
۲۶ اسفند، پنجمین سالروز درگذشت فریبرز رئیسدانا است:اقتصاددان، نویسنده، پژوهشگر، مترجم، شاعر و عضو برجستهی کانون نویسندگان ایران که پس از عمری مبارزهی خستگیناپذیر در مسیر برقراری آزادی و دادگری اجتماعی در اسفندماه ۱۳۹۸ چشم از جهان فرو بست. مرگ نابهنگام او در پی همهگیری ویروس کرونا و اهمال عامدانهی دولت در اعلام شیوع آن در ایران اتفاق افتاد.
فریبرز رئیسدانا مصداق عینی روشنفکری آزادیخواه و پرشور بود که در تضاد با تصمیمگیران ساحت سیاست و حامیان و مبلغانِ سود و سرمایه، خود را شخصیتی «آرمانگرا» میدانست و بزرگترین وظیفهاش را «امیدبخشی به تودههای محروم» میشمرد. اما واقعیت این است که رئیسدانا را باید مبارزی دانست که در ستیز با نکبت جباریت و تبعیض و پلشتیِ سانسور و سرکوب هرگز دمی از پای ننشست و هدفی جز نیکبختی و بهروزیِ انسان نداشت.
او در برابر تبعیضهای طبقاتی و اقتصادی و جنسیتی هرگز سکوت و محافظهکاری را برنتافت. همواره در مبارزه با دستگاه خودکامه و جزماندیش سانسور، در نهایت شجاعت، افشاگر دسیسهها و روشهای ارتجاعی و مزوّرانهی پادوهای سانسور بود و در سراسر حیات به آرمان «آزادیِ اندیشه و بیان و قلم بیهیچ حصر و استثنا در همهی عرصههای اجتماعی» وفادار ماند.
رئیسدانا در ۲۸ آذرماه سال ۱۳۸۹ در گفتوگویی تلویزیونی با بیانی انتقادی به برنامهی «هدفمندی یارانهها» تاخت و آن را در حمایت از سرمایهداری حاکم دانست که به بهبود اقتصاد بحرانزدهی ایران نخواهد انجامید؛ و همانشب در پی هجوم مأموران امنیتی به خانهاش بازداشت و درنهایت تنها به دلیل بیان دیدگاههای اقتصادیاش به یک سال حبس محکوم شد تا بار دیگر زخمی عمیق بر پیکر نحیف آزادیِ اندیشه و بیان نقش بندد.
فریبرز رئیسدانا در سال ۱۳۷۳ از امضاکنندگان بیانیهی «ما نویسندهایم» مشهور به «متن ۱۳۴ نویسنده» بود و پس از قتلهای سیاسی سال ۱۳۷۷ نیز در «کمیتهی دفاع از قربانیان قتلهای زنجیرهای» به دفاع از حقوق کشتهشدگان پرداخت. او یکی از فعالترین و پیگیرترین اعضای کانون نویسندگان ایران بود که سه بار در سالهای ۱۳۷۹، ۱۳۸۰ و ۱۳۸۷ به عضویت در هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران برگزیده شد و سال ۱۳۹۷ سمت بازرس مالی کانون را بر عهده داشت. او تا آخرین دم حیات در تعهد به آرمانهای مندرج در منشور کانون و دفاع از آن نگاهبانی وفادار و رزمندهای استوار باقی ماند.
شخصیت رئیسدانا ابعادی گوناگون داشت که در عرصههای مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، صنفی و هنری جلوهگر میشد و آثار متعددی از تألیف و ترجمه در حوزههای اقتصاد سیاسی، آسیبشناسی اجتماعی، توسعهی اقتصادی، علوم سیاسی، نقد ادبی و سرایش شعر از او به یادگار مانده است. با این همه، اوکانون نویسندگان ایران را خانهی اصلی خویش میدانست. از همین رو با گشادهدستی و اشتیاق همهی امکانات و خانهی خود را در اختیار کانون قرار میداد و با وجود ناخوشی و بیماری در واپسین سالهای عمرش پای ثابت تمامی جمعهای مشورتی و مراسم کانون بود.
فریبرز رئیسدانا در نقد هیولای هزارچشم سانسور با صدایی غرّا و پرطنین سخن میگفت و خشم او در برابر ستمورزانِ آزادیکُش آمیزهای از آتش و صداقت بود. در دوست داشتن انسان از محدودهی تنگِ رنگ و نژاد و زبان و مرزها گذر میکرد. هرگز از بزرگترین آرمان زندگیاش «رهایی بشر» عقب ننشست و برای مردمان اعماق، آزادی را همراه با عدالت میخواست. این یار و یاور کارگران و زحمتکشان و معلمان، حامی حقوق محرومان و زندانیان سیاسی و صدای بیصدایان، اگرچه دیگر در میان ما نیست اما صدای پرهیمنهی او همچنان در فریادهای آزادیخواهان بر سر سانسور و استبداد و ارتجاع آوار میشود.
یادش گرامی باد

یکشنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۳