Andisheh Nou

نامه ی سرگشاده به ژنرال میلی[1] “… تمام دشمنان خارجی و داخلی” برگردان: مینا آگاه

به تاریخ ۱۱ اوت ۲۰۲۰

ژنرال میلی محترم:

شما به عنوان رئیس ستاد مشترک ارتش، به وظایف خود در شرایط عادی آگاهید: مشاور اصلی امور نظامی در خدمت رئیس جمهور ایالات متحده و انتقال دستورهای قانونی رئیس جمهور و وزیر دفاع به فرماندهان نظامی. در شرایط عادی، این وظایف کاملا بر قسم شما مبنی بر “پشتیبانی و دفاع از قانون اساسی ایالات متحده علیه همه ی دشمنان، چه خارجی و  چه داخلی، استوار است.

اما ما در شرایطی عادی زندگی نمی کنیم. رئیس جمهور ایالات متحده دارد فعالانه سیستم انتخاباتی ما را واژگون می کند و بی اعتنا به قانون اساسی، تهدید می کند که در کاخ سفید باقی خواهد ماند. طی چند ماه دیگر شاید شما مجبور باشید بین رئیس جمهوری سرکش و غیرقانونی یا خیانت به سوگند به قانون اساسی یکی را انتخاب کنید.

به واسطه ی خطر تاثیرگذاری شرایط، سناریویی که زمانی غیرممکن بود، یعنی حاکم شدن حکومت استبدادی در ایالات متحده، اکنون به نظر واقعی می آید.

اول: آقای ترامپ از آنجا که با شکست انتخاباتی حتمی روبرو است، دارد اعتماد عمومی به انتخابات را شدیدا تضعیف می کند.

دوم: شکست ترامپ ممکن است نه تنها به انزجار سیاسی منجر شود، بلکه موجب اتهامات جنایی نیز خواهد شد.

سوم: آقای ترامپ دارد یک ارتش خصوصی جمع می کند که نه تنها می تواند اراده ی رای دهنده گان را، بلکه توان اعمال نیروهای قانونی را نیز خنثی کند. زمانی که این نیروها در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۱ برخورد کنند، ارتش ایالات متحده تنها سازمانی است که می تواند از قانون اساسی ما محافظت کند.

شکی نیست که آقای ترامپ با شکست انتخاباتی روبرو است. بیش از ۱۶۰ هزار نفر آمریکایی از کرونا مرده اند، و احتمالا این رقم تا نوامبر به ۳۰۰ هزار نفر می رسد. از هر ده نفر کارگر در آمریکا یکی بیکار است، و اقتصاد آمریکا در سه ماهه ی آخر دچار شدیدترین رکود در طول تاریخ شده است. نزدیک به ۷۰ درصد مردم آمریکا عقیده دارند که کشور دارد مسیر اشتباهی را می رود. اقتصاددانان تخمین زده اند که شانس باخت آقای ترامپ حدود ۹۱ درصد است. 

برای مقابله با این چشم انداز ناخوشایند، آقای ترامپ درگیر یک کمپین اطلاعاتی شده است که اطلاعات غلط می دهد تا اعتماد مردم را نسبت به انتخابات کاهش دهد. وی به دروغ ادعا کرده است رای پستی “غیردقیق و فریبکارانه” است. برای دیرکرد و بی اعتباری رای پستی، وی فعالانه در “خدمات پستی آمریکا” خرابکاری می کند. او پیشنهاد داده است که انتخابات ۲۰۲۰ را به عقب بیاندازیم در صورتی که اجازه ی این درخواست را ندارد.

خطر قمار انتخابات ۲۰۲۰ بخصوص برای آقای ترامپ بسیار بالا است؛ در صورت شکست، او به احتمال با پیگرد کیفری روبرو می شود. دادستان منطقه منهتن دارد در مورد تقلب بانکی و بیمه ای محتمل در رابطه با قیمت گذاری بالای دارایی های مالی “سازمان ترامپ” تحقیق می کند. دادستان کل نیویورک هم دارد همین تحقیقات را انجام می دهد و موفق شده است سوابق مالی ترامپ را از دویچه بانک بگیرد. آقای ترامپ گویا سفیر آمریکا در انگلیس را تحت فشار قرارداده تا به دولت انگلیس فشار بیاورد که مسابقات  گلف آزاد انگلیس را در زمین گلف ترامپ در اسکاتلند برگزار کنند. این واقعه یکی از بسیار مثال های در خدمت خود بودن ترامپ است که ممکن است به اتهامات جنایی فدرال علیه رئیس جمهور منجر شود.

ارائه ی یک ردیف از این تهدیدهای سرگیجه آور نه تنها از منظر سیاسی، بلکه از منظر خود مختاری و ثروت آقای ترامپ یادآور نمایش هایی از سوی دیکتاتورها در تاریخ است: او ارتش خصوصی ای می سازد که فقط جوابگوی اوست.

زمانی که سزار در نزاعی در روم با تعلیق روبرو شد، وی به دادگاه برنگشت تا با این حکم مواجه شود. وی دست ارتشی را که در حکومت روم فقط به وی وفادار بودند، آزاد گذاشت. با این اوصاف، هیچ دانشجوی تاریخ نیست که نداند آقای ترامپ دارد مثال سزار را دنبال می کند. استفاده رئیس جمهور از سازمان امنیت داخلی نظامی شده علیه تظاهرات سیاسی مردم، نشان دهنده ی تشکیل نیروی نظامی موازی ای است که برای مردم غیرقابل قبول است. اعضای این ارتش خصوصی، اکثرا فاقد علامت پلیس یا سایر علایم می باشند. آن ها برای این نیستند که قانون را اعمال کنند، بلکه در پی ترساندن مخالفان سیاسی رئیس جمهور هستند. 

این جریان متقابل قدرتمند- یعنی شکست انتخاباتی آقای ترامپ، آسیب رسانی او به یکدستی انتخابات ما، پیگرد کیفری قریب الوقوع او و ایجاد ارتش خصوصی اش- در بیستم ژانویه در مقابل انتقال مسالمت آمیز قدرتی خواهد ایستاد که نشانه ی دموکراسی آمریکا از روز آغازش بوده است. آقای ترامپ ممکن است قبول نکند که کاخ را ترک کند. او احتمالا به عنوان یک پوشش قانونی، نمایش دروغین در مورد تقلب در انتخابات را به راه می اندازد. دستیاران ترامپ در رسانه های دست راستی بطور حتم برای تکرار و بزرگ نشان دادن این دروغ ها، ساختن شواهد کافی برای تهیه ی بهانه قابل قبول، یورش خواهند آورد. بزرگترین بحران قانون اساسی آمریکا از زمان جنگ داخلی، توسط رئیس جمهوری که به سادگی نمی خواهد کاخ سفید را ترک کند، در حال شکل گیری است. 

نهادهای سیاسی و قانونی آمریکا بقدری تحلیل رفته و تضعیف شده اند که به سختی برای این لحظات آمادگی دارند.  جمهوریخواهان سنا که از قبل تبدیل به مجسمه های دعاگو شده اند، ساکت و بدون حرکت باقی خواهند ماند تا همدستی شان را پنهان کنند و در اکثریت باقی بمانند. کنگره ی در دست دموکرات ها نتایج کالج انتخاباتی را تایید خواهد کرد، که ترامپ آن را به عنوان خبر جعلی رد خواهد کرد. ماه ها طول می کشد تا دادگاه که با موج پرونده هایی از سوی تیم های حقوقی ترامپ و دموکرات ها روبرو می شود اسناد را زیرورو کند و حکم مستدلی بدهد. ترامپ متناوبا درخواست تجدید نظر می کند و حکم را نادیده می گیرد. 

ساعت، دوازده و یک دقیقه بعد از ظهر ۲۰ ژانویه ۲۰۲۱ را نشان می دهد، اما هنوز ترامپ در دفتر اوال کاخ سفید نشسته است. بطور اجتناب ناپذیر، تظاهر کننده گان در خیابان خارج از کاخ سفید به شکل انبوهی جمع می شوند، و گردان های ارتش خصوصی ترامپ در آنجا ظاهر می شوند. سخنگوی کاخ سفید اعلام می کند که ریاست جمهوری ترامپ به پایان رسیده، و از سرویس مخفی[1] مارشال های فدرال[2] می خواهد که ترامپ را از کاخ بیرون کنند و می بینند که در مقابل ارتش خصوصی ترامپ شیر بی چنگ و دندان هستند و این لحظه، لحظه ی تصمیم گیری است.

در آن لحظه ی بحران قانون اساسی، فقط دو گزینه باقی می ماند.

اول: نیروی نظامی آمریکا رئیس جمهور سابق را به خارج از کاخ سفید راهنمایی می کند. مزدوران سبزپوش کوچک ترامپ که برای مرعوب کردن ماموران اجرای قانون فدرال نه چندان مسلح آماده اند، کنار می کشند و محو می شوند، و تشخیص می دهند که از پس تیپ ۸۲ هوابرد برنمی آیند.

دوم: گزینه نیروی نظامی ساکت باقی می ماند و قانون اساسی از بین می رود و موفقیت دولت با خشونت غیرقانونی بین ارتش خصوصی ترامپ و تظاهرکنندگان خیابان باعث می شود میدانِ «جان سیاهان اهمیت دارد»[3] به میدان تحریر تبدیل شود. 

به عنوان افسر ارشد ایالات متحده، انتخاب بین این دو گزینه در دست شما است. در بحران قانون اساسی که در بالا توضیح داده شده، وظیفه ی شما دستور شفاف برای جهت دهی نیروی نظامی در حمایت از انتقال قدرت توسط قانون اساسی است. اگر شما ساکت بمانید، در یک کودتا شرکت کرده اید. شما برای همدستی فعال قبلی در استفاده ی رئیس جمهور از نیروی نظامی علیه تظاهرات صلح آمیز در میدان لافایت بدرستی مورد انتقاد قرارگرفته اید. مشارکت منفعلانه ی شما در بدست گرفتن غیرقانونی قدرت سیاسی توسط ترامپ بسیار بدتر خواهد بود.

آمریکا برای ۲۴۰ سال دور از وحشت در جابجایی سیاسی خشونت آمیز بوده است. هرچند ممکن است کامل نبوده باشد، اتحادیه ی ما از انتقال قدرت صلح جویانه از یک قدرت به قدرت بعدی به سوی کاملتر شدن می رود. حاکم بودن قانون به واسطه ی قانون اساسی، این معجزه را ممکن ساخته است. به هرحال نظم قانون اساسی ما خود پایدار نیست. در طول تاریخ ما، آمریکایی ها جان خود را فدا کردند تا تاب آوردن این نوع حکومت ممکن شود. ادامه دادن به کار ناتمامی که این قهرمانان به خاطر آن به خاک افتاده اند اکنون به عهده ی شماست.

مبادا فراموش کنید:

“من، مارک ا. میلی، رسما قسم می خورم که از قانون اساسی ایالات متحده در مقابل تمام دشمنان، چه خارجی و چه داخلی، حمایت و دفاع کنم؛ که من ایمان و بیعت واقعی به آن دارم؛ که من این تعهد را آزادانه، بدون هیچ محافظه کاری ذهنی یا قصد تزویر قبول می کنم؛ و من کاملا و با ایمان وظایفی که به من محول می شود را با وارد شدن به این دفتر انجام خواهم داد. خدا به من کمک کند.”

سرنوشت جمهوری ما ممکن است بستگی به پای‌بند بودن شما به این قسم داشته باشد.

با ادای احترام

جان ناگل و پل یینگلینگ[4].


[1] سرویس مخفی ایالات متحده آمریکا (به انگلیسی: United States Secret Service) نهادی امنیتی تحت نظارت دولت فدرال ایالات متحده است که علاوه بر حفاظت امنیتی از جان دولت‌مردان بلندپایه ایالات متحده آمریکا و شخصیت‌های عالی‌رتبه خارجی مقیم یا میهمان در ایالات متحده، مسوول مقابله با تخلفات مالی عمده و جعل اسکناس واحد پول ایالات متحده است.

[2] خدمات مارشال‌های ایالات متحده Federal Marshals از نهادهای انتظامی فدرالی آمریکا است که زیرمجموعه وزارت دادگستری آمریکا محسوب می‌شود. این نهاد در واقع قدیمی‌ترین سازمان و نهاد انتظامی در آمریکا است. به نیروی امنیتی این سازمان، مارشال ایالتی گفته می‌شود.

[3] Black Lives Matter Plaza (به طور رسمی Black Lives Matter Plaza Northwest) یک بخش دو بلوکی از خیابان 16th NW در مرکز شهر واشنگتن دی سی است.

[4] جان ناگل، افسر بازنشسته و جنگنده در دو جنگ عراق، رئیس مدرسه ی هاورفورد فیلادلفیا

پل یینگلینگ، سرهنگ بازنشسته ی ارتش آمریکا، سه بار در جنگ عراق شرکت کرده، یک بار در بوسنیا، و پنج بار در عملیات طوفان صحرا. 


[1] https://www.defenseone.com/ideas/2020/08/all-enemies-foreign-and-domestic-open-letter-gen-milley/167625/

بخش نظر بسته میباشد.

Comments are closed.