Andisheh Nou

باید علیه یک‌‌‌درصدی ها جنگید تا ششمین انقراض انبوه را متوقف کرد مصاحبه‌ی امی گودمن با واندانا شیوا – برگردان: مینا آگاه

امی گودمن: یک گزارش تکاندهنده‌ی جدید نشان می دهد که حتی اگر بلندپروازانه‌ترین اصلاحات محیط زیستی اعمال شود، حداقل یک سوم کوه های یخ هیمالیا تا پایان این قرن، به واسطه ی تغییرات آب و هوائی، آب خواهند شد. این گزارش که روز دوشنبه توسط  سازمان ارزیابی هندوکش هیمالیا[1]  منتشر شد، ترکیبی از کار بیش از ۲۰۰ دانشمند و ۱۲۵ متخصص طی پنج سال است. این گزارش هشدار می دهد افزایش گرما در هیمالیا، می تواند موجب جابجائی توده‌های عظیمی از جمعیت و همچنین فاجعه ی عدم امنیت آب و غذا شود. این کوه های یخی منبع آب حیاتی ای برای ۲۵۰ میلیون نفری ست که در ناحیه ی هندوکش هیمالیا، از افغانستان تا برمه را دربرمی گیرد. این ناحیه ای ست که بعد از قطب شمال و جنوب، بستر بیشترین یخ دنیاست و بیش یک میلیارد و نیم نفر وابسته به رودخانه هایی هستند که از قله های هیمالیا سرچشمه می گیرند.

ما اکنون با بوم شناس مشهور جهانی و رهبر محیط زیستی به مصاحبه نشسته ایم که در دوون ولی[2]، در دامنه ی هیمالیا متولد شده است. دکتر واندانا شیوا محقق و فیزیکدان هندی و همچنین مدافع حاکمیت غذائی[3] و آزادی بذر[4] است. وی همچنین یک نویسنده ی بدیل جهانی سازی است که بیش از ۲۰ کتاب در این مورد نوشته است. جدیدترین کتاب هایش “وحدت علیه یک درصدی ها” و “چه کسی واقعا جهان را تغذیه می کند” است. وی بنیانگذار “ناودانیا”[5] یا “نه دانه” یعنی جنبشی ست که  تنوع زیستی و استفاده از بذرهای محلی را ترویج می دهد. دکتر شیوا برنده ی جایزه ی صلح زیست صحیح[6] نوبل آلترناتیو در سال ۱۹۹۳  شد.

امی گودمن: واندانا شیوا! به شما خوش آمد می گویم.

واندانا شیوا: باعث خوشحالی من است که دوباره با شما هستم.

امی: لطفا در مورد تیتر این کتاب : “وحدت علیه یک درصدی ها” توضیح دهید.

شیوا: خوب، وحدت نشانه ی این است که ما جزئی از یک سیاره هستیم، و ما نوع بشر هستیم و ما با آن آگاهی زندگی می کنیم و هر لحظه ی تولید و مصرف خود را با آن آگاهی شکل می دهیم. ما داریم می رویم که خود را  نابود کنیم؛ یعنی اینکه داریم این کار را می کنیم  و ذوب شدن یخچال ها یکی از نشانه های مهم آن است.

یک درصدی ها، البته که سمبل تجمع ثروت تحت حاکمیت اقتصاد نئولیبرالیسم هستند که اساسا همه  منابع طبیعی را به حوزه ی جنگ می کشد (حتی موضوع ونزوئلا واقعا جنگی بر سر نفت است). اما جنگ بر سر بذرها (که تلاش برای آزاد نگه‌داشتن بذرها نتیجه ی یک عمر زندگی من است) به معنی واقعی کلمه جنگی ست بر سر کنترل بذرها توسط  کارتل های سم سازیِ شرکت های مونسانتو، بایر، سینجنتا و کم چاینا [7] و داو و دوپونت. تمام این شرکت ها ریشه در آلمان هیتلری دارند. آن ها مواد شیمیایی را کشف کردند که مردم را بکشند. پس جای تعجب نیست که آن ها هنوز هم دارند انسان ها را می کشند. عجیب نیست که پروانه ها، زنبورها و موجوداتی که موجب گرده افشانی می شوند را دارند می کشند. هر شاخصی نشان می دهد که ما نه فقط دچار مصیبت آب و هوایی شدیدی هستیم، بلکه در انقراض انبوه ششم قرارداریم. انقراض انواع زیستی و فاجعه ی آب و هوایی دو روی یک سکه اند.

امی:  اجازه بدهید از مونسانتو شروع کنیم. ماه گذشته دیوان عالی هند حکم داد که پتنت مونسانتو برای بذر پنبه ی بی تی[8] معتبر است. شما سوال کردید آیا بذر یک نوآوری است که می تواند پتنت شود؟ توضیح دهید پنبه ی بی تی چی هست و چرا مهم است.

شیوا: امی! من در دیوان عالی بودم. من در این مورد مشارکت داشته ام. مونسانتو پتنت برای پنبه ی بی تی ندارد و دیوان عالی به آن پتنت پنبه ی بی تی را نداد. این کار فقط می تواند با زیر پا گذاشتن قانون هند، بند ۳(جی) قانون پتنت ما، ممکن شود. بعد از این که سازمان تجارت جهانی ما را مجبور کرد که اصلاحیه بگذاریم، برای شکل دادن اصلاحیه در پارلمان به من نقشی داده شد. بند ۳ جی می گوید: گیاهان، حیوانات، و بذرها اختراع بشر نیستند، بنابراین نمی توانند پتنت داشته باشند، زیرا پتنت فقط شامل چیزهایی می شوند که اختراع شده باشند.

در پاسخ به این سوال که حالا پنبه ی بی تی چی هست،  باید بگویم: در سراسر جهان فقط دو نوع بذر مهندسی ژنتیکی وجود دارد که اکثر محصولات کشاورزی مهندسی ژنتیکی شده در جهان یکی از آن‌ هاست. یک شاخه ای از محصولات هستند که به آن ها محصولات بی تی می گویند مثل پنبه ی بی تی.

امی: بی تی مخفف چیست؟

شیوا: باسیلوس تورینگننسیس[9]. بک ارگانیسم خاکی ست که یک درون‌زهرابه [10]تولید می کند. این ماده فقط در روده ی خانواده ی کرم های پیله ساز[11] تبدیل به سم می شود. اما در گیاهان یک سم آماده است که ضررهای آن دامنه ی گسترده ای دارد. این قرار بوده که یک گیاه تولید کننده ی آفت کش باشد. در واقع امر، در آمریکا، به عنوان یک آفت کش تایید شده است. به‌عنوان گیاهی که آفت کش تولید می کند، تک تک سلول های گیاه به میزان زیادی سم آزاد می کنند که قرار بوده کرم غوزه ی پنبه را کنترل کند. حالا کرم غوزه مقاوم شده که این خود جزو ماهیت تکامل است. موجود زنده ارتقا پیدا می کند تا بر تهدیدات غلبه یابد. دانه ی پنبه ی بی تی پتنتی ندارد، به یک دلیل ساده که قانون ما این اجازه را نمی دهد.  مونسانتو بطور غیرقانونی داشت از طریق شرکت های بذر در هند حق اختراع برای خود جمع آوری می کرد. آن ها نمی توانستند بطور مستقیم توافقنامه با دهقانان امضا کنند، در هند آن ها موافقتنامه ها را با شرکت ها امضا کردند- با این دروغ که آن ها پتنت دارند. آن ها پتنت را در آمریکا به  ثبت رسانده بودند، اما هند یک کشور مستقل است، و قوانین پتنت هم مستقل است. زمانی که آن ها خواستند حق امتیاز بیشتر بدست بیاورند، قیمت بذر در بازار ۸۰ هزار درصد افزایش پیدا کرد. این دلیل اصلی شدت گرفتن خودکشی ها در هند است. تاکنون ۳۱۰ هزار کشاورز هندی اقدام به خودکشی کرده‌اند، و این بیشتر در منطقه ی کشت پنبه است. این در حالی ست که ۹۹ درصد بذر پنبه تحت کنترل مونسانتو است. ما دعوی ضد تراستی در هند داریم. کمیسیون رقابت می گوید ۹۹ درصد بذرها بطور بدیهی انحصار است. ۸۰ هزار درصد جهش در قیمت بذر، کاری برای کنترل آفات نمی کند. کشاورزان مقروض می شوند و این آن ها را به خودکشی می کشاند.

زمانی که شرکت های هندی می گویند “ما نمی توانیم به پرداخت ادامه دهیم، کشاورزان ما دارند می میرند، و نمی توانیم  توافقنامه های بیشتری را بدست بیاوریم”، مونسانتو از قانون پتنت استفاده کرده و از آن ها به دلیل تخلف شکایت می کند. این زمانی بود که من درگیر مسئله شدم. من به دادگاه ویژه جرایم برای مشارکت در بررسی فراخوانده شدم و سپس در دیوان عالی حضور یافتم. تلاش مونسانتو این بود تا قانون هند را نقض کند که شکست خورد. آن ها روی رسانه ها کنترل زیادی دارند و به این دلیل است که برخورداری از دموکراسی اهمیت دارد. برای این که رسانه ها تماما در دستان کارتل های سم اند. آن ها حتی در مورد اتفاقی که در دادگاه عالی نظر افتاد نیز دروغ گفتند.

امی: چه اتفاقی افتاد؟

شیوا: آن ها گفتند ما باختیم. اما نه، دیوان عالی گفت :” شما برگردید به دادرسی. این بین شما دوتا است. این موضوع مربوط به نقض قانون نیست. آن ها می خواستند بی تی مهندسی ژنتیکی شده را به عنوان ماده ی شیمیایی اعلام کنند که بتوانند پتنت برای تولید بگیرند. این بدان معنی بود که هرجایی بی تی وجود داشته باشد ، تحت مالکیت آنها خواهد بود و وجود بی تی در بذر تجاوز به  پتنت آن ها محسوب شود. آن ها کاملا در برنامه ی خود شکست خوردند. تنها راهی که مونسانتو در دنیا عمل کرد، چه در برزیل یا در آرژانتین و تلاش کردند در هند هم اعمال کنند، همین شیوه‌ی غیرقانونی است. زمانی که موفق نمی شدند راه خود را پیش ببرند، تلاش می کردند قانون را شکل جدیدی بدهند. آن ها به سازمان تجارت جهانی گفتند : “ما هم مریض، هم تشخیص دهنده و هم معالجه کننده هستیم؛ ما باید مانع شویم کشاورزان بذرها را حفظ کنند.” این ماجرایی است که زندگی مرا شکل داده و به این دلیل است ۳۱ سال است دارم بذرها را حفظ می کنم و «ناودانیا» را بنیان گذاشتم. 

(شیوا شالی را از کیف در می آورد و به امی هدیه می دهد) امی من می خواهم هدیه ای به تو بدهم و این عشق ما به بذر را یادت بیندازد. زمانی که خودکشی در مناطق پنبه کاری شروع شد- از آن زمان به بعد، من شروع به حفظ بذرها کردم، بذرهای غذایی- من گفتم میروم که یک بانک بذر پنبه درست کنم. زمانی زیادی طول کشید. ما بذرهای بومی را بازیابی کردیم. آن ها را تکثیر کردیم. و کشاورزان شروع کردند به کاشت پنبه های ارگانیک. در روستایی که کشاورزان شروع به کاشت پنبه ی طبیعی کردند، کشت پنبه ی بی تی ۶۰ درصد افت کرد. و سپس ما شروع کردیم به کار کردن با گاندی آشرام[12]. صدوپنجاه سال از تولد گاندی می گذرد، و عدم خشونت هدیه ی وی بود. و این یک شال بدون خشونت است، نخش با دست تابیده شده، با دست بافته شده، با دست و نیل رنگ و نقاشی شده که داستان تاریخی خود را دارد. گاندی اولین رهبری حرکت خشونت پرهیز خود را برای کاشت و برداشت گیاه نیل انجام داد که شرایط برده داری بر آن حاکم بود. او گفت: ما ترجیح می دهیم بمیریم، اما نیل نکاریم. این نقش و رنگ یادآور آن جنبش آزادی است. این هدیه ایست با عشق برای تو، برای دمکراسی، و برای تمام زندگی بر روی کره ی زمین. 

امی: و چه کسی این شال را ساخته؟

شیوا: زنان در ویداربها در هند مرکزی. این محلی است که گاندی برای ایجاد آخرین آشرام خود به آنجا رفت، تا یک جامعه کاملا دموکراتیک ایجاد کند. برای او دموکراسی، با دموکراسی اقتصادی شروع می شد. شما باید چیزی را که نیاز دارید تولید کنید.  و به این دلیل بود که او چرخ نخریسی اش را با خود داشت. امروزه بذر برای من چرخ نخریسی است.

امی: درباره ی شرکت بایر صحبت کنید.

شیوا: اما درباره ی بایر، همه فکر می کنند که بایر با آسپیرین شروع کرد. آن ها با کار برای آلمان هیتلری شروع کردند، و ماده ی شیمیایی زیکلون بی[13]، گازی را ساختند که برای کشتن میلیون ها نفر در اردوگاه های کار اجباری مورد استفاده قرار گرفت. آن ها بخشی از آی جی فاربن[14] بودند.  آی جی فاربن کارتلی بود که در نورنبرگ کار می کرد. یکی از اختراعات بایر هروئین است. بهش هروئین می گویند زیرا باعث می شود که شما احساس قهرمان بودن بکنید.

امی! من فکر می کنم یکی از برنامه های آینده ی شما می تواند این باشد که چگونه ویرانی جامعه ی ما، چگونه تخریب اقتصاد مکزیک معاملات مواد مخدر را ایجاد کرد، چگونه ویرانی روستائیان آمریکایی و همچنان بیکاری در حوزه ی صنعت باعث پدید آمدن بحران مواد افیونی شد. در پنجاب، سرزمین انقلاب سبز، اکنون ۷۵ درصد جوانان اسیر مواد مخدر هستند. بایر مونسانتو را خرید- بنابراین امروزه مونسانتو همان بایر است. بایر یک شرکت آلمانی است، اما یک شرکت جهانی است. آن ها خانه ای ندارند. وفاداری ای ندارند، پاسخگو به هیچ شهروندی نیستند، آن ها در گریزگاههای مالیاتی کار می کنند. اگر بدانید- یک محلی در آمریکا است که گریزگاه مالیاتی است که تمام شرکت ها در آنجا ثبت شده اند. کجاست؟ دلوور[15]. تمام آن ها از جمله مونسانتو. به یک دلیل ساده بایر مونسانتو را خرید، زیرا می خواستند که نام مونسانتو را که بسیار بدنام شده بود پاک کنند. زمانی که من روی این کتاب «وحدت علیه یک درصدی ها» کار می کردم، می خواستم بطور دقیق دریابم سهام ها چی هستند، مالکان چه کسانی هستند.در آنجا بود که تشخیص دادم اکثریت سهام تمام شرکت های حاکم بر جهان را صندوق های سرمایه گذاری مالک هستند، جایی که میلیاردرها پول های خود را آنجا جمع می کنند. بزرگترین آن ها بلاک راک[16]، ونگارد[17] و… اند. آن ها تا سال ۲۰۰۸ که فاجعه ی وال استریت رخ داد، هیچ چیزی نبودند. سال گذشته بلاک راک ۶ تریلیون دلار سرمایه داشت. آن ها در یک مورد با رانداپ ردی[18] مونسانتو  سی درصد ضرر کردند؛ زیرا موجب سرطان می شد. پرونده ی دواین جانسون[19] در کالیفرنیا گشوده شد و هیئت ژوری رای داد که ….

امی: رانداپ ردی یک سم است.

شیوا: رانداپ ردی یک علف کش است که همه چیز را می کشد، اما سازمان بهداشت جهانی آن را سرطان زا تشخیص داد. مونسانتو به سازمان بهداشت جهانی حمله کرد، مانند حمله ای که به من کرد، و حمله ای که به هرکسی می کند که از حقیقت و علم صحبت کند. اما هیئت روژی کالیفرنیا حکم به محکومیت شان داد. و در روزی که این محکومیت اعلام شد، بایر ۳۵ درصد ضرر کرد. زمانی که مردم حس می کنند که ” این اشخاص بسیار قدرتمندند،” من می گویم” آن ها فقط سه تا هستند ما ۳۰۰ میلیون گونه هستیم، ما ۷ میلیارد نفر هستیم. ما بیشتر هستیم.” ثانیا آن ها حباب اند، که با یک ضربه ی مالی می ترکند. آن ها با جمع آوری ( حق تالیف)[20] یعنی رانت زنده اند”. مونسانتو و بایر چیزی نیستند جز جمع کننده ی بهره ی مالکانه. آن ها بزرگ مالکان امروز هستند، مانند دوران فئودالیسم که مالک زمین بودند. آن ها کار نمی کنند. آن ها هیچ کاری نمی کنند. آن ها دانه پرورش نمی دهند.  آن ها سم می سازند، و بهره مالکانه ی آن را جمع می کنند. من فکر می کنم در مورد چگونگی عمل آوردن غذای خود، ما به دنیای بهتری نیاز داریم.

امی: فصل دوم کتاب شما ” ماشین پول سازی یک درصدی ها” ست. شما در مورد صندوق های سرمایه گذاری شرکت های بزرگ صحبت کرده اید.

شیوا: من در مورد شرکت های بزرگ صحبت کردم، اما در مورد مکانیزم اقتصاد نئولیبرالی هم نیز صحبت کردم که راه هایی را برای خلق پول، و رشد ماشین پول سازی به هزینه ی حیات مردم و سیاره ایجاد کرد. بنابراین تصادفی نیست که ما دچار فاجعه ی محیط زیستی شده ایم، جائی که آی پی سی سی[21]، هیئت بین دولتی تغییر آب و هوائی، و همینطور پنل قرارداد تنوع زیستی می گویند، ما ده سال برای تغییر وقت داریم. ماشین پول سازی، من آن را ماشین پول سازی می نامم تا درباره ی راه های جدیدی که در آن پول ایجاد و انباشت می شود، صحبت کنم. اولین آن حق مالکیت معنوی و پتنت است که یک سیستم جمع آوری بهره ی مالکانه است. عدم پرداخت مالیات دومین شیوه ی آن هاست. به آمازون نگاه کنید که می خواهد بیاید نیویورک. آمازون برای تسهیلات خودش سیستم مالیاتی هند را نابود کرد. 

امی: چگونه؟

شیوا: آن ها دولت را وادار ساختند که یک فرم یکنواخت مالیاتی ایجاد کند و تمام آن ها به صورت دیجیتال، با کامپیوتر پرداخت شود.  یک مغازه ی کوچک در گوشه ی یک شهر کوچک این کار را نمی تواند بکند. پس یک شبه از صحنه ی روزگار محو شدند. و ضمنا دلیل این که بزوس از بیل گیتس ثروتمندتر شد به واسطه ی هند بود. و او خودش می داند.

امی: بیشتر توضیح دهید.

شیوا: با تغییر سیستم مالیات ها

امی: چگونه آن را تغییر داد؟

شیوا: با تاثیرگذاری بر دولت هند. درست مانند آمریکا که یک ساختار فدرالی است، و سیستم مالیاتی شما در ماساچوست با سیستم مالیاتی اورگان فرق دارد و مال ارگان با سیستم مالیاتی نیویورک متفاوت است، هند همین طور بود. آن ها آن را با یک جی اس تی[22] یکسان کردند. قبل از آن هم بیل گیتس و سایر صنایع آی تی تلاش کردند تا پول نقد را ممنوع کنند. من داستانش را در کتاب آورده ام. آن ها آن را ” جنگ با پول نقد” نامیدند. ۹۰ درصد اقتصاد هند به صورت نقدی است. مردم طی یک شب همه تمام پس انداز زندگی خود را از دست دادند.  همه فقیر شدند، همه آسیب پذیر شدند. آن ها آن را غیر پولی کردن و جی اس تی نامیدند. در انتخاب ملی ما اکنون بر سر این دو موضوع بحث و جدل بالا گرفته است. اکنون بزوس و بیل گیتس عزیز با هم همکاری می کنند. آن ها خواهان صفر درصد- دقیقا صفر درصد عوارض گمرکی – بر روی تجارت الکترونیکی هستند. آیا زمانی که دارند چیزها را حمل و نقل می کنند، می شود گفت چون معامله به صورت دیجیتال صورت گرفته، چیزی حمل و نقل نمی کنند؟  نه. آن ها کالا حمل و نقل می کنند، اما بدون مالیات. خوب افرادی که پا بر زمین در یک اقتصاد محلی دارند کار می کنند، مالیات خواهند داد. در نتیجه کالای آن ها گرانتر می شود. اقتصاد واقعی بطور مصنوعی گران تر می شود زیرا که ماشین پول سازی تقلب می کند.

امی: چگونه بیل گیتس به چنین قدرتی رسیده است؟

شیوا:  خوب آنطور که روشن شده و در کتاب هست، بیل گیتس چیزی را اختراع نکرده است.  برنامه نویسی اصلی توسط یک استاد ریاضی در یک کالج نوشته شده است.  سیستم عامل آفیس دست یک مهندس نرم افزار بود و وی این برنامه را ۵۰ هزار دلار خرید. وی این امپراتوری را با ایجاد پتنت ها بر روی نرم افزار ساخت. و اولین میتینگ سازمان تجارت جهانی در سنگاپور به وی امتیاز انحصاری داد، و به این دلیل است که تمام  صنایع آی تی به هند منتقل شدند. این واقعیت که سیلیکان ولی تبدیل به سیلیکان ولی هندی شد برای این است که آن ها می توانستند با پرداخت حقوق کمتر برای کاری یکسان، سالانه ۴۰ میلیون دلار صرفه جویی کنند. و این برون سپاری نرم افزار بود، و تمام آن برای بیل گیتس بود. با انباشت پول و غیرقانونی کردن هر سیستم ارتباطی، مانند سیستم ارتباطی از طریق پول نقد، و اجبار کردن پرداخت دیجیتالی،  این اوست که برنده است، زیرا از همه ی نرم افزارها برای همه ی اقتصادهای دیجیتالی حق تالیف (بهره ی مالکانه)  و حق امتیاز می گیرد. سپس او شروع کرد به سپردن مقداری از پول خود در خیریه. و همه می گفتند: “اوه، چه آدم بخشنده ای. خیلی می بخشد”. اما من در کتاب تحلیلی کردم و نشان دادم، به هر جائی که وی پولی پرداخته، بازار آینده ی وی است. مثال ساده ای برای شما می زنم. اولین نسل محصولات تراریخته ، پنبه ی بی تی، سویا و ذرت راندآپ ردی شروع به تکثیر آفات و علف های فوق العاده کردند.  اکنون دارند تلاش می کنند تراریخته های جدیدی بر اساس ویرایش ژن و درایو ژن[23] بسازند. گیتس نه تنها از تحقیق ها در ویرایش ژن حمایت مالی می کند، بلکه شرکتی برای پتنت ها به نام ادیتاس[24] ساخته است.  بنابراین وقتی ویرایش ژن به وسط هل داده شد، وی حق امتیاز ها را جمع می کند. و بدتر، در ایالات متحده، نصف زمین های کشاورزی را این علف های فوق العاده پوشانده است. مهمترین آن ها پالمر آمارانت است. آمارانت (تاج خروس) یک گیاه مقدس برای ماست. و ما آن را می خوریم. اکنون سیستم دفاعی آمریکا “دارپا”[25] و بیل گیتس برای تکنولوژی جدیدی دست به دست هم داده اند که به آن درایو ژن می گویند و انواع را به سوی انقراض  می برند. آن ها می خواهند تاج خروس را منقرض کنند. جالب آنکه در آن گزارش شان یک توضیح هم آمده است که می گوید: “اوه بله. یک عدم امنیت غذایی در هند پدید خواهد آمد. آن ها تاج خروس می خورند”. خوب این تاثیر امنیتی بر غذای جهان دارد  و این کار شتابدهنده مسابقه انقراض است. این غیراخلاقی است و باید غیرقانونی شود. 

امی: گزارش اخیر آکسفام هند نشان داد که سال گذشته ثروت میلیاردرها در هند ۳۵ درصد افزایش یافته و فقیرترین ها زیر بار بدهی باقی مانده اند. در سطح جهان آکسفام دریافته که در سال گذشته ثروت میلیاردرها ۱۲ درصد افزایش داشته است. و بیست و شش نفر ثروتمند اول جهان اندازه ی نصف فقیرترین مردم جهان پول دارند.  نابرابری اقتصادی به زنان و دختران ضربه ی بیشتری می زند. این وینی باییما مدیر اجرائی آکسفام است که ماه گذشته برای مجمع جهانی اقتصاد در داووس صحبت می کند. 

وینی باییما: تنها در سال گذشته ما شاهد بودیم ثروت میلیاردرها روزانه ۲.۵ میلیارد دلار اضافه شده است.  اما دارائی نیمه ی انتهائی بشریت ۳.۸ میلیارد نفر هر روزه  ۵۰۰ میلیون دلار کاهش پیدا کرده  است. من اینجا در داووس حضور پیدا کردم که دولت ها را فراخوان بدهم که از خواب بیدار شوند و مسئولیت خود را انجام دهند. مالیات منصفانه بگیرند، به ثروت مالیات ببندند و پول را در خدمات عمومی بگذارند که مردم به آن احتیاج دارند.

شیوا: وینی دوست عزیز من است، و من گزارش آلمانی آن را دو سال پیش پخش کردم. و این ها چیزی است که به دنبال جنبش تسخیر یک درصدی ها مطرح شد.  این گزارش هرساله همزمان با جشن یک درصدی ها- یعنی نشست سران در داووس که در حال حاضر در حال سقوط است- ارائه می شود.  می توانید تصور کنید هر روز ۲ میلیارد دلار به ثروت دزدان، غارتگران، قماربازان اضافه می شود؟  و نه تنها آن ها ثروت بیشتری را انباشت می کنند، آن ها زندگی واقعی مردم را تبدیل به ثروت خود می کنند. کار من بر روی بذرها برای این است که از تبدیل شدن بذرها به ثروت این غول ها جلوگیری شود. و بیل گیتس از کانال  معاهده برای انقلاب سبز در آفریقا، هل دادن پتنت برای بذرها، اقدام علیه قانون، قانون های مقتدری که کشورهایی مانند هند تصویب کردند، و نقش بسیار بزرگی در هل دادن محصولات گیاهی تراریخته در آفریقا دارد.

آن ها دارند آب ها را هم خصوصی می کنند. وی بخشی از مهندسی آب و هوایی است[26] که راه حلی کاملا تقلبی است برای بحران آب و هوائی و آب شدن کوه های یخ. من یادم می آید که در نوامبر ۲۰۰۹ ما مطالعه ای در مورد تاثیر تغییرات آب وهوایی روی قطب سوم، یعنی روی اکو سیستم هیمالیا می کردیم. فشار زیادی از سوی شرکت های آلوده کننده می آمد تا آب شدن کوه های یخ تکذیب شود. آن وقت دولت ما یک شبه زیر و رو شد و گفت: “یخ ها آب نمی شوند، بلکه عملا زیاد هم می شوند.” بنابراین این گزارش جدید فوق العاده مهم است.  برف های هیمالیا فقط پشتوانه ی مردم هیمالیا نیست، پشتیبان نصف بشریت است، زیرا تمام رودخانه ها در قسمت هایی که بالاترین تراکم جمعیتی را در جهان دارند از هیمالیا سرچشمه می گیرند. و عواقب آن بسیار عظیم است. مهمترین چیز این است که زنان لاداک که من با آن ها کار می کنم، اتحاد زنان، آن ها حتی یک قطره نفت یا بنزین مصرف نمی کنند. آن ها کاملا با اقتصاد انرژی تجدید پذیر زندگی می کنند؛ اما این آن ها هستند که مکافاتش را پس می دهند. به این دلیل است که عدالت اقلیمی جزء مهمی از جلوگیری کردن از فاجعه ی آب و هوایی است.

امی:  چه حسی از به آمریکا آمدن دارید؟ انکار تاثیرات تغییرات آب و هوائی منطقی ترامپی است.

شیوا:  متاسفانه کار در این مورد کار پرزیدنت اوباما بود، زیرا وی به سنگاپور آمد تا به دولت بگوید: فشار برای قانونیت بخشیدن به توقف آلودگی را قطع کنید. او پس از گرفتن جایزه ی نوبل صلح به اجلاس کپنهاگ رفت و ۵ تا از بیشترین آلوده کننده را جمع کرد – هند و اکنون چین هم اضافه شده اند- و گفت بگذارید از شر کنوانسیون الزامی بودن بدترین آلوده کننده ها خلاص شویم. و به این دلیل است که پیمان پاریس فقط یک توافقنامه است و  چارچوب پیماننامه سازمان ملل در مورد آلودگی تولید گازهای گلخانه ای و تغییرات اقلیمی را قانونا الزام آور نمی کند؛ آن قانون قبلی الزام آور بود.

در وسط مذاکرات بود که اوباما اعلام کرد: ما به یک توافق رسیدیم. و به این دلیل بود که ایو مورالس، رئیس جمهور بولیوی بلند شد و گفت: ما اینجا آمدیم تا برای حق زمینِ مادر بجنگیم. ما برای حقوق آلوده کنندگان اینجا جمع نشدیم. و تمام ما در داخل سالن داریم مذاکره می کنیم، و پنج نفر دور هم جمع می‌شوند و می‌گویند ما به توافق رسیدیم تا کره زمین را نابود کنیم. به این علت است که او روی بیانیه حق “زمین مادر” کار کرد و بسیاری از ما ها را فراخواند تا تیم تدوین کننده برای پیش نویس بیانیه، پیش نویس بیانیه ی جهانی درباره ی “حق زمین مادر[27]” باشیم که در دسترس مردم است. کار روی جنبش حق طبیعت پس از از شکست کپنهاگ از آن برخاسته است.

امی: بنابراین شما دارید درباره ی ۱۰ سال قبل، یعنی ۲۰۰۹ یعنی زمانی صحبت می کنید که اوباما به کپنهاگ آمد و در نشست اقلیم سازمان ملل شرکت کرد.

شیوا: بله ده سال گذشته. چیزی که این روزها تراژیک است آن است که یک درصدی های دارای ماشین پول سازی بقدری قدرتمند شده اند که تا حد زیادی دستگاه سیاست را کنترل می کنند. و ما می دانیم که انتخابات آمریکا کار فیس بوک با همکاری کمبریج آنالیتیکا – به عنوان ابزار فن‌آورانه – بود و شما دارای اولین رئیس جمهور هوش مصنوعی شدید که  براساس الگوریتم نفرت ساخته و پرداخته شد- نفرت از زنان، نفرت از مهاجران، نفرت از سیاهان، نفرت از مسلمانان.  شما نمی توانید دموکراسی را با ماشین نفرت پراکنی اداره کنید که سوخت آن تفرقه بینداز و حکومت کن است. این سیاست یک درصدی ها است که می خواهند وحدت ما را، همبستگی و درک ما را مبنی بر اینکه همه ی ما انسانیم و زمانی که برای حقوق سیاره و حقوق اساسی خود برای غذا و آب و موجودات زنده و عدالت و دموکراسی مبارزه می کنیم، قوی هستیم، از بین ببرند.

امی: شما برای برای توصیف کنترل شرکتی و همچنین مبارزه با کنترل شرکتی و چگونگی رسیدن به یک سیستم بدیل که آن را دمکراسی در تغذیه می نامید، معروف هستید. آن را توضیح دهید.

شیوا: بله. ما اخیرا کتابی نوشتیم درباره ی تنوع زیستی، کشاورزی و احیای کشاورزی طبیعی[28] که حاصل ۳۱ سال عمل و تحقیق ما است. من نمی توانم مشاهده، فکر  و عمل را جدا ببینم. ما دریافتیم که می توانیم دو برابر جمعیت هند را با نگهداری تنوع زیستی غذا برسانیم؛ در هر هکتار غذای بیشتری تهیه کنیم، سیستم تنوع زیستی  و سیستم طبیعی غذای بیشتری تولید می کند. با صرفه جویی میزان زیادی پول در مواد شیمیائی و ماشین های شرکت های بزرگ پول سازی، درآمد کشاورزان ده برابر می شود. این در حالی ست که مونسانتو و بایر های جهان دارند تصور کشاورزی بدون کشاورزان را می کنند. کشاورزی بدون کشاورزان، کشاورزی با پهباد، کشاورزی با نرم افزار جاسوسی در تراکتور، کشاورزی با آدم های مصنوعی، کشاورزی با هوش مصنوعی. آن ها دارند درباره ی کشاورزی دیجیتالی صحبت می کنند، جائی که به بشر نیازی نیست. و این یعنی که کسی نیست که مواظب زمین باشد، زیرا کشاورزی یعنی مراقبت از زمین. ما به نیودیل سبز که بحث جالبی در آمریکا است، احتیاج داریم، و نیودیل سبز باید انسان بیشتری را بر روی زمین بکارگیرد، درست مانند دوران دهه ی سی که دست ها بکار افتاد و “داست بول” [29] در دوران رکورد بزرگ را درمان کرد. ما برای درمان سیاره به دست ها نیاز داریم. ما برای تغییرات آب و هوایی راه حل داریم، زیرا فقط از طریق گرفتن کربن و ازت اضافی  از هوا می توانیم چرخه شکسته شده ی ازت و کربن را بهبود دهیم و  زراعت طبیعی، کشاورزی با تنوع زیستی این کار را می کند. فقط ضروریست که ۲ درصد اضافه کنیم و در عرض ده سال می توانیم بحران اقلیمی را حل کنیم. با نیم درصد مواد طبیعی، می توانیم از شر خشکسالی خلاص شویم.

امی: برای شنوندگانی که با کشاورزی آشنائی ندارند دقیقا منظور خود را توضیح دهید.  

شیوا: مسئله ی اصلی تغییرات آب و هوایی این است که مرزهای سیاره ای از هم گسیخته شده اند. چرخه محدودی از کربن و ازت و سایر مواد معدنی و عناصر وجود دارد. با استخراج سوخت فسیلی از درون زمین یعنی ۶۰۰ میلیون سال کار طبیعت را با سرعت زیاد سوزاندیم – چرا که هر ساله ۲۰ میلیون سوزانده می شود.  ما دی اکسید کربن بسیار زیادی را وارد جو کردیم و به این علت است که ما تغییرات آب و هوایی داریم. ما از قسمتی از سوخت فسیلی برای تولید کود نیتراتی استفاده کردیم، که اکسید ازت را ساطع کرد. این گاز برای تغییرات اقلیمی ۳۰۰ برابر کشنده تر (از کربن) است. شما از شر مواد شیمیائی، سوخت فسیلی خلاص شوید و کشاورزی طبیعی را شروع کنید، تمام  این کربن های اضافی می تواند توسط گیاهان به خاک بازگردانده شوند، و به این دلیل است که من اسم کتاب را “خاک و نه نفت”[30] گذاشته ام. زمانی که شما گیاهان جذب کننده‌ی ازت یعنی حبوبات را بکار ببندید، می دانید، امروزه همه از رژیم گیاهی، پروتئین گیاهی صحبت می کنند. ما این کار را همیشه در هند با دال عدس و حبوبات دوست داشتنی خود می کردیم . این گیاهان ازت را تنظیم می کنند. شما لازم نیست که سوخت های فسیلی را در درجه ی حرارت بالا بشکنید تا ازت جو را تنظیم کنید. گیاهان این هوشیاری را دارند که این کار را به صورت صلح آمیز بکنند، و به ما پروتئین خوب  بدهند و در ضمن چرخه ی شکسته شده ی ازت را درست کنند. اگر شما به منحنی مرزهای سیاره ای نگاه کنید، چرخه ی ازت و سیستم تنوع زیستی بیشتر از همه آسیب دیده اند. در هرکدام از این مسائل، چه گرسنگی باشد، چه اپیدمی امراض مزمن یا تغییرات آب و هوائی یا مسائل دیگر مشکل همین است – گرده افشانی در مزارع ما شش برابر بیشتر از گرده افشانی در جنگل می باشد.  اکنون هر سال ما یک دوره ی آموزشی یک ماهه برای تمرین و عمل تنوع زیستی، بوم شناسی کشاورزی، و سیستم غذای طبیعی ارائه می دهیم.

با همبستگی زیاد، ایجاد اتحاد بین خودمان با شبکه ی حیات و بازپس گیری آن، و به کمک هوش و شعور خود در همه جا، جهان نجات خواهد یافت. هوش هیچگاه مصنوعی نخواهد شد. هوش و شعور واقعی است که زندگی ما را می سازد. زندگی شعور است و شعور دموکراسی است.

امی: واندانا شیوا محقق هندی است، فعال محیط زیستی، مسلط به امور غذایی و مدافع آزادی بذرها، و رهبر جهانی شدن بدیل و نویسنده. وی بیش از 20 کتاب نوشته و آخرین آن ها “اتحاد علیه یک درصدی ها” و ” چه کسی واقعا جهان را تغذیه می کند” است.


[1] Hindu kush Himalaya Assessment

[2] Doon valley

[3] حاکمیت غذایی مفهومی است که بیان می‌دارد حق کنترل مکانیزم و سیاست‌های تولید، توزیع و مصرف مواد غذایی نه به شرکت‌ها و نهادهای بازار – که بر سیستم جهانی غذا تسلط دارند – بلکه به خود تولیدکننده‌ها و مصرف کنندگان تعلق دارد.

[4] بذر، سرچشمه‌ و سرآغازِ حیات و غذا است؛ هدیهٔ رایگان، زنده و کهنِ طبیعت به انسان‌ها و از نمادهای تنوّع زیستی و فرهنگی. چند دهه‌ای است که شرکت‌های فراملیّتی نظیر مونسانتو یا بایر  بذرهای بومی جهان را به بهانهٔ توسعه و پیشرفت فن‌آوری و با ادّعایِ کار ارزش‌افزا بر روی آن‌ها، در قالبِ دست‌کاری‌های ژنتیکی و محصولات تراریخته تحت مالکیت انحصاری خود در می‌آورند. (از بیانیهٔ آزادی بذر- ویکیپدیا)

[5] Navdanya

[6] جایزه زیست صحیح یا جایزه شیوه صحیح زندگی (به انگلیسی: Right Livelihood Award) که معمولاً با نام جایزه نوبل آلترناتیو یا نوبل مضاعف Alternative Nobel Peace عنوان می‌شود، جایزه‌ای سالانه برای فعالان و کنش‌گران در زمینه‌های حقوق بشر، بهداشت، حفظ محیط زیست، آموزش و صلح در سراسر دنیا است.

[7] Syngenta and Chem China 

[8] BT cotton

[9] Bacillus thuringiensis

[10] درون‌زهرابه یا اندوتوکسین (به انگلیسی: endotoxin) سمی را گویند که در باکتری وجود دارد و تنها پس از تجزیه یا مردن یا متلاشی شدن یاخته باکتریایی آزاد می‌شود .

[11] Caterpillar family

[12] Gandhi Ashram

[13] Zyklon B

[14] IG Farben

[15] Delaware

[16] Black Rock

[17] Vanguard

[18] Roundup Ready نام تجاری شرکت مونسانتو برای برخی محصولات بذر تراریخته

[19] Dewayen Johnson https://www.theguardian.com/business/2018/sep/25/monsanto-dewayne-johnson-cancer-verdict

[20] حق تألیف یا بهره مالکانه یا رویالتی مبلغی است که به منظور بهره برداری از امتیاز منابع دارای ارزش اقتصادی (برای نمونه حق استخراج از معدن) یا برای بهره گرفتن از امتیاز حقوق مالکیت معنوی و حق تکثیر (کپی رایت)، حق امتیاز، نشانه تجاری یا دانش فنی و تکنولوژی به دولت یا مالک پرداخت می‌شود.

[21] IPCC هیئت بین‌ دول در مورد تغییر اقلیم (به انگلیسی Intergovernmental Panel on Climate Change) هم‌چنین مشهور با سرواژه IPCC یک ارگان بین‌دولتی علمی است که اقدام به ارزیابی جامع از اطلاعات علمی، فنی و اجتماعی–اقتصادی جاری در مورد مخاطرات تغییرات آبوهوایی می کند که بر اثر فعالیت‌های انسانی در سراسر جهان بوجود آمده است.

[22] مالیات بر ارزش افزوده در خرید و فروش GST  Goods and Services Tax

[23] A gene drive

[24] Editas

[25] DARPA

[26] Climate engineering or geoengineering بکارگیری فن‌اوری برای تاثیرگذاری بر شرایط آب و هوایی

[27] Law of the Rights of Mother Earth

[28] Biodiversity, Agroecology, Regenerative Organic Agriculture: Sustainable Solutions for Hunger, Poverty and Climate Change

[29] داست بول (انگلیسی: Dust Bowl‎) یک دوره شدید طوفان شن است که تا حد زیادی به محیط زیست و کشاورزی دشتهای ایالات متحده و کانادا در طول خشکسالی شدید دهه ۱۹۳۰ آسیب زد

[30] Soil Not Oil: Environmental Justice in an Age of Climate Crisis

بخش نظر بسته میباشد.

Comments are closed.