جیدی ونس در حال سخنرانی در مراسم پایان تحصیل افسران و تفنگداران نیروی دریایی آمریکا. مریلند، ۲ خرداد ۱۴۰۴ عکس: Navy Petty Officer 1st Class Sarah M. Thielen
Recently updated on می 28th, 2025 at 09:37 ب.ظ
ترجمه و تلخیص از مینا آگاه – برای اندیشهٔ نو
سهشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۴
هدف اصلی سخنرانی جیدی ونس در مراسم پایان تحصیل افسران و تفنگداران نیروی دریایی آمریکا دقیقاً همین بود: اعلام آغاز عصری جدید از امپریالیسم آمریکا که هدف اصلیاش چین است.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، روز جمعه ۲ خرداد در مراسم پایان تحصیل افسران و تفنگداران نیروی دریایی آمریکا شرکت و سخنرانی کرد. او در این سخنرانی خطوط اصلی سیاستهای نظامی جدید آمریکا و «دوران جدیدی در استراتژی نظامی» آمریکا را ترسیم کرد که در واقع بازگشت به سیاستهای استعماری کهن و کشورگشایی و توسعهطلبی امپریالیستی است. در مرکز این سیاست جدید هم مقابله با جمهوری خلق چین قرار دارد که «دشمن اصلی» خوانده میشود. آنچه در ادامه میخواهید برداشت بن نورتون، گردانندهٔ کانال یوتیوبی «گزارش اقتصاد ژئوپلیتیک» و مروری است بر بخشهایی از صحبتهای معاون رئیسجمهور آمریکا که در آن سیاستهای تهاجمی جدید آمریکا در عرصهٔ نظامی در «دورهٔ جدید و خطرناک» ترسیم شده است. م.آ.
*****
برخیها سخنان ونس را از بسترش جدا کردهاند تا اینگونه جلوه دهند که دولت ترامپ در حال تغییر دادن سیاست خارجی آمریکا از جنگطلبی و مداخلهگرایی به سوی رویکردی محتاطانهتر و انزواطلبانه است.
اما این طور نیست. اگر به سخنرانی کامل گوش کنید کاملاً متوجه میشوید که حکومت ترامپ میخواهد به سیاست امپریالیستی آشکار و بیپردهپوشی برگردد. چیزی که تغییر میکند این است که آمریکا از تظاهر به اینکه سیاست خارجیاش بر شالودهٔ حقوق بشر یا ترویج دموکراسی فاصله میگیرد. جیدی ونس بهروشنی اعلام میکند که امپراتوری آمریکا همچنان به جنگافروزی ادامه خواهد داد و با رفتاری بسیار تهاجمی سعی خواهد کرد در این جنگها، با استفاده از نیروی نظامی قاطع و کوبنده، پیروز شود، اما نه به نام دموکراسی یا حقوق بشر، بلکه با هدف گسترش قدرت امپریالیستی و حفظ سلطهٔ آمریکا در آنچه دولت آمریکا «حوزههای نفوذ امپریالیستی»اش میبیند.
جیدی ونس با تأسف از این واقعیت یاد میکند که امپراتوری آمریکا سلطهٔ تکقطبیاش بر جهان را از دست داده و امروز با «تهدیدهایی» جدی- بهویژه از جانب چین- روبهرو است.
ونس گفت: «پس از جنگ سرد، آمریکا بر فضاهای مشترک، اعم از حریم هوایی و دریایی یا در فضا و سپهر سایبری، تسلط تقریباً بیچونوچرایی داشت. اما دوران سلطهٔ بیرقیب آمریکا به پایان رسیده است. امروز با تهدیدهایی جدی از جانب چین، روسیه، و دیگر کشورهایی روبهرو هستیم که مصمماند در هر عرصهای از ما پیشی بگیرند.»
بنابراین، برخلاف ادعای برخی از حامیان ترامپ، این سیاست جدید بازگشت به انزواطلبی نیست. برعکس، جیدی ونس در سخنرانیاش بهروشنی اعلام میکند که امپراتوری آمریکا خودش را برای جنگهای بیشتر در آینده آماده میکند. به همین دلیل است که او به دانشآموختگان آکادمی نیروی دریایی آمریکا گفت که باید خودشان را برای مأموریت در «دورانی جدید و بسیار خطرناک» آماده کنند.
او افزود: «فکر کردم مناسب است کمی هم برای شما توضیح دهم که رئیسجمهور و من چگونه به مأموریت شما در این دوران جدید و بسیار خطرناک برای کشورمان نگاه میکنیم.»
و آمریکا برای جنگ با کدام کشور آماده میشود؟ جیدی ونس این موضوع را کاملاً روشن بیان میکند. او بارها در طول سخنرانیاش از چین نام برد. او با لحن انتقادی گفت که امپراتوری آمریکا و «رهبران ما قدرت سخت را با قدرت نرم معاوضه کردند.» به نظر او این سیاست اشتباه بود و امپراتوری آمریکا بهجای آن باید چین را مهار کند. «رهبران ما بهجای اینکه انرژی خود را صرف واکنش به ظهور رقیبان همتراز مانند چین کنند، راهی را در پیش گرفتند که گمان میکردند برای ابرقدرت برتر جهان آسان است.»
ونس گفت که امپراتوری آمریکا از موضوع اصلی غافل شد. اینکه آمریکا این همه مدت روی جنگ علیه ترور وقت گذاشت و در خاورمیانه و غرب آسیا جنگ به راه انداخت اشتباه بود. او گفت که آمریکا باید روی موضوع رقابت قدرتهای بزرگ، مانند برخورد با چین، متمرکز میشد. در این بخش از سخنرانی، ونس بهصراحت اعلام میکند که امپراتوری آمریکا باید تمرکزش را روی «رقیب همتراز واقعی» میگذاشت، که آشکارا اشاره به چین است.
او میگوید: «دولت ما از رقابت میان قدرتهای بزرگ و آمادهسازی برای مقابله با رقیب همتراز غافل شد و در عوض خود را وقف وظایف گسترده و مبهمی کرد، مانند جستوجو برای یافتن تروریستهای جدید برای کشتن آنها و در عین حال، ساختن رژیمهایی در نقاط دوردست.»
ونس این تغییر در دولت ترامپ را «تغییر نسلی در سیاست» توصیف میکند و معتقد است که دولت ترامپ دارد تغییری بنیادی در سمتگیری سیاست خارجی آمریکا میدهد.
او میگوید: «آنچه امروز از رئیسجمهور ترامپ میبینیم، تغییر نسلی در سیاست است که پیامدهای جدّی و گستردهای برای مأموریتی خواهد داشت که از هر یک از شما خواسته خواهد شد.»
ونس در سخنرانیاش روایتی تاریخی ارائه میدهد که طبق آن، پس از پایان جنگ سرد اول، آمریکا در مقام هژمون (سرکردهٔ) بیرقیب جهانی ظاهر شد، امپراتوری جهانی بدون هیچ رقیب همتراز. در آن دوران، تمرکز آمریکا بر قدرت نرم و بهویژه قدرت اقتصادیاش بود. شرکتهای آمریکایی تولید را به خارج منتقل کردند و چین به قدرت صنعتی جهانی تبدیل شد.
ونس در اینجا از تصمیمهای گذشته آمریکا انتقاد میکند. به گفتهٔ او، آمریکا اشتباه بزرگی مرتکب شد. بهجای آنکه در جریان رشد و توسعهٔ چین، آن کشور را ایزوله، مهار، و ضعیف کند، با آن وارد مبادلات اقتصادی شد و همین امر باعث شد چین قدرت بگیرد.
ونس میگوید اشتباه بود که فکر کنیم با گسترش تجارت و یکپارچگی اقتصادی با چین، نظام آن کشور تغییر خواهد کرد. او گفت: «پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، سیاستگذاران آمریکایی گمان کردند که برتری آمریکا در جهان تضمین شده است. برای مدتی، ما ابرقدرتی بیرقیب بودیم و تصور نمیکردیم هیچ کشور خارجیای بتواند به سطح رقابت با آمریکا برسد. و به همین دلیل، رهبران ما قدرت سخت را با قدرت نرم معاوضه کردند. دیگر چیزی تولید نمیکردیم؛ از خودرو گرفته تا کامپیوتر و حتی سلاحهای جنگی، یا کشتیهایی که از آبهای ما محافظت میکنند و سلاحهایی که شما در آینده استفاده خواهید کرد. چرا چنین کردیم؟ چون بسیاری از ما معتقد بودیم که ادغام اقتصادی، و تبدیل کردن کشورهایی مانند جمهوری خلق چین به چیزی شبیه به آمریکا، به صلح منجر خواهد شد.»
این همان شکایتی است که بارها از دولت آمریکا شنیدهایم: اینکه آمریکا فکر میکرد میتواند حزب کمونیست چین را بهتدریج از قدرت کنار بزند و چین را به رژیمی تابع و سرمایهداری شبیه به ژاپن تبدیل کند. این کاری بود که آمریکا با ژاپن کرد. فکر کردند همین کار را هم میتوانند با چین بکنند. اما شکست خوردند و اکنون ونس از این موضوع شکایت دارد و میگوید که دولت ترامپ میخواهد سمتگیری سیاست خارجی آمریکا را با هدف آماده شدن برای جنگ با چین تغییر دهد. بنابراین، وقتی میشنویم که حامیان ترامپ و ونس ادعا میکنند که این دولت در حال فاصله گرفتن از جنگطلبی و مداخله در امور کشورهای دیگر است، باید تمام این زمینه را در نظر بگیریم. این چیزی نیست که واقعاً در حال رخ دادن است.
ونس بهصراحت گفت که وقتی دولت آمریکا سربازان را به جنگ میفرستد، باید مأموریتی مشخص در ذهن داشته باشد: «ما داریم به استراتژی مبتنی بر واقعگرایی و حفاظت از منافع اصلی ملی بازمیگردیم. این بدان معنا نیست که تهدیدها را نادیده میگیریم. بدان معناست که وقتی شما را به جنگ میفرستیم، هدفهای بسیار مشخصی در ذهن داریم.» دقت کنید که میگوید «وقتی که» نه «اگر» سربازان به جنگ فرستاده شوند.
این سیاست دولت آمریکا در واقع بازگشت به نوعی استعمار آشکار به سبک قرن نوزدهم و کنار گذاشتن تبلیغاتی است که سیاست خارجی آمریکا را مبتنی بر دموکراسی و حقوق بشر و دفاع از نظم بینالمللی مبتنی بر قانون جلوه میداد. این ادعاها همیشه جعلی، دروغ، و تبلیغات بودند، اما اکنون دارند این توهم را کنار میگذارند. نقاب را برداشتهاند و چهرهٔ واقعی امپراتوری آمریکا و قدرتنمایی بیپرده و مُشت عریان آن را آشکار کردهاند. همانطور ونس خودش در سخنرانیاش گفت: «وقتی امپراتوری ایالات متحد آمریکا مشت میزند، وقتی جنگی را آغاز میکند، این کار را با احتیاط، اما قاطعانه، ویرانگرانه، و بیرحمانه میکند و همهچیز را نابود خواهد کرد.» این همان شیوهای است که باید از قدرت نظامی استفاده شود، قاطعانه و با هدفی روشن. «و این دقیقاً همان کاری است که ممکن است از شما بخواهیم.»
و البته باید به این نکته اشاره کنم که امپراتوری آمریکا در حال آمادهسازی برای جنگهای بیشتری است. ترامپ گفت: «من از سرمایهگذاری بیسابقهای به ارزش یکتریلیون دلار برای دفاع ملی کشور حمایت خواهم کرد. ما به رقم یکتریلیون دلار خواهیم رسید، بزرگترین بودجه در جهان، بزرگترین بودجهای که تا کنون در کشور داشتهایم. و برنامههای عظیمی در پیش داریم.»
پس اگر ترامپ واقعاً قصد داشت از سیاست خارجی مداخلهجویانه فاصله بگیرد، چرا باید بودجهٔ نظامی را بهطور چشمگیری افزایش دهد؟ باید بودجهٔ نظامی را کاهش میداد. ارتش آمریکا بیش از هفتصد پایگاه نظامی در سراسر جهان دارد. ترامپ هیچکدام از این پایگاهها را تعطیل نمیکند تا روی مسائل داخلی آمریکا تمرکز کند.
دقیقاً برعکس. ترامپ بارها وعده داده است که قلمرو امپراتوری آمریکا را گسترش خواهد داد. او در حال بازگشت به نوعی امپریالیسم آشکار به سبک قرن نوزدهم است. مسئلهٔ گسترش سرزمینی امپراتوری آمریکا برای ترامپ بسیار مهم است. به همین دلیل بارها به هوادارانش وعده داده است که قصد دارد قلمرو امپراتوری آمریکا را گسترش دهد.
او می گوید: «ایالات متحد آمریکا بیشترین ذخایر نفت و گاز را در میان همهٔ کشورهای جهان دارد. و ممکن است بهزودی کشوری بسیار بزرگتر شویم. این خوب نیست؟ سالها و دهههاست که قلمرو ما ثابت مانده، شاید حتی کمی کوچکتر هم شده باشیم. اما بهزودی ممکن است کشوری بزرگتر شویم.»
ترامپ در سخنرانی مراسم تحلیف نیز همین وعده را داد. او به مفهوم استعماری «سرنوشت مقدر» (Manifest Destiny) اشاره کرد که استعمارگران آمریکایی در قرن نوزدهم برای توجیه گسترش به سمت غرب و تصرف سرزمینهای بومیان آمریکا به کار میبردند. او میگوید: «چین دارد کانال پاناما را اداره میکند. ما آن را به چین ندادیم؛ به پاناما دادیم و حالا پس میگیریم. مثل سال ۲۰۱۷، بار دیگر قدرتمندترین ارتشی را که جهان تا کنون دیده است خواهیم ساخت. ایالات متحد آمریکا بار دیگر ثروتش را افزایش میدهد، قلمروش را گسترش میدهد، و پرچمش را به افقهایی نو و زیبا میبرد. ما سرنوشت مقدرما را تا اعماق فضا دنبال خواهیم کرد.»
پس حالا متوجه میشویم که چرا دولت ترامپ تهدید به تصاحب استعماری گرینلند، کانال پاناما، غزه، و حتی کانادا کرده است. زیرا میخواهند امپراتوری آمریکا را تا حد ممکن قدرتمند سازند. بهروشنی دریافتهاند که ما اکنون در جهانی چندقطبی زندگی میکنیم. بهجای پذیرش این واقعیت که امپراتوری آمریکا دیگر سرکردهٔ جهانی نیست، میخواهند برای جنگ با چین آماده شوند. مقامات بلندپایهٔ آمریکایی بارها به دکترین مونرو [آمریکای جنوبی و مرکزی بهمثابهٔ حیاطخلوت آمریکا] اشاره کردهاند که بیش از دویست سال قدمت و ماهیتی استعماری دارد. ترامپ و ونس دارند میگویند که امپراتوری آمریکا مالک نیمکرهٔ غربی است.
نمونهٔ آشکار دیگر از لفاظیهای جنگطلبانهای که از دولت ترامپ میشنویم این است که سربازان آمریکایی را «رزمنده» و جنگجو» (war fighter) مینامند. این اصطلاحی است که جیدی ونس در سخنرانیاش به کار برد و به «دهها هزار رزمندهٔ جنگ» اشاره کرد. پیت هگست، وزیر دفاع ترامپ، نیز مرتب از «رزمندگان دلیر جنگ» در ارتش آمریکا صحبت میکند.
ترامپ میخواهد دنیا فکر کند که او صلحطلب و با جنگ مخالف است، اما دولتش در حال بازتعریف نیروهای نظامی آمریکا بهعنوان «رزمندگان جنگ» است. کاملاً مشخص است که دارند خودشان را برای جنگ آماده میکنند. ترامپ صلحطلب نیست. این صرفاً نمایش تبلیغاتی است.
ونس در سخنرانیاش با اشاره به «بمباران حوثیها» و «استفادهٔ نیروی قاطع و برتر آمریکا» همچنین گفت: «دشمنان ما اکنون میدانند که وقتی آمریکا خط قرمز تعیین میکند، آن خط قرمز عملی خواهد شد. وقتی وارد عمل میشویم، با هدف مشخص، با نیروی برتر، با سلاحهای برتر، و با بهترین نیروها در جهان عمل میکنیم.»
آنچه امپراتوری آمریکا الآن میکند بازسازی برند است. اشاره به بردن دموکراسی، حقوق بشر، و نظم بینالمللی مبتنی بر قانون را کنار گذاشتهاند و در عوض میخواهند به نوعی امپریالیسم آشکار به سبک قرن نوزدهم بازگردند. با صراحت از قدرت امپراتوری آمریکا سخن میگویند و به این میبالند که چگونه میتوانند هر دشمنی را نابود کنند، کشورهایی کوچک مانند یمن را بمباران کنند، و از این طریق، قدرت امپراتوری آمریکا را به حداکثر برسانند.
هدف اصلی سخنرانی جیدی ونس در مراسم پایان تحصیل افسران و تفنگداران نیروی دریایی آمریکا دقیقاً همین بود: اعلام آغاز عصری جدید از امپریالیسم آمریکا که هدف اصلیاش چین است.
این نکته را مارکو روبیو، وزیر امور خارجه و رئیس شورای امنیت ملی آمریکا نیز بارها گفته است. روبیو یک نومحافظهکار راستگرای افراطی و جنگطلب حرفهیی است. او در جلسهٔ تأیید صلاحیتش در سنا تأکید کرد که در قرن بیست و یکم تقریباً همهچیز حول جنگ سرد جدید علیه چین خواهد چرخید. «حزب کمونیست چین، که رهبری جمهوری خلق چین را بر عهده دارد، قدرتمندترین و خطرناکترین رقیب همتراز است که ایالات متحد آمریکا تا کنون با آن روبهرو شده است. چین عناصری در اختیار دارد که اتحاد جماهیر شوروی هرگز نداشت، از جمله تواناییهای فناورانه، صنعتی، اقتصادی، ژئوپلیتیکی، و علمی.»
او تصریح کرد: «وقتی کتابی دربارهٔ قرن بیست و یکم نوشته شود، فصلهایی دربارهٔ پوتین و کشورهایی دیگر خواهد داشت، اما بخش عمدهاش به چین و رابطهاش با ایالات متحد آمریکا اختصاص خواهد داشت و اینکه این رابطه به کدام سو رفت.»
همهٔ این اظهارات نشان میدهد که جنگ سرد جدید علیه چین نهتنها آشکارا اعلام شده، بلکه به شالودهٔ اصلی سیاست خارجی آمریکا در قرن بیست و یکم بدل شده است. به همین دلیل، پنتاگون، در همکاری نزدیک با شرکتهای بزرگ فناوری در سیلیکون ولی، در حال آمادهسازی جدی برای رویارویی با چین است، هم در عرصهٔ نظامی و هم در عرصهٔ فناوری.