
نه افغانستان او را میشناسد و نه او افغانستان را!!
کبری غلامی وقتی کودکی دبستانی بوده در دعوای میان بچهها، خودپندارهی ایرانیاش درهم میشکند و درمییابد که افغانی است. برای ورود به دانشگاههای ایران بعد از ۲۰ سال مجبور به رفتن به افغانستان میشود تا ویزای دانشجویی ایران و حق تحصیل بهعنوان اتباع بیگانه را در کشوری که در آن بزرگ شده بهدست بیاورد. و حال براساس مادهای از لایحه عفاف و حجاب که هنوز تصویب و بهقانون تبدیل نشده، او را بدون وداع با خانوادهاش رد مرز میکنند.
وقتی کودکی دبستانی بوده، در دعوای میان بچه ها به او می گویند افغانی! تو ایرانی نیستی. او نمی داند افغانی چیست. می گوید نه من افغانی نیستم ایرانی هستم. با بغض و عصبانیت به خانه و مادرش پناه می برد که مامان افغانی چیه؟ چرا بچه ها به من میگن افغانی؟ از آنجا و با پاسخ مادرش است که خودپنداره ی ایرانی اش در هم می شکند و او خود را با واقعیت ترسناک دیگری بودن در جامعه ای که مهاجران را اتباع بیگانه و سربار و مزاحم می بیند، تنها می یابد. بزرگتر که می شود برای ورود به دانشگاه های ایران، بعد از بیست سال مجبور به رفتن به افغانستان دوره جمهوریت می شود تا ویزای دانشجویی ایران را به دست آورد و حق تحصیل به عنوان اتباع بیگانه را درکشوری پیدا کند که از خردسالی آنجا زندگی کرده است. او لهجه و پوشش ایرانی دارد، در فرهنگ ایرانی بزرگ شده است؛ نه افغانستان او را میشناسد و نه او افغانستان را. در وطن خویش غریب و بیگانه، سرانجام ویزای کشوری که آن را کشور اصلی خود می داند می گیرد و بر می گردد. در ایران در رشته مهندسی برق پذیرفته می شود. بعد در مقطع کارشناسی ارشد رشته پژوهشگری علوم اجتماعی در دانشگاه الزهرا به تحصیل مشغول می شود. این گزیده ای از سرگذشت یک زن ایرانی افغانستانی تبار، کبری غلامی است که به اتهام بی حجابی بازداشت و بدون حتی اجازه وداع با خانواده اش به افغانستان رد مرز شده است. به نظر می رسد مبنای برخورد با کبری غلامی مادهای از لایحه عفاف و حجاب است که هنوز تصویب و به قانون تبدیل نشده است. مشخص نیست آیا برای کبری غلامی دادگاهی تشکیل شده و به تشخیص قاضی اخراج شده است، یا اینکه قضاوت و صدور حکم هم به عهده ضابطان یا اداره اتباع بوده است. نوع برخورد با کبری غلامی، پژوهشگر علوم اجتماعی، نه تنها نقض شأن و کرامت انسان است، بلکه مبنای قانونی هم ندارد. در حال حاضر از سرنوشت کبری غلامی خبری در دست نیست، و معلوم نیست در وطنی که دیگر او را نمی شناسد و تحت استیلای بنیادگرایان زن ستیز طالبان است، بر او چه می رود. تنها می توانم آرزو کنم با حمایت جامعه میزبان و به خصوص وکلای داوطلب، بتواند سر خانه و زندگی و درس و مشقش برگردد.
@drsiminkazemi
سیمین کاظمی