Skip to content
فوریه 8, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • مجال دیدار،
  • فرهنگی – ادبی

مجال دیدار،

عصر آهسته و دلگیر می گذرد
رو به شب دارد سخت وسنگین
بی هیچ سخنی،
فقط سایه ها در سکوت خویش
تند می گذرند،
سایه ای پشت درخت بید
کمین کرده بی قرار
راهِ ان سوی خیابان خلوت
در پیش گرفته می رود،
من سرِ همین چهار راه عصر
همیشه قلبم در انتظار دیدار کسی
به تپش درامده است،
و با خود گفته ام،
چه خوب مجال دیدارمان
به سر نیامد،
روز دیگری
شاهدی خواهد آمد،
و تکرار خواهیم شد
در آمد و شد این روزها
و شاید حوالی همین روز
دیگر بار،
از لاله زار خواهم گذشت
و در خلوت خیابان سعدی
رو به بالاترین جایی می روم
که معدودی با چشمانی بیدار
برگ_برگ رونوشت مردم را
به تحریر می اورند،
که باد آن را ،
به هر نقطه ای خواهد رساند
رحمان 02/07/95

Continue Reading

Previous: “من نگران سرزمینم هستم” مصاحبه کاتیا نیکودموس با الیور استون – برگردان: حسین انور حقیقی
Next: ” صنعت شوت”
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved