Skip to content
ژوئن 4, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • به رسمیت شناختن فلسطین واقعاً به چه معناست؟
  • جهان
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

به رسمیت شناختن فلسطین واقعاً به چه معناست؟

دالیا شیندلین، هاآرتص، ۲۸ مه ۲۰۲۵ (۷ خرداد ۱۴۰۴)‏
مترجم: حبیب مهرزاد

سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۴

همه خواهان تشکیل کشور فلسطین‌اند، جز اسرائیل، و اسرائیل به‌خودی‌خود تغییر نخواهد کرد. به رسمیت شناختن باید مجموعه و ‏بسته‌‌ای بزرگ از سیاست‌‌های گوناگون باشد که هم مؤثر و هم محکم باشند. در غیر این صورت، سرنوشت آن مانند همهٔ سرنوشت ‏همهٔ تلاش‌های شکست‌خوردهٔ قبلی خواهد شد.‏

هر فکری که در مورد راه‌حل دو کشوری برای اسرائیل و فلسطین داشته باشیم، یک چیز روشن است: طرفین خودشان به این ‏مقصد نخواهند رسید. به همین دلیل است ‏که فرانسه و عربستان سعودی دست به تلاش دوباره‌ای زده‌اند و فرایندی را ‏برای ترسیم ‏طرح اولیه و به انجام رساندن این کار در سازمان ملل متحد پیش می‌برند.‏
در جلسهٔ مقدماتی سازمان ملل متحد روز جمعهٔ گذشته (۲۳ مه)، نمایندگان فرانسه و عربستان ‏سعودی قول دادند که چرخ‌ها را به ‏حرکت درآورند. این بار آنها از «تغییر واقعی، برگشت‌‏ناپذیر، و دگرگون‌کننده» صحبت کردند و خواستار «ترسیم مسیر برای عمل ‏شدند، ‏نه تأمل کردن.» منال رضوان، نمایندهٔ عربستان سعودی گفت: «در این کنفرانس فقط برای حرف زدن نیست، بلکه برای ‏عمل کردن است.»‏
رضوان به مجمع عمومی اطلاع داد که کنفرانس ویژهٔ گروه‌های کاری که قرار است در ‏اواسط ماه ژوئن [اواخر خرداد] در سازمان ‏ملل متحد برگزار شود از طریق ارائهٔ «پیشنهادهای مشخص» ‏برای رسیدن به ‏«نتایج عملی با مدت معیّن» خواهد کوشید و هر ‏کشوری باید «آمادهٔ به ‏عهده گرفتن مسئولیت‌های بلندمدت باشد.»‏
این موضع‌گیری به نظر جدی و شبیه به موضع‌گیری فرانسه است که اعلام کرده است «هدف ما بسیج کل جامعهٔ بین‌‏المللی است ‏تا فعالانه، با حمایت از ادامهٔ روند صلح، به این کار متعهد شود. […] ما با ادای سهم ‏مشخصی که همهٔ شریکان بین‌المللی آمادهٔ ‏ارائهٔ آن‌اند بار دیگر باید بر ‏تعهدمان به راه‌حل دو کشوری تأکید کنیم.»‏
نکته اینجاست که این نقل‌قول بخشی از توصیف وزارت امور خارجی فرانسه از کنفرانس صلح ‏است که در ژانویه ۲۰۱۷ برگزار ‏شد. آن کنفرانس پس از برگزاری کنفرانس دیگری به میزبانی فرانسه در ‏سال ۲۰۱۶ برگزار شد که آن هم پس از سخنرانی جان ‏کری، وزیر امور خارجی وقت آمریکا، در دسامبر همان سال بود که او در آن از «گام‌های مهمی که نشان‌دهندهٔ پیشرفت ‏واقعی در ‏مسیر ایجاد دو کشور است» حمایت کرد و گفت که «نکتهٔ اصلی همین است: اگر در ‏مورد راه‌حل دو کشوری جدی هستیم، زمان ‏آن فرا رسیده است که اجرای آن را از ‏همین حالا شروع کنیم.»‏

به رسمیت شناختن فلسطین- برگ برنده یا فقط رد گم کردن؟

امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور ‏فرانسه، شاید برای اینکه ثابت کند این بار متفاوت است، گمانه‌زنی‌های تازه‌ای- یا شبحی ترسناک ‏برای جناح راست اسرائیل- مبنی بر به رسمیت شناختن رسمی کشور فلسطین مطرح کرده است. هفتهٔ گذشته، ژان ‏نوئل بارو، ‏وزیر امور خارجی دولت فرانسه، گفت که آن دولت برای به سرانجام رساندن این کار «مصمم» است. ‏روز دوشنبه [۲۶ مه]، ‏دولت مالت اعلام کرد که قصد دارد همین کار را بکند. اعلام موضع این دولت‌ها در واقع بعد از آن است که نزدیک به ‏‏۱۵۰ ‏کشور دیگر، از زمانی که سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) در سال ۱۹۸۸ وجود کشور فلسطین را اعلام کرد، کشور فلسطین ‏را به رسمیت شناخته‌اند. روز چهارشنبه [۲۸ مه]، اندونزی ‏نیز خبر مسرت‌بخشی به سبک عربستان سعودی اعلام کرد مبنی بر ‏اینکه اگر اسرائیل کشور ‏فلسطین را به رسمیت بشناسد، اندونزی هم اسرائیل را به رسمیت خواهد شناخت.‏
اما مشکل همچنان جلوی چشم ماست:‌ همهٔ این به رسمیت شناختن‌ها در عمل نتوانسته است ‏به ایجاد کشور مستقل فلسطین منجر ‏شود.‏
بنابراین، تعجب‌آور نیست که خانم دکتر دلال عریقات، ‏که در دانشگاه عرب آمریکایی در رام‌الله تدریس می‌کند، در مصاحبه‌ای ‏گفت: «در حال حاضر بحث‌هایی در میان فلسطینی‌ها وجود ‏دارد» در مورد اینکه آیا به رسمیت شناختن ارزشش را دارد یا خیر. ‏دانشجویان او شاکی‌اند که چنین اظهاراتی نمی‌تواند دشواری زندگی واقعی و روزمرهٔ آنها را تغییر دهد و بیشتر باعث ناامیدی ‏می‌شود. دانشجویان می‌گویند «این موضع‌گیری‌ها خیلی نمادین ‏است، و ما به آن نیازی نداریم.»‏
اما عریقات این موضع را رد می‌کند. از نظر او، «به رسمیت شناختن فلسطین پیش‌نیازی ‏برای همهٔ کشورهای عضو سازمان ملل ‏متحد است که از راه‌حل دو کشوری حمایت کرده‌اند. با این ‏حال، این موضع‌گیری باید با اقدامات دیگری همراه باشد: پایان دادن به ‏اشغال اسرائیل، تعیین مرزها، مسئولیت‌پذیری اسرائیل، و پایان دادن به مصونیت اسرائیل از مجازات برای ارتکاب جنایت‌های ‏جنگی.»‏

موضع‌گیری نمادین پوچ یا مایه‌دار

‏«فقط نمادین» بودن از نگرانی‌های مشترک فلسطینی‌ها است. عمر دجانی، استاد ‏حقوق فلسطینی-آمریکایی و مشاور حقوقی سابق ‏تیم مذاکره‌کنندهٔ فلسطین، به‌‏صراحت به من گفت: «به رسمیت شناختن باید بیش از اقدامی نمادین باشد.» او رئیس ‏مشترک ‏فلسطینی هیئت‌مدیرهٔ «سرزمینی برای همه» است [از جنبش‌های سیاسی فلسطینی-اسرائیلی] که من هم دوازده ‏سال عضو فعال آن ‏بوده‌ام.‏
فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌هایی که از راه‌حل دو کشوری حمایت می‌کنند برای تبدیل کردن چنین سیاستی به آنچه دجانی «به رسمیت ‏شناختن دگرگون‌کننده» ‏می‌نامد ایده‌های ‏زیادی دارند. او برخی از اصول اساسی آن را تشریح کرد.‏
اولین اصل، که باید واضح باشد، مرتبط کردن «صریح» به رسمیت شناختن با «خط سبز» است ‏که در آستانهٔ جنگ ۱۹۶۷ ‏سرزمین اسرائیل را از سرزمین‌های فلسطینی جدا و مشخص می‌کرد. ‏در کرانهٔ باختری، اسرائیل اشغال سرزمین‌ها را چنان در ‏شرق این خط گسترش داده است که دیگر کرانهٔ باختری را عملاً نمی‌توان تشخیص داد. بازگشت به آن خط به‌عنوان نقطهٔ ‏شروع، ‏هم به‌معنای به رسمیت شناختن نیاز به وجود کشور فلسطین یکپارچه و پیوسته [از لحاظ سرزمین] است- نه ‏‏«شبیه به بانتوستان» ‏‏[مناطق تکه‌تکه و جدا از هم، در آفریقای جنوبی دورهٔ آپارتاید] به‌نوشتهٔ دجانی- و هم عملاً به‌معنای فسخ و معکوس کردن اقدام ‏اسرائیل در الحاق بالفعل سرزمین‌های اشغال‌شده است.‏
عریقات رأی مشورتی دیوان بین‌المللی دادگستری در ژوئیه ۲۰۲۴ را یادآوری کرد ‏که اقدام اسرائیل در اشغال سرزمین‌های فراتر ‏از آن خط [سبز] غیرقانونی است. این حرف او نیست، اما من می‌گویم که به رسمیت شناختن فلسطین به این معنی است که اسرائیل ‏قلمرو حاکمیت ‏یک کشور دیگر را نقض کرده است، مورد نقضی که حتی از اشغال درازمدت هم آشکارتر است. خانم دکتر دلال ‏از ‏اعمال تحریم‌های دوجانبه بر اسرائیل نیز حمایت می‌کند، به این معنی که تک‌تک کشورها مثلاً با پایان دادن به فروش اسلحه، یا ‏تحریم کردن شهرک‌نشینان یهودی به‌‏طور کلی به‌دلیل نقض قوانین بین‌المللی، و نه‌فقط تحریم کردن آنهایی که مرتکب خشونت ‏علیه ‏فلسطینی‌ها شده‌اند، باید «به حرفی که می‌زنند عمل کنند.»‏
تا همین هفتهٔ گذشته، چنین توصیه‌ای حتی اگر دور از واقعیت هم نمی‌بود، دست‌کم فرضی به نظر می‌رسید. ‏اما بریتانیا، کانادا، و ‏فرانسه اکنون صحبت از اعمال تحریم‌های هدفمند بر اسرائیل به‌خاطر جنگ و بحران انسانی در غزه می‌کنند و در مورد ‏‏«اقدامات ‏مشخص» هشدار داده‌اند. بریتانیا مذاکرات تجاری با ‏اسرائیل را به حالت تعلیق درآورده است. اکنون هفتهٔ جدیدی شروع شده و ‏صدراعظم آلمان انتقاد ‏جدّی از این جنگ کرده است. وزیر دارایی او نیز در اظهاراتی که بسیار شبیه به ‏هشدار بود از آن انتقاد ‏حمایت کرد. عملی کردن چنین تهدید‌هایی در حمایت از به ‏رسمیت شناختن فلسطین نیز می‌تواند بسیار فراتر از موضع‌گیری ‏نمادین برود.‏

ژست گرفتن، تنبیه کردن، یا سازندگی

اما باید گفت که تشکیل کشور فلسطین در واقع به‌خاطر مجازات کردن اسرائیل نیست؛ موضوع مربوط به سازندگی است. ‏به همین ‏دلیل است که دجانی از به رسمیت شناختن کشور فلسطین همراه با طرحی برای «دولت انتقالی ‏بین‌المللی برای فلسطین» حمایت ‏می‌کند که شامل کشورهای متعددی است که می‌توانند ‏در مدیریت یا ایجاد نهادهای دولتی با فلسطینی‌ها مشارکت داشته باشند، ‏چیزی که من هم ‏از همان اوایل جنگ از آن حمایت کرده‌ام.‏
طبیعی است که اسرائیل هم باید موافقت کند، زیرا اسرائیل بر هر آنچه به فلسطین وارد و از آن خارج می‌شود ‏‏(غیر از قاچاق) ‏نظارت دارد. همچنین، راه‌حل دو کشوری نباید در گرو موافقت شهرک‌‏نشینان یهودی باشد. جنبش «سرزمین برای همه» پیشنهادی ‏سازنده و غیرتنبیهی در همین مورد دارد که به شهرک‌نشینان امکان می‌دهد که اگر مایل باشند، می‌توانند در داخل کشور فلسطین ‏اقامت ‏دائم داشته باشند.‏
البته هر کشور و دولت واقعی باید از نظر اقتصادی هم ماندنی و کامیاب باشد، که یک‌شبه چنین نخواهد شد. این جنگ اقتصاد ‏غزه را «محو کرده» و در کرانهٔ ‏باختری نیز خسارات عظیمی به بار آورده است. غیر از 53میلیارد دلاری که بانک جهانی ‏تخمین می‌زند ‏برای بازسازی غزه لازم است، جامعهٔ بین‌المللی نیز می‌تواند برای ‏کاهش وابستگی چنددهه‌یی فلسطین به اسرائیل و ‏آسیب‌پذیری‌اش در برابر تصمیم‌های ‏اسرائیل گام‌هایی بردارد.‏
رجا خالدی، مدیرکل «مؤسسهٔ تحقیقات سیاست‌گذاری اقتصادی فلسطین» (‏MAS‏)، تأکید می‌کند ‏که استقلال اقتصادی باید از این ‏فرض آغاز شود که «چیزی به نام حاکمیت و استقلال اقتصادی ‏وجود ندارد؛ فقط حاکمیت وجود دارد و با آن می‌توان اقتصادی ‏ساخت که کم‌و‏بیش مستقل باشد.» او به‌درستی در مورد تلاش‌هایی که برای پیشبرد رشد اقتصادی ‏فلسطین- به‌جای استقلال- ‏می‌شود تردید دارد. این چشم‌انداز به همان اندازهٔ «مدیریت تعارض» ‏خیالی است، زیرا رشد پایدار علاوه بر همکاری اسرائیل به ‏استقلال فلسطین بستگی ‏دارد.‏
خالدی می‌گوید اگر جامعهٔ جهانی واقعاً خواهان استقلال فلسطین است، «باید به این فکر ‏کند که ویژگی‌های اقتصادی کشور مستقل ‏کدام است؟»‏
او دو مثال می‌آورد: امکان دادن به فلسطین برای وام گرفتن از بازارهای مالی رسمی یا ‏تجاری، و رفتار با دولت آیندهٔ فلسطین ‏به‌مثابهٔ «قلمرو گمرکی جداگانه»، ‏موقعیتی که سازمان تجارت جهانی آن را یکی از انواع نهادهای واجد شرایط برای ‏الحاق به این ‏سازمان می‌داند که ورود به تجارت بین‌المللی را تسهیل می‌‏کند.‏
اما گفتن همهٔ این حرف‌ها آسان‌تر از عمل کردن به آنهاست. برای مثال، عملی شدن این هر دو مورد تابع تصمیم‌گیری‌های ‏دولت‌ها، نهادهای مالی، یا وام‌دهندگان خصوصی است که به‌طور کلی دقیقاً همان چیزی را ترجیح می‌دهند که فلسطین ندارد: ‏اختیار و نظارت واقعی بر مرزها و سیاست‌های ‏گمرکی‌اش، یا برخورداری از ثبات و توانمندی‌های نهادی که اعتماد وام‌دهندگان را ‏جلب کند.‏
به همین دلیل است که خالدی می‌گوید: « می‌دانیم که توسعهٔ اقتصادی و استقلال فقط از راه حاکمیت سیاسی حاصل می‌شود و ‏حاکمیت سیاسی چیزی است که دست‌نیافتنی ‏باقی مانده است.»‏
دو استاد حقوق اسرائیلی نیز در مورد نیاز فلسطینی‌ها به داشتن اختیار بیشتر بر اقتصادشان ‏هم‌نظرند. آریه رایش و گای هارپاز در ‏مقاله‌ای که پیش از جنگ سال ‏‏۲۰۲۳ نوشته‌اند اشاره کرده‌اند که «پروتکل پاریس»، یعنی همان توافق‌های اقتصادی که در ‏مذاکرات مرحلهٔ اول ‏پیمان اسلو در اوایل دههٔ ۱۹۹۰ حاصل شد، تأمین‌کنندهٔ استقلال اقتصادی فلسطینیان از اسرائیل از راه نظارت ‏بر واردات، مرزها، و گمرک بود- شامل جمع‌آوری مالیات ترخیص کالا و گاهی نگه داشتن این مالیات‌ها به دلایل سیاسی، ‏‏مقرراتی که در مورد واردات خاصی اعمال می‌شد، و انواع گوناگون نظارت بر صادرات. به این صورت است که «روابط ‏تجاری ‏نابرابر بین دو طرف نهادینه می‌شود.»‏
این دو استاد اسرائیلی پیشنهاد کردند که الگوی «اتحادیهٔ گمرکی» را به‌نفع توافق بر سر تجارت آزاد کنار ‏بگذارند که «تقارن» ‏بهتری فراهم می‌کند و اختیار و نظارت بیشتری بر سیاست‌گذاری‌های تجاری به فلسطینی‌ها می‌دهد و راه دیگری برای بهبود ‏موقعیت فلسطین به‌‏عنوان قلمرو گمرکی جداگانه است و نامزدی آن برای پیوستن به سازمان ‏تجارت جهانی را تسهیل می‌کند.‏
رایش، معاون رئیس دانشگاه بار-ایلان، در صحبت‌های شخصی‌اش (نه در مقام دانشگاهی‌اش) ‏به من گفت که به توصیه‌های اواسط ‏‏۲۰۲۳ همچنان باور دارد و پایبند است. او می‌خواهد فلسطینی‌‏ها مسئولیت بیشتری در قبال زندگی اقتصادی‌شان بپذیرند. اما رایش ‏از دیدگاه یک ‏اسرائیلی صحبت می‌کرد و در واقع می‌کوشید از تقصیر اسرائیل در به وجود آمدن مشکلات اقتصادی برای ‏فلسطینیان بکاهد.‏
رایش تصدیق کرد که در اوضاع سیاسی کنونی، «با توجه به وضع ‏افتضاح ما در مسئلهٔ غزه، باید به آنهایی که به ما حمله ‏نکرده‌اند و با آنها همکاری امنیتی داریم افق متفاوتی ‏نشان دهیم…- [منظورم] تشکیلات خودگردان فلسطین است- که آنها بدانند که ‏‏چیزی به دست می‌آورند»؛ یعنی در نظر گرفتن پاداش و تشویق برای همیاران صلح‌طلب.‏
این هم باز مستلزم رضایت اسرائیل است. الگوی توافق‌نامهٔ تجارت آزاد‏ که او و هارپاز ‏پیشنهاد می‌کنند «به آنها [فلسطینی‌ها] ‏امکان می‌دهد که گمرک خودشان را با همهٔ کشورهای دیگر برقرار کنند، اما این کمی سخت است، زیرا ما [اسرائیلی‌ها] در همهٔ ‏مرزها نشسته‌ایم.»‏
به نظر او، جامعهٔ بین‌المللی می‌تواند این ایده‌ها را پیش ببرد، از جمله از ‏طریق دادن مشوق‌هایی به اسرائیل.‏
این فقط نمونه‌ای از ایده‌های سیاسی مشخص است، اما در نهایت هر سیاستی برای ‏ایجاد کشور فلسطین، فراتر از حرف، مستلزم ‏آن است که اسرائیل کنترلش را ‏واگذار کند تا فلسطینی‌ها واقعاً بتوانند سیاست‌گذاری، مسئولیت‌پذیری، نهادسازی، و سیاست‌‏های ‏اقتصادی کشورشان را پیش ببرند. فلسطینی‌ها در عرصهٔ حکمرانی، رهبری، و نهادهای قانونی کارهای زیادی دارند که باید ‏بکنند. بدون وجود چشم‌اندازی برای حاکمیت مستقل، چه ‏کسی حق قانونی یا انگیزه‌ای دارد که دست به کار شود؟
هیچ راه خوشایندی برای گفتن این حرف وجود ندارد که همهٔ خواهان تشکیل کشور فلسطین‌اند، جز اسرائیل، و اسرائیل به‌خودی‌خود ‏تغییر نخواهد کرد. به رسمیت شناختن فلسطین باید مجموعه و بستهٔ بزرگی از سیاست‌های گوناگون باشد که هم مؤثر و هم محکم ‏باشند. در غیر این صورت، سرنوشت آن مانند همهٔ سرنوشت همهٔ تلاش‌های شکست‌خوردهٔ قبلی خواهد شد.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: دارو فقط برای توانگران!/ از بازنشسته معدن تا معلم و کارمند: از کجا بیاوریم دارو بخریم؟ نسرین هزاره مقدم
Next: هنر جنگ از دیدِ سون تزو
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved