Skip to content
ژوئن 24, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • او که شبانه می رود – رحمان
  • خبرها
  • فرهنگی – ادبی

او که شبانه می رود – رحمان

خوب نمی شود حالم ،
باید بروم ،
او که شبانه می رود
در انتظار توفان نمی ماند
با آذرخش و رگبار می رود ،
و من بادبان را می کشم

من در عمق هستی خویش گمشدم
گوش به رویاهایم نده ،
رفیق خوبم ،
تو به راهی برو که صدایِ دنیایِ غریب
به گوشت نرسد ،
درجا بزنی ، از غافله عقب می مانی –

چیزی مثل تخمِ لق پرنده ای
بی جفت ،
در مغزم آشیانه بسته
در انتظار وزش باد –
بال خواهم گشود ،

و آن یکی که سالها کوچ کرد
و از خویش جدا شد ،
آن طرفِ آب ؛
در دلِ وهم و فراموشی باد درو می کند
و شبها غُربت را رج می زند

من که پاهایم ،
درد زانو را از یاد برده ،
به حرفهایش گوش نمیدم،
می روم وسطِ زمینِ بازی ؛
پاهایم شروع می کنند به دویدن
جایی هم هست که آرامش
می گیرم ،
و سکون بر جانم می نشیند ،

بعضی آدمها می فهمند
که دل ، به حرفهایت می سپارند
من گاهی به سکوت سنگ
پناه می برم ،
آخر ما که کر و کور و لال نیستیم ،
دویدن ماده آهو در مدارِ آفتاب
برای پیدا کردن جفتش ؛
بی پناهیِ زنی ،
زیرِ رگبار نگاه شهوت
زخمی کهنه در دل شب باز می کند ؛


باز صدای رودخانه
در من می پیچد
‌و من چقدر دلتنگ آوازِ رود هستم .

رحمان
۱۳۹۸ / ۱۰ / ۱

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: برای حفظ قدرت خرید کارگران “حداقل دستمزد” باید حداقل ۴۵ درصد افزایش یابد/ تورم در سال بعد چقدر بالا می‌رود؟
Next: دسترنج باغداران در جیب دلالان
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved