
سرمقالهٔ قاسیون، نشریهٔ حزب ارادهٔ خلق سوریه – ۹ مارس ۲۰۲۵ [۱۹ اسفند ۱۴۰۳]
مترجم: حبيب مهرزاد – اختصاصی اندیشۀ نو
تحلیل آرام و غیرشتابزدهٔ رخدادها همیشه نقطهٔ شروع بنیادی مناسبی برای برخورد میهندوستانه و مسئولانه با آنها در هر شرایطی است. وقتی خون ریخته میشود، قلبها آزرده میشود، و بسیج و تحریکهای زیادی وجود دارد، تحلیل آرام و غیرشتابزده ضروریتر و فوریتر میشود.
اینها از جمله مهمترین نکاتی است که میتوان در مورد رخدادهای غمانگیزی بیان کرد که در چند روز گذشته در سواحل سوریه [در کنار دریای مدیترانه] رخ داده است:
اول: زمینهٔ عینیای که منجر به وقوع این رخدادها شد پیش از هر چیز بحرانهایی است که رژیم اسد در دهههای طولانی در سوریه انباشته کرد. این بحرانها جنبههای متعددی داشت: اجتماعی-اقتصادی، ملی، و دموکراتیک، از جمله نارضایتیهای گوناگونی که در میان همهٔ اقشار مردم سوریه بدون استثنا تداوم بخشید و در طول چهارده سال گذشته عمیقتر کرد.
دوم: بهموازات آن، نقش ویرانگر «اسرائیل» ادامه داشت و ادامه دارد. در رخدادهای اخیر، ایفای این نقش به حدّ کاملاً آشکار و روشن و بیتردیدی رسیده است که هدفش تقسیم کردن سوریه و در عمل پایان دادن به موجودیت این کشور با استفاده از ابزارها و روشهای گوناگون نظامی، امنیتی، رسانهیی، فرقهیی، و مذهبی است.
سوم: بهطور مشخص، هر آنچه در چند روز گذشته شاهد بودهایم، از عملیات جنایتکارانهٔ گروههایی به نام «بقایای رژیم» گرفته تا خشونتها و جنایتهای گروههای لگامگسیختهای که خود را بخشی از «انقلاب» یا بخشی از «رژیم جدید» میدانند، بهنحوی دنباله و در خدمت طرف ثالث خارجی است که خودِ «اسرائیل» است. کسانی که آگاهانه یا ناآگاهانه، بر مبنای مسائل فرقهیی و مذهبی، دست به تحریک میزنند نیز در همان چارچوب قرار میگیرند، درست مثل آن «سیاستمداران» و «نیروهای سیاسی» که خواستار مداخلهٔ بینالمللی و «حمایت بینالمللی» هستند.
چهارم: بر اثر عامل اجتماعی-اقتصادی که فشار عظیمی بر همهٔ سوریها وارد میکند، بر اثر سیاستگذاریهایی مانند اخراجهای خودسرانهٔ گسترده، بر اثر تداوم حذف یارانهها و بهویژه یارانهٔ نان، و بر اثر اظهاراتی در مورد خصوصیسازی و اقدامات دیگر، و بهدلیل توهّم لغو تحریمها و اینکه غرب حکومت جدید را به رسمیت بشناسد، همهٔ آن عوامل منفی تشدید میشود.
پنجم: علاوه بر همهٔ اینها، تداوم روند انحصار قدرت نیز وجود دارد که شاید تا این لحظه بتوان آن را درک کرد، اما تداوم انحصار اکنون به تهدید و عامل انفجاری دیگری تبدیل شده است.
چه باید کرد؟
اول: هرچه زودتر باید آتش فتنه را خاموش و راه تحریک فرقهیی و مذهبی را بست. این کار در درجهٔ اول مسئولیت دستگاه قدرت کنونی است که در برخورد با رخدادها باید نقش دولت و منطق دولت را ایفا و اعمال کند. لازم و مفید است که آقای احمد الشرع خودش از دو استان ساحلی سوریه بازدید کند و از نفوذ مستقیمش برای اطمینانبخشی و ایجاد وضعی استفاده کند که در آن از هر نوع خشونت علیه غیرنظامیان جلوگیری شود.
دوم: روند مهار و محدود کردن اسلحه در دست مردم باید تکمیل شود. این روند موفق نخواهد شد مگر اینکه مورد حمایت کل جامعه سوریه باشد و همهٔ انواع سلاحهایی را در بر گیرد که در دست همهٔ طرفها در جامعه است. تحقق این حمایت فقط بر اساس گفتوگوی ملی واقعی و جامع و بر پایهٔ مشارکت گستردهٔ ملی ممکن است.
سوم: در همین زمینه، تسریع در تشکیل دولت وحدت ملی متوازن بهنمایندگی گسترده از کل جامعه که مرحلهٔ انتقالی را اداره کند، اطمینانهای لازم را برای همهٔ اقشار مردم سوریه فراهم کند، و نیروهایش را برای انجام وظایف عمدهٔ ملی بسیج کند، بهویژه برای احیای بازار ملی واحد بهعنوان شرط لازم برای راهاندازی مجدد اقتصاد، ضروری شده است.
مردم سوریه سالهای طولانی و سختی را پشت سر گذاشتهاند و علاوه بر دردهای بزرگی که متحمل شدهاند، کولهباری از تجربههای بزرگی به ارث بردهاند که شاید مهمترین آنها تفرقهاندازی بر اساس خطوط فرقهیی و مذهبی یا حتی خطوط رسمی سیاسی است که برای همه مخرب و مرگبار است. مردم سوریه همچنین آموختهاند که وفاداری به خونهای ریختهشدهٔ سوریها پیش از هر چیز با متوقف کردن خونریزیها محقق میشود و نه با استفاده از آن برای دامن زدن به خونریزیهای بیشتر. آنچه در چند روز گذشته رخ داده است بههیچوجه بهنفع سوریه و سوریها نیست، بلکه بهنفع دشمنان داخلی مردم سوریه، مانند جنگسالاران و جنایتکاران، و دشمنان خارجی، پیش از همه «اسرائیل» است.
اندیشه نو: استفاده از تمام یا بخشهایی از این مطلب با ذکر منبع بدون مانع است.
دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۴۰۳