سویم داگدلن، عضو سابق مجلس فدرال آلمان
چهارشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۴
ترجمهٔ اندیشهٔ نو
در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵، اسرائیل به ایران حمله کرد. این اقدام غیرقانونی طبق قوانین بینالمللی بدون حمایت شدید ایالات متحده، ناتو و اتحادیه اروپا غیرقابل تصور بود. در واقع، ایالات متحده تا آخرین لحظه – ظاهراً برای ایجاد حس کاذب امنیت – در حالی که حمله نظامی از قبل تصمیم گرفته شده بود، با ایران در مورد برنامه هستهایاش مذاکره میکرد.
به نظر میرسد که واشنگتن برای دفاع از هژمونی ایالات متحده در برابر کشورهای بریکس و جنوب جهانی، یک جنگ جهانی در سه جبهه را انتخاب کرده است. در اروپا، جنگ نیابتی ناتو – به رهبری آلمان – در اوکراین علیه روسیه ادامه دارد و هدف آن تحمیل یک شکست استراتژیک و فروپاشی روسیه به عنوان یک بلوک قدرت ژئوپلیتیکی است. کاجا کالاس، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، آشکارا این را به عنوان یک هدف جنگی اعلام کرده است.
در خاورمیانه، اسرائیل در حال انجام یک جنگ نیابتی با حمایت ایالات متحده علیه ایران است. هدف: خنثی کردن ایران به عنوان متحد استراتژیک روسیه و چین و مختل کردن عرضه نفت چین، که ایران در آن نقش حیاتی ایفا میکند. در جبهه سوم در شرق آسیا، ایالات متحده نیروهای خود را برای به چالش کشیدن چین متمرکز کرده است. همانند آلمان و اوکراین در اروپا، کشورها و مناطقی مانند ژاپن، فیلیپین و تایوان در حال تبدیل شدن به کشورهای خط مقدم ضد چین هستند.
۲. به راه انداختن یک جنگ سه جبههای نیازمند تقویت نظامی عظیم است. انتظار میرود در اجلاس آتی ناتو در لاهه، هدف جدیدی برای هزینههای دفاعی به میزان ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی تصویب شود – که هزینههای جاری را دو برابر کرده و به حدود ۳ تریلیون یورو میرساند. آلمان به تنهایی سالانه ۲۲۵ میلیارد یورو، تقریباً نیمی از بودجه فدرال خود را، صرف اهداف نظامی خواهد کرد.
امروزه، هزینههای نظامی ترکیبی اعضای اروپایی ناتو بیش از چهار برابر از هزینههای نظامی روسیه بیشتر است. این تجدید تسلیحات مربوط به دفاع نیست. این امر مربوط به توانمندسازی ناتو برای جنگ جهانی علیه روسیه، چین و ایران به طور همزمان است.
۳. در تلاش ناتو برای جهانیسازی و دفاع از هژمونی ایالات متحده، کنترل تنگهها، مسیرهای تجاری دریایی و کل دریاها نقش محوری دارد. ما در حال حاضر شاهد تلاشهایی برای تبدیل دریای بالتیک به یک ماره نوستروم برای ناتو هستیم – پهنهای آبی که حتی مسیرهای کشتیرانی بینالمللی و همچنین دسترسی به دریای شمال و اقیانوس اطلس نیز تحت کنترل ناتو هستند.
یکی از ابزارهای مورد استفاده در این تلاش، تحریمهای اتحادیه اروپا علیه تانکرهای روسی بوده است که توسط اعضای ناتو مانند استونی در دریای بالتیک اعمال شده است. اگرچه ناتو به دلیل اسکورت دریایی روسیه از کشتیهای تجاری مجبور به عقبنشینی جزئی شد، اما هدف استراتژیک همچنان روشن است: قطع دسترسی روسیه به بالتیک، که اساساً معکوس کردن یک واقعیت ژئوپلیتیکی است که از زمان پتر کبیر وجود داشته است.
این توهم که روسیه میتواند از نظر اقتصادی ویران و به کشورهای کوچکتر تجزیه شود، همچنان نیروی محرکه این استراتژی است.
۴. ناتو در حال ساخت زیرساختهای نظامی گستردهای در اطراف بالتیک بوده است. این شامل مرکز فرماندهی جدید در روستوک میشود که عمداً به عنوان مقر ناتو نامگذاری نشده است – انجام این کار نقض آشکار پیمان اتحاد مجدد آلمان است که استقرار نیروهای خارجی در آلمان شرقی سابق را ممنوع میکند.
ناتو با شعلهور کردن دوبارهی درگیریهای دوران جنگ سرد – مانند مسئلهی دسترسی دریایی روسیه – در تلاش است تا منطقهی جنگی علیه روسیه را گسترش دهد. در سال ۱۹۴۶، اتحاد جماهیر شوروی تحت دو شرط کلیدی از جزیرهی بورنهولم دانمارک عقبنشینی کرد: عدم حضور نیروهای ناتو و عبور نامحدود نیروی دریایی روسیه به اقیانوس اطلس.
به نظر میرسد هر دوی این شرایط اکنون در معرض خطر هستند. این امر زمینه را برای تشدید خطرناک دریایی جنگ فراهم میکند.
۵. تجهیز مجدد ناتو برای یک جنگ جهانی در سه جبهه، ناگزیر با یک جنگ اجتماعی علیه مردم خود همراه است.
اگرچه رهبران سیاسی به شدت آن را انکار میکنند، اما واقعیت آشکار است: اگر نیمی از بودجهی فدرال به هزینههای نظامی اختصاص یابد، این امر نمیتواند تنها با بدهی پوشش داده شود. این امر مستلزم کاهش شدید حقوق بازنشستگی، مراقبتهای بهداشتی عمومی، آموزش و پرورش و زیرساختها خواهد بود.
آلمان و دیگر کشورهای عضو ناتو در حال تبدیل شدن به کشورهای نظامی هستند که در آنها منابع اصلی اجتماعی به سمت آمادگی جنگی هدایت میشود. برندگان واقعی این تحول، شرکتهای سرمایهگذاری آمریکایی مانند بلکراک هستند که سهام قابل توجهی در تولیدکنندگان اسلحه آلمانی مانند راینمتال دارند.
برای آنها، جنگ – و آمادهسازی آن – یک تجارت پررونق در بحبوحه سرمایهداری بحرانزده و نرخ سود رو به کاهش است.
زمان آن رسیده است که علیه این سودجویان جنگ مبارزه کنیم. آنچه ما نیاز داریم، اتحادی قدرتمند بین کارگران در شمال جهان و جنبشهای اجتماعی در جنوب جهان است.
منبع: مورنینگ استار