Andisheh Nou

نقد و بررسی کتاب «تاریخ ترقی خواهی ایرانیان» نوشته ی ملیحه بصیر

این کناب توسط انتشارات نیل در هشتصد و ده صفحه منتشر شده است . نویسنده ، آن را به هفده بخش تقسیم نموده است . نگارنده در این قسمت به نقد و بررسی سه بخش نخستین کتاب می پردازد . در قسمت های بعدی به سایر بخش های کتاب پرداخته خواهد شد . با مطالعه مقدمه ی کتاب که با نثری شیوا توسط نویسنده به نگارش در آمده است به عیان روشن می شود : نویسنده با صداقت به  پژوهش پرداخته است و با روح ترقی خواهی در صدد بر آمده است تا  به حقایق تاریخی که از منظر نگاه خویش،  بدان رسیده است را با خوانندگان در میان نهد . بخش اول کتاب از واکاوی عصر  تمدن یونان باستان شروع می شود . خانم بصیر،  در این بخش از نظرات فکری و فلسفی دانشمندان یونان باستان به استناد منابع معتبر و موثق نکات آموزنده ای را مطرح می نماید .و نیز این که چرا یونان در آن برهه  تاریخی به مهد تمدن جهان تبدیل شد ، نظرات منطقی در خور تاملی ارائه می دهد . با تعمقی بر آن چه در این بخش به رشته تحریر در آمده است ، مشخص می شود که چسان فلسفه ی فکری ارسطو موجب توقف رشد و بالندگی علم و فلسفه طی چند سده واقع شد . و فئودال ها و اشراف با همدستی کلیسا به پشتوانه مکتب فکری ارسطو به توجیه جنایات و پلیدی های خویش علیه بشر دست می یازیدند .

در بخش دوم کتاب از کوشش افراد برای رهایی از وضعیت بس دشواری که فئودال ها با حاکمیت و سیطره ی خود بر اروپا چیره نموده بودند ، سخن گفته می شود . و نظرات دانشمندان آن عصر همچون گالیله ، توسط نویسنده ی کتاب توضیح داده می شود . در حالت کلی این بخش از کتاب را می توان تحلیل آغاز عصر رنسانس نامید ، که نویسنده توانسته است با پشت کاری ستودنی از عهده آن با خردی در خور تحسین بر آید .

درعمده بخش سوم کتاب به انقلاب صنعتی انگلستان و انقلاب استقلال طلبانه ی آمریکا و انقلاب فرانسه پرداخت شده است . برای خواننده کتاب مطالب این بخش بس مفید و آموزنده است .برای خواننده ی کتاب مطالب این بخش ، بس مفید و آموزنده است . یکی از نکته های برجسته ای که خانم بصیر در بخش سوم  کتاب  به رشته ی تحریر در آورده است ، نسل کشی سرخ پوستان در آمریکاست . که با گذشت چندیدن قرن از آن فاجعه ی عظیم هنوز هم دولت مردان امریکا در آن مورد سکوت می نمایند . نگاه خانم بصیر به انقلاب فرانسه نگاهی است مختص قشر بینابینی . ایشان از سویی با شیفتگی از انقلاب فرانسه و روبسپیر سخن می گویند و از سوی دیگر اقدامات روبپسپیر را برای حفظ انقلاب و دست آوردهای آن محکوم می نمایند . این مسئله در درجه ی اول حاکی از آن است که ایشان احساس خویش را صادقانه بر قلم آورده اند . چرا که اقشار بینابنی بنا به پایگاه اجتماعی خویش طرف دار عدالت هستند و در این راه از دگرگونی های اساسی در حیطه های اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی استقبال می نمایند . و از سوی دیگر از ژرفش این تحولات ترس و واهمه دارند . مسلم است که سنگینی کفه تراز و به نفع ترس ، یا استقبال از انقلاب ، در تحلیل نهایی وابسته به توازن قوا در جامعه است . به تناسب قدرتمندی نیروهای انقلابی اقشار بینابینی  به سمت این نیر گرایش می یابند .

استنادات خانم بصیر در تحقیق  تحلیلی خویش متکی به منابع موثق و معتبری است . برداشت هایشان نیز از این منابع نشان می دهد : ایشان فرد روشن اندیش  و دارای افکار ترقی خواهانه ای است . ولی در مواردی به منابعی استناد می نمایند که کلا فاقد اصالت است . به عنوان نمونه ایشان به کتاب خاطران منتسب به کیانوری یا کتاب گفت گو با تاریخ در چندیند نوبت استناد نموده است . این دو کتاب هیچ ارتباطی به زنده یاد کیانوری ندارد . عبدالله شهبازی در وب سایت خود صراحتا اذعان نموده است که کتاب خاطراتن زنده یاد کیانوری را وی به نگارش در آورده است و کتاب گفتگو با تاریخ را سعید امامی به نام زنده یاد کیانوری تدوین کرده است . سرکار خانم بصیر در چند مورد به کتابی به نام مغز متفکر شیعه * امام صادق * استناد نموده است . لازم به ذکر است این کتاب حاصل تخیل صرف ذبیح الله  منصوری بوده و از اساس فاقد اصالت است . علی اکبر قاضی زاده طی مقاله ای در روزنامه ی شرق به تاریخ 25 تیرماه سال 1386 حق مطلب را در مورد جعلیات ذبیح الله منصوری ادا نموده است . احسان نراقی در مصاحبه ای با خبر آن لاین در مورد این کتاب صراحتا می گوید : که ذبیح الله منصوری به دروغ مدعی است این کتاب را ترجمه کرده است . این کتاب حاصل تراوشات رویایی وی است . همچنین اسماعیل حدادیان مقدم طی مقاله ای در فصل نامه مترجم می گوید : اصالت وجود کتابی به نام مغز متفکر جهان شیعه * امام صادق * مورد تردید است . لازم به تاکید است در سه بخش کتاب این اشتباهات خانم بصیر آسیب  عمده ای به نکته های آموختنی که ایشان مطرح می نمایند ، وارد نمی سازد .

کتاب این بانوی پژوهشگر کشورمان می رساند : که محققی پای به عرصه ی نوشتن گذارده که با شور و عشق زاید ا لوصفی می خواهد بیاموزد و بیاموزاند …

صادق شکیب

بخش نظر بسته میباشد.

Comments are closed.