ابوالفضل رحیمی شاد
پنجشنبه ۱ خرداد ۱۴۰۴
اگر علت یا دلیل عدم دستیابی به مطالبات بهطور مستقیم مرتبط با ایدئولوژی حاکمیت، سیاستهای کلان، یا رویکرد آن به یک واحد شغلی (در اینجا آموزش و پرورش) باشد، طبعاً رفع این مانع و خواست تغییر آن در چارچوب وظایف تشکل صنفی مربوطه است.
یکی از موضوعاتی که از ابتدای تشکیل تشکلهای صنفی فرهنگیان در اواخر دههٔ هفتاد و اوایل دههٔ هشتاد تا کنون، چه از سوی معلمان و فعالان صنفی و چه از سوی اندیشهورزان بیرون از تشکلها، مورد بحث و مناقشه بوده است موضوع ورود یا عدم ورود تشکلهای صنفی به عرصهٔ سیاسی و طرح مطالبات سیاسی است که طبعاً خواست تغییر نظام سیاسی نقطهٔ اوج آن است.
پرسشی که در این نوشتار میخواهم به آن پاسخ دهم این است که آیا مطالبهٔ تغییر نظام سیاسی میتواند از سوی تشکلهای صنفی (در اینجا فرهنگیان) مطرح شود؟
برای رسیدن به پاسخ این سؤال ابتدا باید به سه سؤال دیگر پاسخ کوتاه و روشن بدهم.
۱_ تشکل صنفی چیست؟ نهاد یا سازمانی غیردولتی و مستقل از حاکمیت که از کارکنان یک گروه شغلی نظیر معلمان، پرستاران، دانشجویان، کامیونداران، وکلا، پزشکان، هنرمندان، نویسندگان، کارگران شرکت نفت، و بسیاری دیگر با هدف بالا بردن سطح کیفی و بهبود شرایط زندگی شغلی و غیرشغلی کارکنان آن صنف تشکیل میشود.
۲_ فعالیت صنفی چیست؟ تلاشی است که در جهت استیفای حقوق، منافع، و مطالبات کارکنان یک صنف، بهطور خاص از سوی تشکلهای صنفی یا گاهی از سوی فعالان صنفی، صورت میپذیرد.
۳_فعالیت سیاسی چیست؟ فعالیتی که با هدف اثرگذاری بر قدرت رسمی (نهادهای حاکمیتی)، ورود به آن، یا به خدمت گرفتن آن، از سوی افراد یا رسانهها یا احزاب انجام میشود.
با آنچه تا اینجا آمد میتوان پرسید که آیا فعالیت صنفی میتواند با هدف ورود به قدرت یا اثرگذاری بر آن (اصلاح، بهبود یا تغییر نظام سیاسی) صورت پذیرد؟ در اینجا فعلاً کاری با ورود به عرصهٔ قدرت رسمی (حکومت) نداریم و سؤال صرفاً معطوف به اثرگذاری بر نظام سیاسی و بهطور خاص تغییر رژیم سیاسی است.
اگر به پاسخ این سه پرسش بهعنوان مقدمهٔ استدلال نگاه کنیم و بپذیریم که وظیفه یا کارکرد تشکلهای صنفی تلاش برای کنار زدن موانعی (از یک مادهٔ قانونی، یک آییننامه یا بخشنامهٔ نادرست یا درست و اجرانشده گرفته تا تصمیم یا عملکرد یک یا چند فرد یا نهاد) است که پیش روی آنها برای دستیابی به مطالبات صنفی است، پس اگر این موانع بهنوعی با قوانین، افراد، یا نهادهای حاکمیتی یا وابسته به حاکمیت مرتبط باشد، بالطبع اعتراضات، مطالبات، یا خواست تغییر خطاب به حکومت صورت میگیرد. حال اگر این موانع با موجودیت یا ماهیت حاکمیت گره خورده باشد، یعنی اگر علت یا دلیل عدم دستیابی به مطالبات بهطور مستقیم مرتبط با ایدئولوژی حاکمیت، سیاستهای کلان، یا رویکرد آن به یک واحد شغلی (در اینجا آموزش و پرورش) باشد، طبعاً رفع این مانع و خواست تغییر آن در چارچوب وظایف تشکل صنفی مربوطه است.
بهطور روشن و صریح، اگر ایدئولوژی و برنامهها و سیاستهای کلان و عملکرد نهادهای حاکمیتی مثل دولت، مجلس، قوهٔ قضائیه، و نهادهای امنیتی و انتظامی به آموزش و پرورش، مطالبات معلمان، تشکلها، و فعالیتهای صنفی بهنحوی باشد که بههیچوجه اجازهٔ دستیابی به مطالبات فرهنگیان و خروج آموزش و پرورش از این وضعیت را نمیدهد، و نیز رفع این مانع با اصلاحات ممکن نباشد، خواست تغییر نظام سیاسی بهعنوان مانعی که اگر رفع نشود مطالبات و بهویژه مطالبات مهم و بنیادین فرهنگیان به دست نخواهد آمد کاملاً در چارچوب وظایف تشکیلاتی تشکلهای صنفی قرار میگیرد.
حتی اگر فرض کنیم که طرح این مطالبه خروج تشکلهای صنفی از دایرهٔ فعالیت هنجارین و تعریفشدهٔ آنهاست- که نیست- دلیلش حکومتی و دولتی بودن آموزش و پرورش و مطلقگرایی ایدئولوژیک حکومت و سیطرهٔ این ایدئولوژی بر تمامی ابعاد نهاد تعلیم و تربیت و سیاستهای کلان و رویکرد کلی حکومت به جایگاه آموزش و پرورش در طول ۴۶ سال گذشته (نهاد مصرفی در برنامههای بودجه و توسعه) و عملکرد نهادهای حکومتی در قبال معلمان و مطالبهگری آنها است که تشکلهای صنفی بهعنوان نمایندگان معلمان را مجبور میسازد که به این عرصه ورود کرده و این مطالبه را مطرح نمایند. وظیفهای که بیتوجهی به آن عدم پایبندی واقعی به وظیفه و نقش و جایگاهی است که تشکل صنفی از آن برخوردار است.
در پایان لازم است بگویم که نقدها یا پرسشهایی نظیر اینکه در چه شرایط سیاسی هستیم؟ توان تشکلها در چه سطحی است؟ آیا معلمان از طرح چنین مطالبهای حمایت میکنند؟ و پرسشها و نقدهای بیشتر بههیچوجه غیرمنطقی نیست و باید به همهٔ آنها اندیشید و برایشان پاسخی درخور پیدا کرد تا جلوی اقدامات بیثمر و پُرهزینه گرفته شود. اما با وجود این، طرح مسئلهٔ نخست، یعنی مجاز بودن تشکلهای صنفی فرهنگیان به طرح مطالبهٔ تغییر نظام سیاسی در جای خود باقی است.
برگرفته از کانال تلگرام شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران