Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • از سوخته زاران میامد… رحمان-ا 
  • خبرها
  • فرهنگی – ادبی

از سوخته زاران میامد… رحمان-ا 

غروبها میامد

غروبها که ستاره ای در آسمان تیره

پیدا نبود،

با همان کت و شلوارِ راه راه همیشگی

تِلو تِلو در زمین و هوا 

می آمد وُ…از تاریکی می گذشت

به چراغ برق که می رسید

باریکه نوری درچهره اش می رقصید

دود سیگار از میان لبهایش

حلقه بر می داشت به هوا

محو می شد در تاریکی

همیشه ریزخنده ای از لبانش

سرریز می کرد  می خواست دریا را

نشان دهد از کویری خشگ و تشنه

چشمهایش زیر نور می درخشید

نفسهایش پر بود از بوی عَرق و…

دود سیگار وُ نجوای شبانه 

چیزی جا خوش کرده بود

در قلبش.

چیزی سخت وُ سنگین در جانش

پیدا بود ‏ تنها بود

با دردی که داشت

گاهی با صدای بلند می خواند

غروبها… صدایش سوز داشت 

وز سوخته زاران می آمد

طوری تصنیف می خواند

انگار صدبار عاشق شده

و بر زمین سخت و سیاه خورده

چشمانش زیر نور چراغ

می درخشید

و ِتلو تِلو در خیابانِ  تنها

می رفت،

امروز هم در تاریکی محو شد

نمی دانم شاید فردا بیاید.

رحمان-ا 

۹ / ۱۱ / ۱۴۰۱

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: مصطفی‌ نیلی وکیل دادگستری همراه با سهیل عربی زندانی سیاسی، امروز ۱۲ بهمن‌ماه از زندان تهران بزرگ‌ (فشافویه) به قرنطینه زندان رجایی‌شهر منتقل شدند.
Next: زنگ خطر برای اساتید فنی
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved