Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • درگرامیداشت خاطره ی شاعر جانباخته ی فدایی: سعید سلطانپور – رحمان
  • خبرها
  • فرهنگی – ادبی

درگرامیداشت خاطره ی شاعر جانباخته ی فدایی: سعید سلطانپور – رحمان


برای سعید سلطان پور ، شاعر انقلاب
و توده ها ، آخرین سروده اش مرگ
سرخش بود ، در گذرگاهی سخت
و توفانی . او جانش را به نسیم
سحرگاهی سپرد تا این باغ خزان
زده ، هماره معطر از سروده هایش
باشد .


در تو شعری سروده شد

در تو شعری سروده شد
که جاری شد
در دشت و جنگل و رود؛
و آوایی که از حنجره ی خونین سحر طنین افکند،
سکوت شب را شکست،
بی آنکه آرامشی برتوببارد.


در ُ عشق ُ  “
از بادبان های دست هایت
که گفتی:دو تسلیم اند
و در” یگانگی ” دو تسلیم اند؛    که گفتی
از روستازاده ای که گفتی: و در ُ یگانگی ُ
  دو تسلیم انداز روستازازاده ای
که ندارم

سخن گفته ام. ” (1)

 توفان درونم را می نوردد؛

اما،

من،

وقتی به شعر می رسم،

همه ی وجودم لبریز می شود،

از آرامش،

که به دنبالش هستم.

درآب روشن رودخانه،

ماه را می بینم

که از تو پیامی برای جنتگل آورده،

برای ستاره ها

و چشمه های جاری در کوهسارها،

آنها هنوز،
با واژه های تو سرود می خوانند.

من در آخرین نگاه تو،
برقِ آتشِ دیدگانِ گلِ سرخ،
از نظرگاهم گذشت
و آرامشِ کرامت
که قلبِ سرخش سرشار از عشق بود
در آخرین آوردگاه.

در تو شعری سروده شد
من راز عشقِ همه ی ستارگان را در آن یافتم.

 که

(1). برگرفته از یکی از شعرهای شاعر جانباخته: سعید سلطان پور

1/4/1399، رحمان

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: ترانه علیدوستی بازیگر سینما، به ۵ ماه حبس محکوم شد
Next: اعتصاب کارگران‌نیشکر هفت‌ تپه نهمین روزخود را پشت سر گذاشت
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved