Andisheh Nou

نخستین سالگرد سرنگون ساختن هواپیمای اوکراینی: کشورها و خانوادۀ قربانیان خواستار «شفافیت، مسئولیت و عدالت» هستند

یک سال پس از سرنگون ساختن پرواز پی‌اس ٧٥٢ شرکت هواپیمائی بین‌المللی اوکراین در سحرگاه ٨ ژانویۀ ٢٠٢٠ با شلیک دو موشک سامانۀ ضد هوائی سپاه پاسداران، جمهوری اسلامی ایران همچنان از روشن کردن چگونگی وقوع این رویداد خودداری کرده و به جای آن، بگفتۀ خانوادۀ قربانیان، برای فریب جامعۀ جهانی «مراسم نمایشی» برگزار می‌کند. خانواده‌ها همانند کشورهائی که شهروندان خود را در این حادثه از دست داده‌اند، خواستار پاسخ ملموس مقامات ایران به پرسش‌های گوناگونی هستند که بارها در برابر مقامات این کشور قرار گرفته است. در این حادثه کلیۀ ١٦٧ مسافر و ٩ خدمۀ پرواز کشته شدند.

یوگنی دیخنه، مدیر عامل شرکت هواپیمائی بین‌المللی اوکراین، در نخستین سالگرد سرنگون ساختن هواپیمای این شرکت، روز چهارشنبه گذشته با ناخرسندی اعلام کرد که «یک سال پس از حادثه، هنوز پاسخ این پرسش اساسی را دریافت نکرده‌ایم که چگونه وقوع چنین رویدادی ممکن شد و مسئول آن کیست». یوگنی دیخنه تاکید کرد که «روند تحقیقات پیشرفتی ندارد»، زیرا «راهکار ایران اینست که رویدادها را پنهان کند». او از کشورهائی که شهروندان خود را در این حادثه از دست داده‌اند، بویژه از اوکراین و کانادا خواست برای بدست آوردن پاسخ این پرسش و آگاهی بر زنجیرۀ تصمیمات و چگونگی وقوع این حادثه بشکل جدی ایران را در فشار قرار دهند.

دولت کانادا نیز در این زمینه نگرش دیگری ندارد و مقامات این کشور نیز همواره ایران را به سبب پنهان کردن اطلاعات در بارۀ سرنگون ساختن هواپیمای یاد شده سرزنش کرده‌اند.

رالف گودال، مشاور ویژۀ نخست وزیر کانادا، در گزارش ویژه خود زیر عنوان «پرواز پی‌اس ٧٥٢، راه دراز شفافیت، مسئولیت و عدالت» به مشکلات فراوان برای دست یافتن به اطلاعات درست در این زمینه اشاره دارد. او در نیمۀ دسامبر گذشتۀ با ارائۀ این گزارش که در ٧٤ صفحه تدوین شده است، گفت هر چند مقررات بین‌الملل مسئولیت تحقیقات را به کشور محل حادثه واگذار می‌کند، اما واگذاری تحقیق به مسئول حادثه پذیرفتنی نیست. او تاکید کرد که تحقیق در بارۀ سرنگون ساختن هواپیمای اوکراینی نباید به ایران واگذار گردد.

او در گزارش خود یادآوری می‌کند که در مورد این حادثه «مرتکب جرم خود مسئول انجام تحقیق شده است» و تاکید می‌کند «هنگامی که کشور مزبور دارای یک نهاد تحقیقاتی مستقل از سازمان هواپیمائی کشوری نباشد و از نظام قضائی شفاف محروم باشد، ناگزیر در بی‌طرفی، واقع‌گرائی و مشروعیت آن [برای انجام تحقیقات] تردید بسیار وجود خواهد داشت».

رالف گودال در گزارش خود نوشته است که «تحقیق انجام گرفته در این زمینه از سوی ایران، چنانکه تا کنون دیده‌ایم، عدم کاردانی، بی‌احتیاطی و بی‌اعتنائی به زندگی [افراد] بی گناه را نشان می‌دهد».

او تاکید می‌کند که در چنین شرایطی، «تحقیقات اعتبار خود را از دست می‌دهد» و خودداری از ارائۀ آگاهی‌های درست در بارۀ پرسش‌های اساسی، نشان «بی‌مسئولیتی و عدم پاسخگوئی» به شمار می‌آید».

رالف گودال پرسش‌های اساسی بی پاسخ مانده در این باره را در گزارش خود برشمرده است. نخستین و مهمترین آنها اینست: چرا جمهوری اسلامی ایران که سحرگاه همان روز دو پایگاه نیروهای آمریکا در عراق را هدف پرتاب ده‌ها موشک قرار داده و در انتظار پاسخ احتمالی متقابل، سامانه‌های ضدهوائی خود را به حال آماده باش در آورده بود، حریم هوائی خود را به روی پروازهای غیرنظامی مسدود نکرد؟ این تصمیم که همزمان با پرتاب ده‌ها موشک و با وجود احتمال پاسخ، پروازهای غیرنظامی، بی آنکه دست اندرکاران آنها در این زمینه کوچکترین اطلاعی داشته باشند، چرا و از جانب چه فرد یا افرادی اتخاذ شد؟

پاسخ در این باره از اهمیت بسیار برخوردارست، زیرا پرسش یاد شده، در پرده این اندیشه را بیان می‌کند که خودداری از بستن حریم هوائی هدف ویژه‌ای را دنبال می‌کرده است، بویژه آنکه به عنوان نمونه ایالات متحد آمریکا، کانادا، استرالیا و سنگاپور در سحرگاه همان روز به محض اطلاع از عملیات پرتاب موشک از سوی ایران، شرکت‌های هواپیمائی خود را به تغییر مسیر و خودداری از پرواز بر فراز آسمان ایران و بخش گسترده‌ای از منطقه تحریض کردند.

رالف گودال در گزارش خود می‌پرسد «آیا مقامات مسئول به هنگام برنامه ریزی عملیات پرتاب موشک بسوی پایگاه‌های عراق در بارۀ تامین امنیت راهروهای پرواز هواپیماهای غیرنظامی تدابیری اندیشیده‌اند؟ و چه روندی را برای آگاه ساختن مسئولان این پروازها به کار بسته‌اند؟ با توجه به تنش فزاینده در پی پرتاب موشک‌ها و خطرات ناشی از آن برای پروازهای مسافربری، تدابیر کلی اندیشیده شده در این زمینه برای جلوگیری از به خطر انداختن آنها چه بوده و چه ابزار و روندی برای آگاه کردن پروازهای مزبور از خطرات موجود تدارک دیده شده بود؟ این گزارش پرسش‌های بسیاری را نیز در بارۀ سامانۀ دفاع ضدهوائی ایران که در نزدیک فرودگاه مستقر شده بود مطرح کرده است. از جمله اینکه با توجه به استقرار این سامانه در نزدیکی فرودگاه بزرگ تهران، چه تمهیدات ویژه‌ای برای جلوگیری از بروز اشتباه و پیشگیری از عدم تلقی یک پرواز مسافربری به جای یک هواپیما یا موشک دشمن اتخاذ شده بود؟ ماموران مسئول این سامانه‌ها از چه آموزشی به این منظور برخوردار شده بودند؟ چه عاملی موجب شد که مامور بکار انداختن سامانۀ ضد هوائی این هواپیما را به عنوان تهدید تلقی کند؟ با توجه به اینکه در آن هنگام پروازهای بسیار دیگری نیز در همان منطقه در جریان بود، آیا ماموران هواپیماهای دیگری را نیز به عنوان «تهدید و دشمن» شناسائی کردند؟

مشاور نخست وزیر کانادا ٢٢ پرسش صریح را که در بارۀ آنها پاسخ درستی دریافت نشده، مطرح کرده و خواستار کوشش برای یافتن آگاهی‌هائی در بارۀ آنها شده است. با این حال، این گزارش با یادآوری اینکه ایران در سه روز نخست پس از سرنگون ساختن هواپیما با انکار واقعیات تلاش کرد جامعه جهانی را فریب دهد و تنها هنگامی که در برابر اسناد انکار ناپذیر قرار گرفت تن به اقرار داد و نیز به رغم آنکه بر اساس مقررات بین‌الملل بازخوانی جعبه‌های سیاه هواپیما باید فورا و بدون اخیر صورت گیرد، تا آنجا که می‌شد از این کار سر باز زد و این اقدام تنها شش ماه پس از حادثه انجام گرفت و نیز خودداری از ارائۀ گزارش فنی و امنیتی کامل در این باره، به دریافت پاسخ‌های لازم بویژه برای تسکین خانواده‌های قربانیان، امید چندانی ندارد.

رالف گودال با بسیاری از این خانواده‌ها گفتگو کرده است.  بسیاری از آنان در بارۀ هر گونه همکاری ایران در این زمینه بسیار بدبین هستند. برخی از آنان که در شبکه‌های اجتماعی به انتشار تصاویر قربانیان پرداخته و آگاهی هائی در این باره منتشر کرده و خواستار پیگیری قضائی شده‌اند، به نوشته این گزارش مورد تهدید قرار گرفته‌اند.

دولت ایران برای پایان دادن به دادخواهی خانواده‌های  قربانیان، پیشنهاد داده است که برای هر یک از جانباختگان این حادثه ١٥٠ هزار دلار غرامت بپردازد. انجمن خانوادۀ قربانیان در کانادا، پیش از مذاکره در باره میزان غرامت، خواستار پاسخ روشن به پرسش‌های مطرح شده است. یوگنی دیخنه، مدیر عامل شرکت هواپیمائی بین‌المللی اوکراین، نیز با تاکید بر اینکه میزان غرامت باید با انجام گفتگو و بر پایۀ رویۀ موجود در اینگونه موارد تعیین شود، یادآوری می‌کند که که آمریکا در سال ١٩٩٦ برای ٢٩٠ قربانی هواپیمای ایران ایر ٦١٫٨ میلیون دلار و لیبی در سال ٢٠٠٣ برای ٢٧٠ قربانی هواپیمای پان امریکن بر فراز لاکربی ٢٫٧ میلیارد دلار غرامت پرداخت کردند. او با این حال تاکید می کند که پیش از آن، باید نتایج قابل قبول تحقیقات فنی و جنائی در این باره ارائه شود، تا مشخص شود که هواپیما بر اثر یک «اشتباه انسانی» سرنگون شده و یا یک «طرح نظامی از پیش اندیشیده شده» بوده است.

بخش نظر بسته میباشد.

Comments are closed.