Skip to content
آوریل 28, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • امپریالیسم آمریکا نقاب را برمی‌دارد: هدف اصلی چین است
  • جهان
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

امپریالیسم آمریکا نقاب را برمی‌دارد: هدف اصلی چین است

جی‌دی ونس در حال سخنرانی در مراسم پایان تحصیل افسران و تفنگ‌داران نیروی دریایی آمریکا. مریلند، ۲ خرداد ۱۴۰۴ عکس: Navy Petty Officer 1st Class Sarah M. Thielen

Recently updated on می 28th, 2025 at 09:37 ب.ظ

ترجمه و تلخیص از مینا آگاه – برای اندیشهٔ نو

سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۴۰۴

هدف اصلی سخنرانی جی‌دی ونس در مراسم پایان تحصیل افسران و تفنگ‌داران نیروی دریایی آمریکا دقیقاً همین بود: اعلام ‏آغاز عصری جدید از امپریالیسم آمریکا که هدف اصلی‌اش چین است.‏

جی‌‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، روز جمعه ۲ خرداد در مراسم پایان تحصیل افسران و تفنگ‌داران نیروی دریایی ‏آمریکا شرکت و سخنرانی کرد. او در این سخنرانی خطوط اصلی سیاست‌های نظامی جدید آمریکا و «دوران جدیدی در ‏استراتژی نظامی» آمریکا را ترسیم کرد که در واقع بازگشت به سیاست‌های استعماری کهن و کشورگشایی و توسعه‌طلبی ‏امپریالیستی است. در مرکز این سیاست جدید هم مقابله با جمهوری خلق چین قرار دارد که «دشمن اصلی» خوانده می‌شود. ‏آنچه در ادامه می‌خواهید برداشت بن نورتون، گردانندهٔ کانال یوتیوبی «گزارش اقتصاد ژئوپلیتیک» و مروری است بر ‏بخش‌هایی از صحبت‌های معاون رئیس‌جمهور آمریکا که در آن سیاست‌های تهاجمی جدید آمریکا در عرصهٔ نظامی در ‏‏«دورهٔ جدید و خطرناک» ترسیم شده است.‏ م.آ.

‏*****‏

برخی‌ها سخنان ونس را از بسترش جدا کرده‌اند تا این‌گونه جلوه دهند که دولت ترامپ در حال تغییر دادن سیاست خارجی ‏آمریکا از جنگ‌طلبی و مداخله‌گرایی به سوی رویکردی محتاطانه‌تر و انزواطلبانه است.‏
اما این طور نیست. اگر به سخنرانی کامل گوش کنید کاملاً متوجه می‌شوید که حکومت ترامپ می‌خواهد به سیاست ‏امپریالیستی آشکار و بی‌پرده‌پوشی برگردد. چیزی که تغییر می‌کند این است که آمریکا از تظاهر به اینکه سیاست خارجی‌اش ‏بر شالودهٔ حقوق بشر یا ترویج دموکراسی فاصله می‌گیرد. جی‌دی ونس به‌روشنی اعلام می‌کند که امپراتوری آمریکا همچنان ‏به جنگ‌افروزی ادامه خواهد داد و با رفتاری بسیار تهاجمی سعی خواهد کرد در این جنگ‌ها، با استفاده از نیروی نظامی ‏قاطع و کوبنده، پیروز شود، اما نه به نام دموکراسی یا حقوق بشر، بلکه با هدف گسترش قدرت امپریالیستی و حفظ سلطهٔ ‏آمریکا در آنچه دولت آمریکا «حوزه‌های نفوذ امپریالیستی»اش می‌بیند.‏
جی‌دی ونس با تأسف از این واقعیت یاد می‌کند که امپراتوری آمریکا سلطهٔ تک‌قطبی‌اش بر جهان را از دست داده و امروز با ‏‏«تهدیدهایی» جدی- به‌ویژه از جانب چین- روبه‌رو است.‏
ونس گفت: «پس از جنگ سرد، آمریکا بر فضاهای مشترک، اعم از حریم هوایی و دریایی یا در فضا و سپهر سایبری، ‏تسلط تقریباً بی‌چون‌وچرایی داشت. اما دوران سلطهٔ بی‌رقیب آمریکا به پایان رسیده است. امروز با تهدیدهایی جدی از جانب ‏چین، روسیه، و دیگر کشورهایی روبه‌رو هستیم که مصمم‌اند در هر عرصه‌‌ای از ما پیشی بگیرند.»‏
بنابراین، برخلاف ادعای برخی از حامیان ترامپ، این سیاست جدید بازگشت به انزواطلبی نیست. برعکس، جی‌دی ونس در ‏سخنرانی‌اش به‌روشنی اعلام می‌کند که امپراتوری آمریکا خودش را برای جنگ‌های بیشتر در آینده آماده می‌کند. به همین دلیل ‏است که او به دانش‌آموختگان آکادمی نیروی دریایی آمریکا گفت که باید خودشان را برای مأموریت در «دورانی جدید و ‏بسیار خطرناک» آماده کنند.‏
او افزود: «فکر کردم مناسب است کمی هم برای شما توضیح دهم که رئیس‌جمهور و من چگونه به مأموریت شما در این ‏دوران جدید و بسیار خطرناک برای کشورمان نگاه می‌کنیم.»‏
و آمریکا برای جنگ با کدام کشور آماده می‌شود؟ جی‌دی ونس این موضوع را کاملاً روشن بیان می‌کند. او بارها در طول ‏سخنرانی‌اش از چین نام برد. او با لحن انتقادی گفت که امپراتوری آمریکا و «رهبران ما قدرت سخت را با قدرت نرم ‏معاوضه کردند.» به نظر او این سیاست اشتباه بود و امپراتوری آمریکا به‌جای آن باید چین را مهار کند. «رهبران ما به‌جای ‏اینکه انرژی خود را صرف واکنش به ظهور رقیبان هم‌تراز مانند چین کنند، راهی را در پیش گرفتند که گمان می‌کردند برای ‏ابرقدرت برتر جهان آسان است.»‏
ونس گفت که امپراتوری آمریکا از موضوع اصلی غافل شد. اینکه آمریکا این همه مدت روی جنگ علیه ترور وقت گذاشت ‏و در خاورمیانه و غرب آسیا جنگ به راه انداخت اشتباه بود. او گفت که آمریکا باید روی موضوع رقابت قدرت‌های بزرگ، ‏مانند برخورد با چین، متمرکز می‌شد. در این بخش از سخنرانی، ونس به‌صراحت اعلام می‌کند که امپراتوری آمریکا باید ‏تمرکزش را روی «رقیب هم‌تراز واقعی» می‌گذاشت، که آشکارا اشاره به چین است.‏
او می‌گوید: «دولت ما از رقابت میان قدرت‌های بزرگ و آماده‌سازی برای مقابله با رقیب هم‌تراز غافل شد و در عوض خود ‏را وقف وظایف گسترده و مبهمی کرد، مانند جست‌وجو برای یافتن تروریست‌های جدید برای کشتن آنها و در عین حال، ‏ساختن رژیم‌هایی در نقاط دوردست.»‏
ونس این تغییر در دولت ترامپ را «تغییر نسلی در سیاست» توصیف می‌کند و معتقد است که دولت ترامپ دارد تغییری ‏بنیادی در سمت‌گیری سیاست خارجی آمریکا می‌دهد.‏
او می‌گوید: «آنچه امروز از رئیس‌جمهور ترامپ می‌بینیم، تغییر نسلی در سیاست است که پیامدهای جدّی و گسترده‌ای برای ‏مأموریتی خواهد داشت که از هر یک از شما خواسته خواهد شد.»‏
ونس در سخنرانی‌اش روایتی تاریخی ارائه می‌دهد که طبق آن، پس از پایان جنگ سرد اول، آمریکا در مقام هژمون ‏‏(سرکردهٔ) بی‌رقیب جهانی ظاهر شد، امپراتوری جهانی بدون هیچ رقیب هم‌تراز. در آن دوران، تمرکز آمریکا بر قدرت نرم ‏و به‌ویژه قدرت اقتصادی‌اش بود. شرکت‌های آمریکایی تولید را به خارج منتقل کردند و چین به قدرت صنعتی جهانی تبدیل ‏شد.‏
ونس در اینجا از تصمیم‌های گذشته آمریکا انتقاد می‌کند. به گفتهٔ او، آمریکا اشتباه بزرگی مرتکب شد. به‌جای آنکه در جریان ‏رشد و توسعهٔ چین، آن کشور را ایزوله، مهار، و ضعیف کند، با آن وارد مبادلات اقتصادی شد و همین امر باعث شد چین ‏قدرت بگیرد.‏
ونس می‌گوید اشتباه بود که فکر کنیم با گسترش تجارت و یکپارچگی اقتصادی با چین، نظام آن کشور تغییر خواهد کرد. او ‏گفت: «پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، سیاست‌گذاران آمریکایی گمان کردند که برتری آمریکا در جهان تضمین ‏شده است. برای مدتی، ما ابرقدرتی بی‌رقیب بودیم و تصور نمی‌کردیم هیچ کشور خارجی‌ای بتواند به سطح رقابت با آمریکا ‏برسد. و به همین دلیل، رهبران ما قدرت سخت را با قدرت نرم معاوضه کردند. دیگر چیزی تولید نمی‌کردیم؛ از خودرو ‏گرفته تا کامپیوتر و حتی سلاح‌های جنگی، یا کشتی‌هایی که از آب‌های ما محافظت می‌کنند و سلاح‌هایی که شما در آینده ‏استفاده خواهید کرد. چرا چنین کردیم؟ چون بسیاری از ما معتقد بودیم که ادغام اقتصادی، و تبدیل کردن کشورهایی مانند ‏جمهوری خلق چین به چیزی شبیه به ‏آمریکا، به صلح منجر خواهد شد.» ‏
این همان شکایتی است که بارها از دولت آمریکا شنیده‌ایم: اینکه آمریکا فکر می‌کرد می‌تواند حزب کمونیست چین را به‌تدریج ‏از قدرت کنار بزند و چین را به رژیمی تابع و سرمایه‌داری شبیه به ژاپن تبدیل کند. این کاری بود که آمریکا با ژاپن کرد. ‏فکر کردند همین کار را هم می‌توانند با چین بکنند. اما شکست خوردند و اکنون ونس از این موضوع شکایت دارد و می‌گوید ‏که دولت ترامپ می‌خواهد سمت‌گیری سیاست خارجی آمریکا را با هدف آماده شدن برای جنگ با چین تغییر دهد. بنابراین، ‏وقتی می‌شنویم که حامیان ترامپ و ونس ادعا می‌کنند که این دولت در حال فاصله گرفتن از جنگ‌طلبی و مداخله در امور ‏کشورهای دیگر است، باید تمام این زمینه را در نظر بگیریم. این چیزی نیست که واقعاً در حال رخ دادن است. ‏
ونس به‌صراحت گفت که وقتی دولت آمریکا سربازان را به جنگ می‌فرستد، باید مأموریتی مشخص در ذهن داشته باشد: «ما ‏داریم به استراتژی مبتنی بر واقع‌گرایی و حفاظت از منافع اصلی ملی بازمی‌گردیم. این بدان معنا نیست که تهدیدها را نادیده ‏می‌گیریم. بدان معناست که وقتی شما را به جنگ می‌فرستیم، هدف‌های بسیار مشخصی در ذهن داریم.» دقت کنید که می‌گوید ‏‏«وقتی که» نه «اگر» سربازان به جنگ فرستاده شوند.‏
این سیاست دولت آمریکا در واقع بازگشت به نوعی استعمار آشکار به سبک قرن نوزدهم و کنار گذاشتن تبلیغاتی است که ‏سیاست خارجی آمریکا را مبتنی بر دموکراسی و حقوق بشر و دفاع از نظم بین‌المللی مبتنی بر قانون جلوه می‌داد. این ادعاها ‏همیشه جعلی، دروغ، و تبلیغات بودند، اما اکنون دارند این توهم را کنار می‌گذارند. نقاب را برداشته‌اند و چهرهٔ واقعی ‏امپراتوری آمریکا و قدرت‌نمایی بی‌پرده و مُشت عریان آن را آشکار کرده‌اند. همان‌طور ونس خودش در سخنرانی‌اش گفت: ‏‏«وقتی امپراتوری ایالات متحد آمریکا مشت می‌زند، وقتی جنگی را آغاز می‌کند، این کار را با احتیاط، اما قاطعانه، ‏ویرانگرانه، و بی‌رحمانه می‌کند و همه‌چیز را نابود خواهد کرد.» این همان شیوه‌ای است که باید از قدرت نظامی استفاده ‏شود، قاطعانه و با هدفی روشن. «و این دقیقاً همان کاری است که ممکن است از شما بخواهیم.»‏
و البته باید به این نکته اشاره کنم که امپراتوری آمریکا در حال آماده‌سازی برای جنگ‌های بیشتری است. ترامپ گفت: «من ‏از سرمایه‌گذاری بی‌سابقه‌ای به ارزش یک‌تریلیون دلار برای دفاع ملی کشور حمایت خواهم کرد. ما به رقم یک‌تریلیون ‏دلار خواهیم رسید، بزرگ‌ترین بودجه در جهان، بزرگ‌ترین بودجه‌ای که تا کنون در کشور داشته‌ایم. و برنامه‌های عظیمی ‏در پیش داریم.»‏
پس اگر ترامپ واقعاً قصد داشت از سیاست خارجی مداخله‌جویانه فاصله بگیرد، چرا باید بودجهٔ نظامی را به‌طور چشمگیری ‏افزایش دهد؟ باید بودجهٔ نظامی را کاهش می‌داد. ارتش آمریکا بیش از هفتصد پایگاه نظامی در سراسر جهان دارد. ترامپ ‏هیچ‌کدام از این پایگاه‌ها را تعطیل نمی‌کند تا روی مسائل داخلی آمریکا تمرکز کند.‏
دقیقاً برعکس. ترامپ بارها وعده داده است که قلمرو امپراتوری آمریکا را گسترش خواهد داد. او در حال بازگشت به نوعی ‏امپریالیسم آشکار به سبک قرن نوزدهم است. مسئلهٔ گسترش سرزمینی امپراتوری آمریکا برای ترامپ بسیار مهم است. به ‏همین دلیل بارها به هوادارانش وعده داده است که قصد دارد قلمرو امپراتوری آمریکا را گسترش دهد.‏
او می گوید: «ایالات متحد آمریکا بیشترین ذخایر نفت و گاز را در میان همهٔ کشورهای جهان دارد. و ممکن است به‌زودی ‏کشوری بسیار بزرگ‌تر شویم. این خوب نیست؟ سال‌ها و دهه‌هاست که قلمرو ما ثابت مانده، شاید حتی کمی کوچک‌تر هم ‏شده باشیم. اما به‌زودی ممکن است کشوری بزرگ‌تر شویم.»‏
‏ ترامپ در سخنرانی مراسم تحلیف نیز همین وعده را داد. او به مفهوم استعماری «سرنوشت مقدر» (‏Manifest ‎Destiny‏) اشاره کرد که استعمارگران آمریکایی در قرن نوزدهم برای توجیه گسترش به سمت غرب و تصرف ‏سرزمین‌های بومیان آمریکا به کار می‌بردند. او می‌گوید: «چین دارد کانال پاناما را اداره می‌کند. ما آن را به چین ندادیم؛ به ‏پاناما دادیم و حالا پس می‌گیریم. مثل سال ۲۰۱۷، بار دیگر قدرتمندترین ارتشی را که جهان تا کنون دیده است خواهیم ‏ساخت. ایالات متحد آمریکا بار دیگر ثروتش را افزایش می‌دهد، قلمروش را گسترش می‌دهد، و پرچمش را به افق‌هایی نو ‏و زیبا می‌برد. ما سرنوشت مقدرما را تا اعماق فضا دنبال خواهیم کرد.»‏
پس حالا متوجه می‌شویم که چرا دولت ترامپ تهدید به تصاحب استعماری گرینلند، کانال پاناما، غزه، و حتی کانادا کرده ‏است. زیرا می‌خواهند امپراتوری آمریکا را تا حد ممکن قدرتمند سازند. به‌روشنی دریافته‌اند که ما اکنون در جهانی چندقطبی ‏زندگی می‌کنیم. به‌جای پذیرش این واقعیت که امپراتوری آمریکا دیگر سرکردهٔ جهانی نیست، می‌خواهند برای جنگ با چین ‏آماده شوند. مقامات بلندپایهٔ آمریکایی بارها به دکترین مونرو [آمریکای جنوبی و مرکزی به‌مثابهٔ حیاط‌خلوت آمریکا] اشاره ‏کرده‌اند که بیش از دویست سال قدمت و ماهیتی استعماری دارد. ترامپ و ونس دارند می‌گویند که امپراتوری آمریکا مالک ‏نیمکرهٔ غربی است. ‏
نمونهٔ آشکار دیگر از لفاظی‌های جنگ‌طلبانه‌ای که از دولت ترامپ می‌شنویم این است که سربازان آمریکایی را «رزمنده» و ‏جنگجو» (‏war fighter‏) می‌نامند. این اصطلاحی است که جی‌دی ونس در سخنرانی‌اش به کار برد و به «ده‌ها هزار رزمندهٔ ‏جنگ» اشاره کرد. پیت هگست، وزیر دفاع ترامپ، نیز مرتب از «رزمندگان دلیر جنگ» در ارتش آمریکا صحبت می‌کند.‏
ترامپ می‌خواهد دنیا فکر کند که او صلح‌طلب و با جنگ مخالف است، اما دولتش در حال بازتعریف نیروهای نظامی آمریکا ‏به‌عنوان «رزمندگان جنگ» است. کاملاً مشخص است که دارند خودشان را برای جنگ آماده می‌کنند. ترامپ صلح‌طلب ‏نیست. این صرفاً نمایش تبلیغاتی است.‏
ونس در سخنرانی‌اش با اشاره به «بمباران حوثی‌ها» و «استفادهٔ نیروی قاطع و برتر آمریکا» همچنین گفت: «دشمنان ما ‏اکنون می‌دانند که وقتی آمریکا خط قرمز تعیین می‌کند، آن خط قرمز عملی خواهد شد. وقتی وارد عمل می‌شویم، با هدف ‏مشخص، با نیروی برتر، با سلاح‌های برتر، و با بهترین نیروها در جهان عمل می‌کنیم.»‏
آنچه امپراتوری آمریکا الآن می‌کند بازسازی برند است. اشاره به بردن دموکراسی، حقوق بشر، و نظم بین‌المللی مبتنی بر ‏قانون را کنار گذاشته‌اند و در عوض می‌خواهند به نوعی امپریالیسم آشکار به سبک قرن نوزدهم بازگردند. با صراحت از ‏قدرت امپراتوری آمریکا سخن می‌گویند و به این می‌بالند که چگونه می‌توانند هر دشمنی را نابود کنند، کشورهایی کوچک ‏مانند یمن را بمباران کنند، و از این طریق، قدرت امپراتوری آمریکا را به حداکثر برسانند.‏
هدف اصلی سخنرانی جی‌دی ونس در مراسم پایان تحصیل افسران و تفنگ‌داران نیروی دریایی آمریکا دقیقاً همین بود: اعلام ‏آغاز عصری جدید از امپریالیسم آمریکا که هدف اصلی‌اش چین است.‏
این نکته را مارکو روبیو، وزیر امور خارجه و رئیس شورای امنیت ملی آمریکا نیز بارها گفته است. روبیو یک ‏نومحافظه‌کار راست‌گرای افراطی و جنگ‌طلب حرفه‌یی است. او در جلسهٔ تأیید صلاحیتش در سنا تأکید کرد که در قرن بیست ‏و یکم تقریباً همه‌چیز حول جنگ سرد جدید علیه چین خواهد چرخید. «حزب کمونیست چین، که رهبری جمهوری خلق چین ‏را بر عهده دارد، قدرتمندترین و خطرناک‌ترین رقیب هم‌تراز است که ایالات متحد آمریکا تا کنون با آن روبه‌رو شده است. ‏چین عناصری در اختیار دارد که اتحاد جماهیر شوروی هرگز نداشت، از جمله توانایی‌های فناورانه، صنعتی، اقتصادی، ‏ژئوپلیتیکی، و علمی.»‏
او تصریح کرد: «وقتی کتابی دربارهٔ قرن بیست و یکم نوشته شود، فصل‌هایی دربارهٔ پوتین و کشورهایی دیگر خواهد داشت، ‏اما بخش عمده‌اش به چین و رابطه‌اش با ایالات متحد آمریکا اختصاص خواهد داشت و اینکه این رابطه به کدام سو رفت.»‏
همهٔ این اظهارات نشان می‌دهد که جنگ سرد جدید علیه چین نه‌تنها آشکارا اعلام شده، بلکه به شالودهٔ اصلی سیاست خارجی ‏آمریکا در قرن بیست و یکم بدل شده است. به همین دلیل، پنتاگون، در همکاری نزدیک با شرکت‌های بزرگ فناوری در ‏سیلیکون ولی، در حال آماده‌سازی جدی برای رویارویی با چین است، هم در عرصهٔ نظامی و هم در عرصهٔ فناوری.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: مقام ارشد آمریکایی: ترامپ می‌خواهد نتانیاهو در مورد ایران همسو باشد
Next: بازداشت مهسا زراعی، فعال حقوق زنان و از فعالان فرهنگی کرمانشاه
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved