لوگوی محافل صلح در حزب سوسیال دموکرات آلمان
تأمین صلح در اروپا از راه توانایی دفاعی، کنترل تسلیحات، و تفاهم
مانیفست محافل صلح در حزب سوسیال دموکرات آلمان (SPD)
۲۱ خرداد ۱۴۰۴
ترجمهشده با بهرهگیری از هوش مصنوعی (ویراستهٔ اندیشهٔ نو)
منبع: «بلاگ جمهوری»، ۱۱ ژوئن ۲۰۲۵ (۲۱ خرداد ۱۴۰۴)
هشتاد سال پس از پایان فاجعهٔ قرن، یعنی جنگ جهانی دوم، و رهایی از فاشیسم هیتلری، صلح در اروپا بار دیگر در معرض تهدید قرار گرفته است. ما شاهد شکلهای جدیدی از خشونت و نقض کرامت انسانی هستیم: جنگ روسیه علیه اوکراین، و البته نقض بنیادین حقوق بشر در نوار غزه. شکاف اجتماعی در جهان عمیقتر شده است، چه درون جوامع و چه میان آنها. بحران زیستمحیطی و آبوهوایی ساختهٔ بشر، نابودی بنیانهای تغذیهٔ بشر، و اشکال جدید استعمار برای دستیابی به منابع طبیعی همگی صلح و امنیت انسانها را تهدید میکند. از همه بدتر، ملیگرایان افراطی میکوشند از ناامنی، درگیری، و جنگ برای تأمین منافع پَست خودشان بهره بگیرند.
ما از بازگشت به نظم پایدار صلح و امنیت در اروپا فاصلهٔ زیادی داریم. برعکس، در آلمان و بیشتر کشورهای اروپایی نیروهایی قدرت گرفتهاند که آینده را در راهبردهای تقابل نظامی و صدها میلیارد یورو برای تسلیحات میبینند. گفته میشود که صلح و امنیت با همکاری روسیه دیگر دستیافتنی نیست، بلکه باید در تقابل با روسیه بهدست آید. به جای آنکه توان دفاعی ضروری با سیاست کنترل تسلیحات و خلعسلاح همراه شود تا امنیت مشترک و صلح متقابل فراهم آید، شاهد افزایش فشار برای تسلیحات بیشتر و آمادگی برای جنگ ادعایی و قریبالوقوع هستیم. ما بر این باوریم که مفهوم «امنیت مشترک» بدون توجه به اختلافات ایدئولوژیک و تضاد منافع تنها راه مسئولانه برای جلوگیری از جنگ از طریق تقابل و مسابقهٔ تسلیحاتی است. همین مفهوم پایهٔ توافق تاریخی میان رئیسجمهور وقت آمریکا رونالد ریگان و میخائیل گورباچف، دبیرکل حزب کمونیست شوروی، در سال ۱۹۸۷ بود که منجر به ممنوعیت همهٔ موشکهای اتمی میانبرد شد و سهم بزرگی در پایان دادن به جنگ سرد در اروپا و وحدت آلمان داشت.
از دههٔ ۱۹۶۰ تا کنون جهان بیش از یک بار تا آستانهٔ نابودی هستهیی پیش رفته است. جنگ سرد سرشار از بیاعتمادی متقابل و تقابل نظامی میان قدرتهای شرق و غرب بود. جان اف. کندی، رئیسجمهور وقت آمریکا، ویلی برانت، و دیگر رهبران وقت پیامدهای خطرناک بحران کوبا را درک کردند و راه درستی برگزیدند: بهجای تقابل و مسابقهٔ تسلیحاتی، گفتوگو و مذاکره برای تأمین امنیت از راه همکاری، اعتمادسازی، کنترل تسلیحات، و خلعسلاح آغاز شد.
امضای سند نهایی کنفرانس امنیت و همکاری اروپا (CSCE) در هلسینکی در سال ۱۹۷۵ نقطهٔ اوج این تفکر تلفیقی دفاع و خلعسلاح بود که دههها صلح را در اروپا تضمین کرد و وحدت آلمان را ممکن ساخت.
در هلسینکی، اصول کلیدی امنیت اروپا با تکیه بر رفتار صلحآمیز کشورها با یکدیگر به تصویب رسید: برابری کشورها فارغ از اندازهٔ آنها، حفظ تمامیت ارضی، خودداری از تهدید به خشونت، احترام به حقوق بشر و آزادیهای بنیادین، مداخله نکردن در امور داخلی دیگر کشورها، و توافق بر سر همکاری فراگیر.
امروزه متأسفانه در دنیایی دیگر زندگی میکنیم. نظم امنیتی اروپا، که بر اساس اصول سند هلسینکی بنا شده بود، در دهههای گذشته- حتی پیش از حملهٔ غیرقانونی روسیه به اوکراین- بیش از پیش ضعیف شده بود؛ از جمله از سوی «غرب» و با حملهٔ ناتو به صربستان در ۱۹۹۹، جنگ عراق با «ائتلاف داوطلبان» در ۲۰۰۳، بیاعتنایی به تعهدهای مربوط به خلعسلاح هستهیی که در سال ۱۹۹۵ دوباره مورد تأکید قرار گرفت، نقض یا لغو توافقهای مهم کنترل تسلیحات (بیشتر از طرف آمریکا)، یا اجرای بسیار ناقص توافقنامهٔ مینسک پس از ۲۰۱۴.
این روند تاریخی نشان میدهد که بهجای نسبت دادن یکجانبهٔ تقصیر به این و آن، تحلیل دقیق همهٔ عوامل انحراف از اصول هلسینکی ضروری است. به همین دلیل است که نباید درسهای تاریخ را فراموش کنیم. بازگشت به سیاست بازدارندگی محض، بدون کنترل تسلیحات و با تمرکز بر تسلیحات سنگین، اروپا را امنتر نخواهد کرد، بلکه باید دوباره سیاستی را در پیش بگیریم که هدف آن امنیت مشترک باشد.
از دید بسیاری، «امنیت مشترک» امروز آرزویی خیالی به نظر میرسد. اما این تصور خطایی خطرناک است؛ زیرا که جایگزین مسئولانهای برای آن وجود ندارد. این مسیر آسان نخواهد بود. پیش از ایجاد تدابیر اعتمادساز جدّی، باید گامهای کوچکتری برداشت: پیشگیری از تشدید درگیریها، حفظ حداقل معیارهای انسانی، همکاریهای فنی اولیه مثلاً در حوزهٔ کمکرسانی یا امنیت سایبری، و از سرگیری تدریجی تماسهای دیپلماتیک. فقط زمانی که این پایهها فراهم شود، اعتماد میتواند رشد کند و راه برای ساختار جدید امنیتی اروپا هموار شود. گفتمان عمومی دربارهٔ امنیت نیز باید در این راستا گسترش یابد.
اروپا امروز بیش از همیشه باید مسئولیت مستقل بپذیرد. دولت ترامپ در آمریکا بار دیگر راهبردی را دنبال میکند که بر رویارویی، بهویژه با چین، تمرکز دارد. این مسئله خطر نظامی شدن بیشتر روابط بینالملل را افزایش میدهد. اروپا باید در برابر این روند سیاست امنیتی صلحمحور و مستقل خودش را پیش گیرد و برای بازگشت به نظم امنیتی همکاریمحور بر اساس اصول سند نهایی هلسینکی ۱۹۷۵ فعالانه تلاش کند.
در عین حال، روشن است که توان دفاعی مؤثری برای آلمان و اروپا لازم است.
اما این توان باید در چارچوب راهبرد کاهش تنش و اعتمادسازی تدریجی باشد، نه در قالب مسابقهٔ تسلیحاتی جدید. در واقع، کشورهای اروپایی عضو ناتو، حتی بدون نیروهای آمریکا، از نظر نظامی متعارف بهمراتب بر روسیه برتری دارند. لفاظیهای هشدارآمیز نظامی و برنامههای عظیم تسلیحاتی نهتنها امنیتی برای آلمان و اروپا نمیآفریند، بلکه باعث بیثباتی و تشدید تصور تهدید متقابل بین ناتو و روسیه میشود.
بنابراین، عناصر کلیدی سیاست امنیت و صلح پایدار عبارتاند از:
• پایان دادن هرچه سریعتر به کشتار و مرگ در اوکراین. برای این منظور، تلاشهای دیپلماتیک در سطح اروپا باید تقویت شود. حمایت از اوکراین در چارچوب حقوق بینالملل باید با منافع قانونی همهٔ کشورهای اروپایی در عرصهٔ امنیت و ثبات گره بخورد. بر این اساس، باید دست به این تلاش بسیار دشوار زد که پس از خاموش شدن سلاحها، گفتوگو با روسیه، دربارهٔ برقراری نظمی برای صلح و امنیت که مورد قبول و احترام همه باشد، دوباره آغاز شود.
• ایجاد توان دفاعی مستقل برای کشورهای اروپایی، بدون وابستگی به آمریکا. توقف مسابقهٔ تسلیحاتی. سیاست امنیتی اروپا نباید بر اصل تسلیح و آمادگی برای جنگ استوار باشد، بلکه باید بر توان دفاعی مؤثر متکی باشد. ما نیاز به تجهیزات دفاعی برای نیروهای نظامیمان داریم که از امنیت دفاع کند، نه اینکه خطرهای جدید بیافریند.
• هیچ دلیلی از منظر امنیتی وجود ندارد که بودجهٔ نظامی به ۳٫۵ یا ۵درصد تولید ناخالص داخلی افزایش یابد که سالها ثابت میماند. تعیین درصدی از تولید ناخالص داخلی برای هزینههای نظامی اقدامی غیرمنطقی است. بهجای هزینههای فزایندهٔ نظامی، ما نیازی مبرمی به سرمایهگذاری بیشتر در حوزهٔ مبارزه با فقر، حفاظت از آبوهوا و اقلیم، و جلوگیری از تخریب منابع طبیعی زندگی نیاز داریم، حوزههایی که مردم کمدرآمد در آنها بیشتر از دیگران آسیب میبینند.
• موشکهای میانبُرد جدید آمریکایی نباید در آلمان مستقر شود. استقرار سامانههای موشکی دوربُرد و پرسرعت آمریکا در آلمان کشور ما را از همان لحظههای نخستین به هدف حمله بدل خواهد کرد.
• در کنفرانس بازبینی پیمان منع گسترش سلاحهای هستهیی (NPT) در سال ۲۰۲۶، مادهٔ ۶ دربارهٔ تعهد به خلعسلاح هستهیی باید با گزارشدهیهای الزامآور کشورها و اعلامیههای حقوقی مبنی بر «خودداری از شلیک نخست» تقویت شود.
• همزمان، باید برای تمدید پیمان نیو استارت (New START) که در سال ۲۰۲۶ منقضی میشود، و نیز برای آغاز مذاکرات جدید دربارهٔ کنترل تسلیحات، اقدامات اعتمادساز، دیپلماسی، و خلعسلاح در اروپا تلاش کنیم.
• بازگشت تدریجی به کاهش تنش و همکاری با روسیه و توجه به نیازهای کشورهای [در حال توسعه] «جنوب جهانی»، بهویژه برای مقابله با تهدید مشترک تغییرات نامطلوب آبوهوایی.
• مشارکت نکردن آلمان و اتحادیهٔ اروپا در هرگونه تنش و برخورد نظامی در جنوب شرق آسیا.
نام برخی از امضاکنندگان:
رودیگر ساکس، عضو هیئت اجرایی پیشین حزب SPD ناحیه هانوفر
هانس-یورگ شرودر، استاد روابط بینالملل، هامبورگ
هانس میس، رئیس پیشین سازمان جوانان حزب SPD
کارین دیتریش، عضو پیشین پارلمان ایالتی نیدرزاکسن
راینر براون، فعال صلح، مدیر سابق دفتر اروپا در IPB
میشائل مولر، سناتور پیشین محیط زیست در برلین، رئیس پیشین Naturfreunde آلمان
پروفسور دکتر کلاوس شریدر، استاد آموزش و آموزش سیاسی
دکتر یورگن کلین، مورخ و معلم
کریستوف فوکس، عضو هیئت اجرایی محلی SPD در مونیخ
هانس تریتل، نماینده سابق پارلمان اروپا
فرانک کوپا، انجمن SPD در وایمار
راینهولد زوگر، نویسنده
دکتر کاترین موهل، پزشک، عضو SPD، کلن
(برای دیدن فهرست کامل امضاکنندگان این مانیفست به اصل مطلب در «بلاگ جمهوری» مراجعه کنید.)