
خود به خوبی میدانید که آخرین زنگ خطرها برای جمهوریت نظام، دموکراسی و یافتن راهی برای خروج کشور از انسداد و وضعیت متصلب کنونی به صدا در آمده است.
گروهی به نام نمایندگی ملت، بر صحن شورا قدم میگذارند و مجلسی را تهی از معنا میکنند که برای به دست آوردن آن، چه بسیار جانهای عزیزی از بین رفته است.
به نام قانون دست به تحدید آزادی مردمی میزند که ادعای نمایندگی آنان را دارد و اقداماتش موجب زیان اقتصادی برای مردم میگردد. مجلسی که به قدری برای سلب آزادیهای فردی و اجتماعی عجله دارد که لایحۀ «حجاب و عفاف» را با ۲۳ مورد غلط املایی برای شورای نگهبان ارسال میکند و حتی هم اکنون اکثر نمایندگانش حاضر به دفاع از این سیاهۀ ضدمردمی نیستند.
قانوننمایی دهن کج و عقدهگشا که با اصول بنیادین حقوق اساسی و شهروندی مغایرت داشته و موجب تشدید هر چه بیشتر گسلهای اجتماعی در ایران خواهد شد.
حق تشکلیابی و زیست سازمانهای مردمنهاد، چه در داخل دانشگاه چه خارج از آن، پیوسته پایمال میشود.
آزادی قلم و بیان در مواجهه با پروندهسازیها مختل شده و نیلوفرهای حامدی و الهههای محمدی به جرم خبرنگاری بازداشت میشوند. اهالی رسانه و خبرنگاران امنیت شغلی ندارند و اختلال دستوری در جریان آزاد اطلاعات، استقلال تحریر و شان قلم را از بین برده است.
مطالبۀ صریح ما آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی کشور است؛ آنان که بر خلاف ادعاهای کاذب، اگرچه صدایشان خاموش است و از پشت میلههای سرد زندان به گوش نمیرسد، وجودشان قابل انکار نیست.
مبادا مسلک مردی را فراموش کنید که اهل برگشتن از راه طی شده نبود و در تمامی بحرانها و چالشهای ملی ایستادگی کرده و هرگز پشت به وعدههای خود با ملت ایران نکرده است.
دانشگاه نمونۀ کوچکی از جامعه است؛ سکوت و قهر دانشگاهیان و جامعه، نشانهای شوم است که از بحرانهای جدی در زمینۀ سرمایۀ اجتماعی دولت و حکومت خبر میدهد.
شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳