نیروهای امنیتی هند جنگی تمام عیار علیه جنگجویان مائوئیست در ایالت چتیسگر آغاز کردهاند، زیرا دولت فدرال قصد دارد شورشهای مسلحانه طولانی مدت را در منطقه قبیلهای غنی از مواد معدنی این کشور «از بین ببرد».
جنگل تپههای کاریگاتا، که در ایالتهای چتیسگر و تلانگانا قرار دارد، با بیش از 10،000 سرباز هندی که در عملیات ضد مائوئیست – با نام «عملیات صفر یا کاگار» – مستقر شدهاند، به یک «منطقه جنگی» تبدیل شده است.
حزب راستگرای بهاراتیا جاناتا (BJP)، که هم ایالت و هم دولت مرکزی را اداره میکند، عملیات امنیتی را به شدت تشدید کرده و امسال حداقل 201 شورشی مائوئیست، که به عنوان ناکسال نیز شناخته میشوند، را کشته است.
روز چهارشنبه حداقل 27 شورشی، از جمله رهبر مائوئیستها، کشته شدند. در ۱۶ ماه گذشته، بیش از ۴۰۰ شورشی مائوئیست در ایالت چتیسگر، محل سکونت جمعیت قابل توجهی از آدیواسیها (به معنای ساکنان اصلی یا بومیان) کشته شدهاند.
اما فعالان نگران هستند: آنها میگویند بسیاری از کشتهشدگان، آدیواسیهای بیگناه هستند. و فعالان و رهبران اپوزیسیون از دولت میخواهند که آتشبس کند و با شورشیان مائوئیست مذاکره کند تا راهحلی برای این مسئله چند دههای پیدا کند.
طبق آمار رسمی، بیش از ۱۱۰۰۰ غیرنظامی و نیروی امنیتی در درگیریهای مربوط به جنگجویان مائوئیست بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ کشته شدهاند. طبق آمار پلیس و مائوئیستها، نیروهای امنیتی در همین مدت حداقل ۶۱۶۰ جنگجوی مائوئیست را کشتهاند.
بنابراین، آیا رویکرد سختگیرانه دولت به برقراری صلح کمک میکند یا آدیواسیها را که در حال حاضر یکی از حاشیهایترین گروهها در کشور هستند، بیشتر منزوی میکند؟
مائوئیستها چه کسانی هستند و چرا علیه دولت هند میجنگند؟
شورش مسلحانه در هند ریشه در یک قیام روستایی در سال ۱۹۶۷ در شهر کوچک ناگزالباری، واقع در ایالت بنگال غربی، دارد. کلمه ناگزال از نام این شهر گرفته شده است.
این قیام مسلحانه که توسط رهبران کمونیست، کانو سانیال، چارو ماجومدار و جنگل سانتال، رهبری میشد، خواستار رسیدگی به مسائل بیزمینی و استثمار فقرای روستایی توسط مالکان زمین بود.
این سه رهبر، حزب کمونیست هند (مارکسیست-لنینیست) (CPI(ML)) را در ۲۲ آوریل ۱۹۶۹ تأسیس کردند تا شورش مسلحانه علیه دولت هند را آغاز کنند. آنها معتقد بودند که خواستههای آنها توسط ساختار دموکراتیک حاکم برآورده نخواهد شد.
شورشیان ناگزال همچنین از ایدئولوژی انقلابی مائو تسهتونگ، رهبر چین، الهام گرفته بودند. آنها با الگوبرداری از رویکرد حزب کمونیست چین برای تصرف دولت، برای دههها شورش خشونتآمیزی را علیه نیروهای امنیتی هند در مناطق غنی از مواد معدنی مرکزی و شرقی هند انجام دادند. دولت بنگال غربی، به رهبری رهبر کنگره، سیذارتا شانکار ری، کمپین شدیدی را برای سرکوب قیام ناکسالیت آغاز کرد.
سانیال، یکی از رهبران بنیانگذار این جنبش، در سال ۲۰۱۰ به این خبرنگار گفت که «تا سال ۱۹۷۳، حداقل ۳۲۰۰۰ ناکسالیت یا هوادار در سراسر هند زندانی شده بودند.»
او گفت: «بسیاری در درگیریهای ساختگی کشته شدند. و هنگامی که در ژوئن ۱۹۷۵ وضعیت اضطراری اعلام شد، مشخص بود – خورشید تقریباً در جنبش ناکسالیت غروب کرده است.» او در سال ۲۰۱۰، در سن ۷۸ سالگی، ظاهراً در اثر خودکشی در سیلیگوری درگذشت.
در طول سالها، حزب کمونیست هند (ML) به چندین حزب تقسیم شد که بیش از ۲۰ حزب از آنها هنوز وجود دارند. خود حزب اصلی CPI (ML) مبارزه مسلحانه را کنار گذاشت، به قانون اساسی هند ابراز ایمان کرد و شروع به مشارکت در سیاستهای انتخاباتی کرد. در حال حاضر، این یک سازمان سیاسی قانونی شناخته شده با چندین قانونگذار است.
در همین حال، در سال ۱۹۸۰، یکی از انشعابات، حزب کمونیست هند (مارکسیست-لنینیست) جنگ خلق، توسط کونداپالی سیتارامایا و کولوری چیرانجیوی در آندرا پرادش تأسیس شد.
یکی دیگر از جناحهای اصلی جدا شده، مرکز کمونیست مائوئیست (MCC)، پایگاهی در ایالتهای بیهار و بنگال غربی داشت. در سپتامبر ۲۰۰۴، MCC و CPI(ML) جنگ خلق با هم ادغام شدند و منجر به تشکیل حزب کمونیست هند (مائوئیست)، بزرگترین سازمان مسلح مائوئیست در هند امروز، شد.
آخرین دبیرکل این سازمان، نامبالا کشاوا رائو، ملقب به باساواراج، روز چهارشنبه توسط نیروهای امنیتی در باستار، چتیسگر – آخرین دژ مائوئیستها – کشته شد.
آیا حزب بهاراتیا جاناتا مبارزه علیه مائوئیستها را تشدید کرده است؟
دولت ایالتی چتیسگر تحت رهبری حزب بهاراتیا جاناتا در مقایسه با دولت قبلی به رهبری حزب کنگره، موضع تهاجمیتری علیه مائوئیستها اتخاذ کرده است.
طبق آمار دولتی، حداقل ۱۴۱ مائوئیست بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳، زمانی که حزب کنگره در قدرت بود، کشته شدند، اما پس از به قدرت رسیدن حزب بهاراتیا جاناتا، نیروهای امنیتی ادعا کردند که تنها در سال ۲۰۲۴، ۲۲۳ نفر از مظنونان مائوئیست را کشتهاند.
ویشنو دئو سای، سروزیر چتیسگر، به الجزیره گفت: «در ۱۵ ماه گذشته، پرسنل امنیتی ما به شدت با ناکسالز مبارزه کردهاند.»
او گفت: «این اقدام بخشی از تلاشهای گستردهتر، به رهبری نخست وزیر نارندرا مودی و وزیر کشور آمیت شاه، برای رهایی هند از ناکسالیسم است. این یک مرحله تعیینکننده است و ما به سرعت در این مسیر پیشرفت میکنیم.»
به گفته مقامات، نیروهای امنیتی در حال حاضر مخفیگاههای مظنون مائوئیستها را در تپههای کاریگاتا محاصره کردهاند و هلیکوپترهای ارتش در این عملیات کمک میکنند.
در ۱۴ مه، وزیر کشور هند، آمیت شاه، از کشته شدن ۳۱ جنگجو در تپههای کاریگاتا خبر داد.
شاه در پست خود در X تکرار کرد: «من یک بار دیگر به هموطنان اطمینان میدهم که هند مطمئناً تا ۳۱ مارس ۲۰۲۶ عاری از ناکسال خواهد بود.»
در مجموع، نزدیک به ۶۶۰۰۰ پرسنل امنیتی شامل طیف وسیعی از نیروهای شبهنظامی و ویژه در چتیسگر مستقر شدهاند. آخرین عملیات که شامل بیش از ۱۰ هزار سرباز است، در اطراف منطقه غنی از مواد معدنی باستار در چتیسگر، که ۳۸۹۳۲ کیلومتر مربع (۱۵۰۳۲ مایل مربع) وسعت دارد – منطقهای تقریباً به اندازه ایالت کنتاکی ایالات متحده – متمرکز شده است.
دولت تقریباً ۳۲۰ اردوگاه امنیتی را تنها در باستار – که محل سکونت سه میلیون نفر است – برپا کرده است. تعداد پرسنل در هر اردوگاه امنیتی بسته به نیاز متغیر است: میتواند از ۱۵۰ پرسنل کم باشد و تا ۱۲۰۰ نفر افزایش یابد. آنها شامل نیروهای امنیتی و همچنین کادر فنی هستند.
اردوگاههای امنیتی اغلب به تجهیزات نظارتی و ارتباطی مجهز هستند تا به عملیات علیه شورشیان کمک کنند. نیروی پلیس محلی ۲۰ هزار نفری نیز در عملیات باستار کمک میکند.
استفاده از فناوریهای پیشرفته، مانند پهپادهای پیشرفته مجهز به دوربینهای با کیفیت بالا و حسگرهای تصویربرداری حرارتی، به نیروهای امنیتی کمک کرده است تا فعالیت مائوئیستها را در جنگلهای انبوه منطقه رصد کنند.
با این حال، روستاییان محلی ادعا میکنند که نیروهای امنیتی با استفاده از پهپادهای بزرگ، بمباران هوایی را در بخشهای مختلف باستار انجام دادهاند. گروههای مائوئیست نیز این نیروها را به انجام حملات هوایی متهم کردهاند.
نیروهای امنیتی همواره این اتهامات را رد کردهاند.
شاه، وزیر کشور، سفرهای مکرری به چتیسگر داشته و حتی شبها را با نیروهای امنیتی در باستار گذرانده است.
اما دولت فدرال مانموهان سینگ، نخست وزیر سابق، که پیش از مودی در بالاترین مقام اجرایی هند قرار داشت، نیز موضع سختی علیه نکسالیها اتخاذ کرده بود.
سینگ حتی نکسالیها را «بزرگترین تهدید امنیتی داخلی» برای هند نامید و دولت او در سال ۲۰۰۹ سرکوب بزرگی را تحت عنوان «عملیات شکار سبز» برای سرکوب این شورش مسلحانه آغاز کرد. در بحبوحه ادعاهای نقض حقوق بشر، نیروهای امنیتی هند موفق شدند مناطق تحت کنترل مائوئیستها را کاهش دهند. در دهه ۲۰۰۰، ناکسالها تقریباً یک سوم مناطق قبیلهای غنی از مواد معدنی هند، که با حسن تعبیر به عنوان کریدور سرخ شناخته میشوند، را کنترل میکردند که ایالتهای چتیسگر، تلانگانا، اودیشا، جارکند و ماهاراشترا و سایر ایالتها را در بر میگیرد. اما تعداد مناطقی که مائوئیستها نفوذ قابل توجهی در آنها دارند، از ۱۲۶ در سال ۲۰۱۳ به تنها ۳۸ در آوریل سال گذشته کاهش یافته است.
آیا نیروهای امنیتی در حال انجام قتلهای فراقضایی علیه آدیواسیها هستند؟
در حالی که دولت ادعای موفقیت در حمله نظامی خود را دارد، گروههای حقوق بشری مانند اتحادیه مردم برای آزادیهای مدنی (PUCL) نیروهای امنیتی را به انجام برخوردهای ساختگی یا قتلهای فراقضایی متهم میکنند.
جوناس تیرکی، رئیس PUCL در ایالت چتیسگر، گفت: «یک عملیات نظامی گسترده به بهانه حذف مائوئیستها در حال انجام است.»
او به الجزیره گفت: «از سال ۲۰۲۴، خشونت، نقض حقوق بشر و نظامیگری در باستار به شدت افزایش یافته است. قبایل بیگناه در درگیریهای ساختگی کشته میشوند.»
PUCL حداقل ۱۱ حادثه را در طول یک سال و نیم گذشته به عنوان درگیریهای ساختگی شناسایی کرده است.
در ۲۵ مارس، پلیس ادعا کرد که شورشیان مائوئیست سوداکار با نام مستعار سودیر، پاندرو آترا و مانو بارسا را در روستای بوردگا، بیجاپور، حدود ۱۶۰ کیلومتری (۱۰۰ مایلی) شرق باستار، کشته است.
اما روستاییان ادعا میکنند که روایت پلیس نادرست است. آنها ادعا میکنند که پلیس شبانه روستا را محاصره کرده، ۱۷ نفر را برده، هفت نفر را آزاد کرده، سه نفر را تیرباران کرده و هفت نفر دیگر را با خود برده است.
دولت این ادعاها را رد کرده است، اما هیچ تحقیق مستقلی در این مورد انجام نشده است. تحقیقات قضایی منظم که پس از به اصطلاح برخوردها انجام میشود، توسط گروههای حقوق بشری و جوامع قبیلهای معتبر تلقی نمیشود زیرا عمدتاً مبتنی بر روایت پلیس از وقایع است.
مانش بارسا، برادر مانو بارسا، به الجزیره گفت: «درست است که سوداکار مائوئیست بود و برای ملاقات با کسی در روستا آمده بود. اما پلیس سوداکار، برادر من و دیگران را زنده دستگیر کرد، آنها را برد و بعداً به آنها شلیک کرد و به دروغ اعلام کرد که این یک برخورد بوده است.»
پاتیلینگام ساندراج، بازرس کل پلیس منطقه باستار، با این ادعاها مخالف بود. او ادعا کرد که مائوئیستها اغلب پس از برخوردها، مردم محلی را تحت فشار قرار میدهند تا اتهاماتی را علیه پلیس جعل کنند.
با این حال، در گذشته ثابت شده است که چندین به اصطلاح برخورد در باستار جعلی بودهاند و در بیشتر موارد، عدالت از قربانیان گریخته است. از هزاران مورد به اصطلاح برخورد در باستار در ۲۵ سال گذشته، تنها دو مورد با تحقیقات قضایی روبرو شدهاند. در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۲، ۱۷ آدیواسی، از جمله شش کودک خردسال، در روستای سارکگودا در شهرستان بیجاپور کشته شدند. در ۱۷ مه ۲۰۱۳، چهار کودک خردسال در میان هشت آدیواسی کشته شده در روستای اداسمتا در همان شهرستان بودند.
تحقیقات به رهبری قضات دادگاه عالی، همه قربانیان را بیگناه تشخیص داد. این گزارشها در سال ۲۰۲۲ در زمان حکومت قبلی کنگره منتشر شد، اگرچه تا به امروز هیچ پرونده پلیسی علیه هیچ پرسنلی ثبت نشده است.
حتی اعتراضات مسالمتآمیز علیه پروژههای معدنی و نظامیسازی منطقه با سرکوب شدید مواجه شده است.
گروه مولواسی باچائو مانچ (MBM)، به رهبری آدیواسی، سال گذشته به دلیل «مخالفت با توسعه» و «مقاومت در برابر نیروهای امنیتی» ممنوع شد.
دهها جوان آدیواسی مرتبط با جنبش MBM از سال ۲۰۲۱ دستگیر شدهاند.
چرا استخدام مائوئیستهای سابق در نیروهای دولتی مورد انتقاد قرار میگیرد؟
به نظر میرسد استخدام آدیواسیها، که بسیاری از آنها مائوئیستهای سابق بودند، در سالهای اخیر توسط مقامات، اوضاع را به نفع دولت تغییر داده است.
دولت ایالتی وقت BJP در سال ۲۰۰۸ شروع به ادغام آدیواسیها، به ویژه مائوئیستهای سابق، در نیروی گارد ذخیره ناحیه (DRG) با هدف استفاده از آنها در عملیات ضد مائوئیست کرد. ایده: مائوئیستهای سابق در پیمایش مناطق جنگلی متراکم بهتر هستند و از مخفیگاههای مائوئیستها اطلاع دارند.
اما سوابق گذشته نگرانیهایی را ایجاد کرده است. آدیواسیهایی که به عنوان افسران ویژه پلیس (SPO) – همانطور که نامیده میشدند – ثبت نام کرده بودند، به نقض حقوق متهم شدهاند.
در سال ۲۰۰۵، دولت ایالتی تحت حاکمیت دولت کنگره، کمپینی را علیه مائوئیستها به نام Salwa Judum (به معنی “راهپیمایی صلح” در زبان محلی گوندی) آغاز کرد. اعضای سالوا جودوم مسلح بودند و بعداً به عنوان SPO تعیین شدند و ماهانه 1500 روپیه (17 دلار در ماه) حقوق دریافت میکردند.
اما اعضای سالوا جودوم با اتهامات تجاوز، آتشسوزی عمدی، شکنجه و قتل روبرو شدند. در سال 2011، دیوان عالی کشور سالوا جودوم را غیرقانونی اعلام کرد و دولت را به دلیل مسلح کردن غیرنظامیان مورد انتقاد قرار داد. متعاقباً، بسیاری از SPOها در DRG ادغام شدند.
پرسنل DRG نیز به نقض حقوق متهم شدهاند، اما چنین مواردی به ندرت مورد بررسی قرار گرفتهاند.
فعالان همچنین سیاست استفاده از مائوئیستهای تسلیم شده در نبرد به جای توانبخشی آنها را زیر سوال بردهاند.
پریانکا شوکلا، وکیل و فعال حقوق بشر، به الجزیره گفت: «شیوه ادغام SPOها در DRG نگرانکننده است. این نشان میدهد که چگونه جوانان قبیلهای درگیر در خشونت دوباره به بهانه توانبخشی اسلحه به دست گرفتهاند.»
آرویند نتام، نماینده سابق پارلمان، معتقد است که باستار «در وضعیت جنگ داخلی» قرار دارد. او میگوید در چنین وضعیتی، قبایل بیشترین آسیب را میبینند.
نتام، یکی از رهبران قبیله، به الجزیره گفت: «چه مائوئیستها باشند و چه DRG، کسی که میکشد قبیلهای است و کسی که میمیرد نیز قبیلهای است.»
فعالان استدلال کردهاند که سیاست جدید توانبخشی چتیسگر، که وعده پاداش و جوایز نقدی میدهد، مردم را تشویق میکند تا برای پول به یکدیگر حمله کنند، اغلب با ادعاهایی که ممکن است از نظر قانونی غیرقابل دفاع باشند.
چرا دولت در برابر درخواستهای آتشبس مقاومت کرده است؟
جالب اینجاست که در حالی که دولت حملات خود را تشدید کرده است، همچنان به مائوئیستها پیشنهاد مذاکرات صلح داده است.
ویجی شارما، وزیر کشور چتیسگر، هفته گذشته به رسانههای محلی گفت: «ما همچنان تأکید میکنیم که مائوئیستها باید پس از زمین گذاشتن سلاحهایشان برای گفتگو پیشقدم شوند. درهای ما برای گفتگو در چارچوب قانون اساسی هند همیشه باز است.»
با این حال، مائوئیستها بر آتشبس و عقبنشینی نیروهای شبهنظامی به عنوان شرط گفتگو اصرار دارند. آنها استدلال میکنند که مذاکرات صلح و عملیات نظامی نمیتوانند همزمان انجام شوند.
آبهای، سخنگوی حزب کمونیست هند (مائوئیست) در بیانیهای گفت: «حق حیات تضمین شده توسط قانون اساسی هند توسط خود دولت در حال از بین رفتن است… از یک سو، حزب ما در تلاش است تا گفتگوی بیقید و شرط را آغاز کند و از سوی دیگر، کشتارهای مداوم مائوئیستها و قبایل، روند صلح را بیمعنی میکند.»
فعالان نگرانیهایی را در مورد وضعیت اسفناک جوامع آدیواسی مطرح کردهاند.
سونی سوری، یک فعال اجتماعی آدیواسی از باستار، معتقد است که دولت باید ابتکار عمل را برای مذاکرات صلح به دست بگیرد.
سوری به الجزیره گفت: «از یک طرف، خود دولت پیشنهاد گفتگو با مائوئیستها را داده بود. اما اکنون، همان دولت، باستار را به یک منطقه جنگی تبدیل کرده است.»
«با توجه به نحوه انجام این عملیات، دولت باید آنها را متوقف کند، محیطی مساعد برای گفتگو ایجاد کند و گامهای معناداری برای آغاز مذاکرات صلح بردارد.»
فعالان حقوق بشر، دانشگاهیان و دانشجویان پس از اینکه به عنوان هوادار ناکسال شناخته شدند، هدف قرار گرفتهاند. جی. ان. سایبابا، استاد ۹۰ درصد معلول دانشگاه دهلی، به دلیل حمایت از مائوئیستها زندانی شد. اکتبر گذشته، او ماهها پس از تبرئه شدن توسط دادگاه عالی کشور پس از یک دهه حبس، درگذشت.
اما سای، سروزیر ایالت، میگوید در این مورد هیچ گونه نرمشی وجود نخواهد داشت. او گفت: «ریشهکنی ناکسال فقط یک کارزار نیست، بلکه ماموریتی برای تضمین آینده باستار و چتیسگر است.»
آیا حمایت از مائوئیستها رو به کاهش است؟
در سال ۲۰۱۱، ویشوارانجان، مدیر کل وقت پلیس چتیسگر، تخمین زد که تقریباً ۱۰۰۰۰ مائوئیست مسلح و ۴۰۰۰۰ عضو شبهنظامی در منطقه باستار حضور دارند. تعیین دقیق تعداد آنها دشوار است.
شورشیان توانستند حملات مرگباری علیه نیروهای امنیتی انجام دهند. در سال ۲۰۱۰، آنها ۷۶ نیروی شبهنظامی را در یک کمین جنگلی در چتیسگر کشتند. سه سال بعد، دهها نفر، از جمله رهبر کنگره که سالوا جودوم را تأسیس کرد، در یک کمین شورشیان کشته شدند.
سانداراج، مدیر کل فعلی باستار، تخمین میزند که حدود ۱۰۰۰ مائوئیست مسلح به همراه ۱۵۰۰۰ فرد وابسته باقی ماندهاند.
گزارشهای داخلی مائوئیستها، کاهش جذب نیرو، کوچکتر شدن واحدها و کمبود مهمات را تأیید میکند. از ۴۰ عضو کمیته مرکزی و دفتر سیاسی، تنها ۱۸ نفر آزاد هستند – بقیه یا کشته شدهاند یا دستگیر شدهاند.
در همین حال، نیروهای امنیتی گسترش یافتهاند، اردوگاههای جدیدی ساختهاند و اطلاعات و آموزش را بهبود بخشیدهاند، در حالی که مناطق پایگاه مائوئیستها در حال کوچک شدن است.
ویشوارانجان، مدیرکل سابق پلیس، میگوید مائوئیستها در چتیسگر ضعیف شدهاند، اما به ایالت همسایه، مادیا پرادش، گسترش یافتهاند.
او به الجزیره گفت: «حتی اگر آنها از باستار حذف شوند، مائوئیسم ایدئولوژیای است که نمیتوان آن را تنها از طریق خشونت شکست داد.»
«تا زمانی که جامعهای را بر پایه نابرابری اقتصادی بنا کنیم، این ایدئولوژی ممکن است به شکلی جدید دوباره ظهور کند.»
سای، وزیر ارشد، با دفاع از سیاستهای دولت خود گفت که «امنیت و توسعه دست در دست هم پیش میروند.»
او گفت: «در حالی که دولت ما یک کمپین ضد ناکسال را اداره میکند، ما نیز به طور فعال روی پروژههای توسعهای کار میکنیم.»
آیا مبارزه واقعی بر سر سنگ آهن است؟
ناکسالها، بهرهبرداری از منابع طبیعی، به ویژه از طریق اجارههای معدنی صادر شده به شرکتهای جهانی، و آوارگی جوامع محلی را به عنوان دلایل خود برای به دست گرفتن اسلحه در مناطق غنی از مواد معدنی کشور ذکر کردهاند. هزاران نفر از آدیواسیها آواره شدهاند و محیطهای محلی آنها به دلیل فعالیتهای معدنی به شدت آسیب دیده است.
از ۵۱ اجاره معدنی در باستار، ۳۶ مورد توسط شرکتهای خصوصی، از جمله شرکت بزرگ جهانی فولاد، آرسلورمیتال، نگهداری میشود.
مانیش کونجام، نماینده سابق مجلس قانونگذاری و رهبر قبیلهای، نظر مشابهی را تکرار میکند و استدلال میکند: «مسئله اصلی سنگ آهن است.»
طبق گفته دولت هند، ۱۹ درصد از ذخایر سنگ آهن این کشور در چتیسگر، عمدتاً در باستار، قرار دارد.
چتیسگر ۱۸ درصد از درآمد حمل و نقل ریلی هند را تشکیل میدهد که عمدتاً از حمل و نقل مواد معدنی حاصل میشود – و این در حال افزایش است.
کونجام توضیح داد که وقتی شرکتهای تاتا و اسار پروژههای خود را در سال ۲۰۰۵ برای استخراج سنگ آهن آغاز کردند، دولت سالوا جودوم را راهاندازی کرد و ۶۴۴ روستا را به بهانه ترس از مائوئیستها تخلیه کرد. حداقل ۳۵۰ هزار نفر آواره شدند. با این حال، مقاومت شدید قبایل، شرکتها را مجبور به عقبنشینی کرد.
او گفت: «دولت با درس گرفتن از آن شکست، اکنون اردوگاههای امنیتی را در مناطق معدنی ایجاد کرده و برای استخراج مجدد آماده میشود.»
«بدون تأیید شورای روستا، استخراج معدن نمیتواند ادامه یابد. اگر قبایل اعتراض کنند، به عنوان مائوئیست یا هوادار آنها برچسبگذاری میشوند و بر این اساس با آنها برخورد میشود.»
نگاهی دقیقتر به ادعاهای او نشان میدهد که اکثر اردوگاهها در واقع در مناطقی هستند که استخراج معدن آغاز شده یا در شرف آغاز است. در کمربند معدنی باستار، به ازای هر نه نفر قبیله، یک سرباز وجود دارد. بسیاری از این اردوگاهها توسط شرکتهای معدنی تأمین مالی میشوند.
اما وزیر ارشد سای معتقد است که منابع معدنی در مناطق قبیلهای باید مورد استفاده قرار گیرند.
او گفت: «زندگی قبایل با آغاز فعالیتهای معدنی و صنعتی تغییر خواهد کرد.» او با افتخار گفت که چتیسگر در بین ایالتهای تولیدکننده مواد معدنی [پس از اودیشا] رتبه دوم را دارد و سال گذشته تقریباً ۱۴.۱۹ میلیارد روپیه (۱.۷۱ میلیارد دلار) درآمد داشته است.
امسال، ایالت ۴۸ بلوک معدنی بزرگ را به شرکتهای خصوصی در ایالت اختصاص داده است.
اما فقر گسترده و کمبود امکانات بهداشتی اولیه، ادعاهای دولت را آشکار میکند.
نتام، رهبر قبیله، خاطرنشان کرد که این ایالت نرخ مرگ و میر نوزادان تقریباً ۳۸ نفر در هر ۱۰۰۰ تولد زنده را دارد، در حالی که نرخ مرگ و میر نوزادان در سطح ملی ۲۸ نفر در هر ۱۰۰۰ تولد زنده است.
او گفت که در باستار، فقر ۸۰ درصد است.
سوشیل آناند شوکلا، سخنگوی حزب مخالف کنگره، ادعا کرد که تحت پوشش معدن، مقدمات آوارگی کامل قبایل از باستار در حال انجام است.
سوشیل آناند شوکلا میگوید: «امروز، باستار در آستانه جنگ است و پاسخهای آن را نمیتوان با نگاه به گذشته یافت. دولت باید تسلیم شدن در برابر شرکتهای بزرگ و شرکتهای معدنی به قیمت بیرون راندن قبایل را متوقف کند.»
او به الجزیره گفت: «ایده کسب درآمد به قیمت جان قبایل خطرناک و خلاف قانون اساسی است.»
منبع: الجزیره
جمعه خرداد ۱۴۰۴