
(در دفاع از هشت مارس و آرمان برابری جنسیتی)
هشت مارس #روز_جهانی_زن است. روز جهانی رهایی زن است. اگر چه رسانههای جریان اصلی سرمایهداری، در این سالها این روز را به روز چهرههای برتر زنان تحریف کردهاند و آن را به صد زن و زن موفق و زن برتر و … فرو کاستهاند، اما هشت مارس ربطی به موفقیتهای فردی ده زن و صد زن ندارد، ربطی به مارگارت تاچر و ایندیرا گاندی و آنگ سان سوچی و گرتا تونبرگ و نظایرشان آن طور که بر جلد تایم نقش میشوند ندارد. هشت مارس ربطی به صد زن برنامه های «بیبیسی» ندارد.
هشت مارس روز جهانی تودههای زنان است، روز زنان بیچهره ای است که داستان زندگیشان جذابیت رسانهای ندارد، چون داستانشان تکرار مکررات ستمدیدگی و محرومیت است. هشت مارس روز زنان کارگر است که در کارگاههای کارآفرینان و نیکوکاران و خیّرها استثمار میشوند. روز زنانی است که در مناسبات سرمایهداری نه انسان به حساب میآیند و نه صاحب حقوق انسانی.
هشت مارس روز یادآوری ضرورت مبارزه برای احقاق حقوق زنان با حرکتهای جمعی و محو ساختارهای سلطه و ستم است و نه لبخند موفقیتهای فردی. روزی است که به یاد بیاوریم «رهایی زنان» با محو تمام اشکال تبعیض و از طریق فروریزاندن ساختارهای بنا شده بر ستم طبقاتی و جنسیتی رقم میخورد، نه با پُزهای حمایتگرانه دولتهای نئولیبرال و زیر عنوان رقتآور «توانمندسازی» از آن سان که شخصی مثل ایوانکا ترامپ طلایهدارش است.
توانمندسازی زنان این عنوان فریبنده و دروغین، اسم رمز فقیر ماندن و جنس دوم بودن زنان برای همیشه است. اسم رمز بیارزش کردن کار زنان است، اسم رمز استثمار نوین نیروی کار است. ترفندی برای فراموش کردن آرمان رهایی زنان و پذیرش وضع موجود است. حقهای است برای تندادن و تسلیم در برابر نابرابریهای جنسیتی و طبقاتی. تاریخچه هشت مارس اما به ما میگوید، نابرابری در تمام اشکال آن غیرقابل تحمل است؛ میگوید زنان به خیریه و صدقه توانمندسازان چه دولت باشد، چه سرمایهداران کلان و خردهپا، نیاز ندارند، بلکه سهم واقعیشان را از منابع این جهان غارت شده میخواهند.
سهمخواهی زنان و احقاق حقوق پایمال شدهشان، کابوس نظامهای ستمکار در سراسر گیتی است از این روست که تلاش میشود این حرکت عظیم یک صد ساله، زیر لبخند رضایتآمیز و پیروزمند چهرههای مشهور زن پنهان شود و از محتوای اصلیاش تهی شود. آنانکه مبارزه برای آرمان برابری جنسیتی را به اراده فردی زنان برای کسب موفقیت فرومیکاهند، هدفشان آگاهانه یا ناآگاهانه پنهانکردن ساختار اقتصادی و سیاسی است که نابرابریهای اجتماعی را بازتولید میکند و فرادستان را بر فرودستان مسلط کرده است. چنین رویکردی که اراده فردی را در برابر اراده جمعی تجلیل میکند، نهایتاً تقصیر ناکامی و محرومیت را به دوش خود زن میگذارد تا پرسشی متوجه ساختارهای مسؤول وضع موجود نشود.
اما جنبش فمینیستی واقعیِ معطوف به رهایی، مستقیماً همدستی مردسالاری و سرمایهداری را مسؤول فرودستی زنان میداند و مبارزه در این هر دو جبهه را برای حصول برابری جنسیتی ضروری میشمارد. هشت مارس یادآوری ضرورت چنین مبارزهای است.
شنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۳