروپا بر سر مسائل تجاری و ناتو دچار اختلاف‌اند، در حالی که چین با رویکرد اقتصادی و روسیه با تمرکز نظامی، منافع متفاوتی در خاورمیانه دنبال می‌کنند. در منطقه، ایران در برابر ائتلافی از اسرائیل و کشورهای عربی نظیر عربستان، امارات و قطر ایستاده است. ترکیه نیز، با بلندپروازی‌های نئو-عثمانی، به‌عنوان بازیگری مستقل در برابر ایران و اعراب عمل می‌کند و قطر با میانجی‌گری دیپلماتیک، نفوذ خود را گسترش داده است. این قطب‌بندی‌های چندلایه، خاورمیانه را به صحنه رقابت‌های توازن قوا بدل کرده است.

جمهوری اسلامی، که بازدارندگی خود را بر نیروهای نیابتی، سامانه‌های پدافندی و ذخیره موشکی استوار کرده بود، از اکتبر ۲۰۲۳ در اثر حملات هدفمند اسرائیل تضعیف شده است. گروه‌هایی نظیر حزب‌الله و حماس، که ستون‌های محور مقاومت بودند، عملاً فلج شده‌اند. سامانه‌های پدافندی ایران، شامل رادارها و موشک‌های زمین به هوا، در حملات اخیر تخریب شده و آسمان ایران را آسیب‌پذیر کرده است. اسرائیل، با تحریک ایران به شلیک صدها موشک بالستیک به تل‌آویو و اورشلیم، به دنبال تخلیه ذخیره موشکی ایران است. با فرض ذخیره‌ای حدود دو هزار موشک و مصرف روزانه حتی ۱۰۰ تا ۱۵۰ موشک، ایران در کمتر از دو هفته بی‌دفاع خواهد شد.

هدف اصلی آمریکا، تسلیم ایران در مذاکرات است، که توقف غنی‌سازی هسته‌ای، محدودسازی برنامه موشکی و قطع حمایت از نیابتی‌ها را شامل می‌شود. رویکرد دونالد ترامپ، با تأکید بر «فشار حداکثری»، تلاش دارد تا ایران را به پذیرش شروط سخت وادار کند. با این حال، برخی شواهد نشان می‌دهد که آمریکا ممکن است در بلندمدت به دنبال تغییر رژیم باشد، اما فعلاً تسلیم را ترجیح می‌دهد، زیرا از منظر آنان، جایگزین مشخصی برای رژیم کنونی وجود ندارد. گمانه‌هایی نیز مطرح است که آمریکا ممکن است با نیروهایی از درون رژیم، که هم‌اکنون برای نفوذ اطلاعاتی همکاری می‌کنند، به‌عنوان گزینه‌های آینده برای جایگزینی مذاکره کند. اسرائیل، در مقابل، خلع سلاح کامل یا سرنگونی رژیم را دنبال می‌کند، هدفی که با تخریب زیرساخت‌های نظامی و تحریک پاسخ‌های پرهزینه ایران پیش می‌رود.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: درخواست شماری از سران دولت‌ها برای حل دیپلماتیک بحران حملهٔ اسرائیل به ایران
Next: نشست گروه هفت در کانادا چه واکنشی به جنگ ایران و اسرائیل و رکود جهانی و یک‌جانبه‌گرایی آمریکا خواهد داشت؟
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved