- Andisheh Nou - http://andisheh-nou.org -

باید که دوست بداریم یاران! باید یکی شویم! – علی رضا جباری آذرنگ

برقرارکردن و محفوظ نگه داشتن روابط جبهه ای برپایه ی اصول دمکراسی و برپایه ی درک کردن و محور قراردادن آرمانهای مشترک به هدف تشکیل جبهه ای گسترده از نیروهای ملی – دمکراتیک، و درحاشیه قراردادن زمینه های نبود تفاهم، تنها راه رسیدن به پیروزی برارتجاع وامپریالیسم است.

شهروندان کشورمان در وضعیتی سخت و طاقتفرسا که از ناکارامدی نهادهای دولتی و تعارض آشتی ناپذیرمیان نولیبرالیسم وطنی و نولیبرالیسمِ نواَمپریالیستی جهانی سربرزده است گرفتارآمده اند. درچنین وضعیتی به چهل و یکمین سالگشت انقلاب 22 بهمن که نیروهای راست افراطی ازآغازآن را مصادره، و درهمسویی با منافع و اراده ی خویش هدایت کردند نزدیک می شویم.                                  

دراین چهل و یک سال، در زیرسلطه ی بلامنازع و تمامتخواهانه ی اصل ولایت فقیه و تقسیم داراییهای مردم ایران میان بنیادهای ایدِئولُژیک و رانتخواران وابسته، وضع زندگی مردم ایران، بدون توجه  به اینکه چه کسانی ریاست سه قوه را در اختیار داشته اند، هرسال دشوارتراز سال پیش از آن شده است، و ما هم اکنون شاهد بحران اقتصادی – اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ژرفش یابنده درکشورمان   هستیم.                                                                                                            

دولتیان هرسال بیشتر از سال پیش بر شدت سرکوب افزوده اند؛ اما اعتراض عمومی هرباربیشتر اوج گرفته و هربار فاصله ی آن از بارهای پیش کمتر شده است.                                                

مردم بیش از 100 شهر کشورمان دراعتراضات آبان 1398 شرکت کردند که حضوردر آنها در اعتراضات دوره ی 41 ساله ی پس ازانقلاب شکوهمند بهمن بی سابقه بود؛ و به همین نسبت نیروهای سرکوبگرخشونتی افزونتررا در کشتارو زخمی کردن و بازداشت معترضان به کار گرفتند. شعارهای مطرح شده در این دور از اعتراض نیز به طورکامل از دوره ی پیشین متمایز بود و بیشتر شعارها نفی دیکتاتوری و اصل ولایت فقیه را در بر داشت.                                                         

اگر بپذیریم که جمهوری اسلامی ویژگیهای نولیبرالی دارد و وجه مسلط نظام حاکم برآن نیز سرمایه داری مالی – تجاری با ماهیت اُلیگارشیستی است که بنای آن بر استیلای خارجی و مبادله ی نابرابرمواد خام، به ویژه نفت و گاز و فراورده هایی دیگر ازاین دست، با قیمت اندک، دربرابر محصولهای تولید صنعتی گرانبهای کشورهایی بزرگ که اغلب ماهیت نولیبرال – نئوفاشیستی دارند استواراست، می توان همانندی دو روی سکه با یکدیگر را به روشنی احساس کرد؛ اما این وابستگی تجاری نیز اکنون، با وجود پیروی ج. الف از برنامه های اقتصادی نهاد های مالی بین المللیِ تحت نفوذ آمریکا و متحدانش، به سبب تحریمهای گسترش یابنده و همه جانبه ی اقتصادی همان کشورها و تحمیل این تحریمها که برجام را درآستانه ی الغا قرار داده و کار ایران را به انزوای جهانی کشانده از نوا افتاده است.

از این سخن می توان چنین نتیجه گرفت که سیاست خارجی به ظاهرناهمگن با سیاست داخلی ج. الف، درحمایت ازجنبشهای ضد امپریالیستی درمنطقه ی خاورمیانه و نزدیک، نیز ازرقابت محدود و نابرابر آن با نولیبرالیسم جهانی و نیروهای نیابتی آن درمنطقه، در زیر لوای ایدِ ئولُژی اسلامی از نوع شیعه ی اثنی عشری، سرچشمه می گیرد؛ که در اصل حفاظت ازمنافع اقتصادی و اعمال سلطه ی سیاسی آن دولت در منطقه را دربردارد.

برپایه ی همین کشاکش های منطقه ای است که تنشی دم افزون بر روابط جمهوری اسلامی و نولیبرالیسم غرب در منطقه حاکم شده، و همین تنش منطقه ای در درجه ی نخست در تحریم اقتصادی گسترده ی ایران و افراد مؤثر در مسائل سیاسی، اقتصادی و نظامی کشورمان، خارج شدن ایالات متحد از برجام، پس از انتخاب شدن دانِلد ترامپ به ریاست جمهوری آن کشور، و دگرگونی های پس از آن در وضعیت منطقه نمایان شده است که آخرین نمونه های آنها سرنگون کردن پهپاد آمریکایی در سواحل دریای عمان، حمله ی سپاه به دو پایگاه آمریکایی در خاک عراق، کشتن قاسم سلیمانی، فرمانده گروه قدس سپاه پاسداران، و ابو مهدی مهندس، از سران حشد شعبی، حمله ی موشکی به خاک عربستان که به ایران، حوثی ها و اسراییل نسبت داده شد؛ اما سر انجام عامل آن نامعلوم ماند و سقوط پروازشماره ی 752 هواپیمای بوئینگ متعلق به اکرایین  در نزدیکی فرودگاه بین المللی تهران بود که 176 کشته از آن برجاماند و ایران پس از سه روز مخفی کاری آن را اشتباه عملیاتی اپراتوراعلام کرد؛ اما از فرستادن جعبه ی سیاه هواپیما به کشورهای اکرایین، کانادا یا شرکت هواپیمایی بویینگ سر باز زد.

مروری بر رخدادهای جاری در منطقه نشان می دهد که علاوه بر کاهش یافتن فاصله ی اعتراضات درکشور، از فاصله ی موجود میان برخوردهای منطقه ای آمریکا… و اقمارش از یک سو و ج.الف و نیروهایی منطقه ای که ازآنها حمایت می کند ازسوی دیگرنیز کاسته شده است.

معنی این سخن این است که، به سبب جنگ اقتصادی تحمیل شده برکشورمان، روز به روز امکان سرپوش نهادن بر نیازمندی های اقشار میانه و تهیدست مردم برای سران ج.الف دشوارترو شدت رویارویی آنان با فشارهای منطقه ای سلطه جویان جهانی و پیش بینی های مربوط به درگرفتن آتش جنگ تمام عیار با ج.الف افزونترمی شود. البته، من براین باورنیستم که چنین جنگی در آینده ی نزدیک در داخل ایران رخ خواهد نمود؛ زیرا، در درجه ی نخست پیش بینی جنگی اثرگذارتر ازجنگ اقتصادی که تا کنون برمردم کشورمان تحمیل شده است، از راه هجوم بردن به ایران، نا ممکن است؛ و دوم اینکه، جنگ زمینی در داخل ایران، به سبب وسعت خاک و شرایط طبیعی ایران طولانی و دشوار خواهد بود و جنگ هوایی نیز، به طور معمول، درحمایت از حمله های نیروی زمینی میدانی یا به هدف برچیدن میدان جنگ و پایان دادن به کار پس از درهم کوبیدن نیروی زمینی کشوری که به آن حمله شده است به کارمی آید.

     من براین باورم که ادامه یافتن و گسترده تر شدن همین تحریمها که روز به روز بر شمار و شدت آنها افزوده می شود بیش ازهرگونه مداخله ی نظامی منافع آمریکا ومتحدانش را تأمین می کند و اثرگذار بودن آنها به ناگزیر دولت ایران را وادار به تحمیل کردن بارگران جنگ اقتصادی بر دوش مردم ستم دیده ی میهنمان، به ویژه از راه افزایش میزان مالیات اقشار میانه و تهیدست، افزایش بهای دلار به قیمت کاستی ارزش ریال، وکاهش یافتن قدرت خرید آن اقشارمی کشاند.

اگراین نکته را بپذیریم که توده های سپاهی و بسیجی مهمترین وسیله ی موجود دردست دولت به هدف سرکوب کردن مخالفت واعتراض مردم اند، همان طور که پیش ازاین بارها یادآورشده ام، آنها در ادامه ی این راه، به سبب کمبود یا نبود اهرمهای مالی دراختیار دولت، به منظورحفظشان به سان حامیان نظام، ، ازحمایت آن دست خواهند کشید و به خیل هم میهنان رنجدیده و معترضشان خواهند پیوست.

اکنون که نشانی از کم شدن فشار تحریمها نمی بینیم، بلکه شاهد تشدید دم افزون آنها هستیم، و از سوی دیگر، فشار سانسور و خفقان داخلی و بگیر و ببند و کشتار معترضان بر دوش مردم سنگینی می کند، فاصله ی زمانی فزونی گرفتن آگاهی مردم و اتحاد سازنده ی همه ی نیروهای ملی – دمکراتیک کشورمان از وخامت اوضاع اجتماعی – اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را در راه مبارزه با سلطه گران جهانی و ارتجاع داخلی به آسانی نمی توان پر کرد و این اقدام نیازمند دریافتن خطری گازانبری است که نیروهای وابسته ی مقیم خارج از کشوراز یک سو و ارتجاع داخلی از دگرسو بر ما تحمیل می کنند. ما لازم است آگاهانه تر و پر توان تر در گسترش اتحاد ملی – دمکراتیک بکوشیم.

ترقیخواهان مقیم خارج از کشور تنها می توانند حامیان پیشبرد عملی و نظری مبارزه ی مردم در داخل کشورباشند. این واقعیت، به ویژه دراین زمانه ی بحرانی که وابستگان به قدرتهای خارجی از هرگونه امکانات تبلیغی و ترویجی در کشورهای سلطه جو برخوردار و نیروهای مترقی از حد اقل امکانهای مشابه بی بهره اند معنی و اهمیتی ویژه پیدا می کند. گسترش ارتباط میان مبارزان مترقی مقیم خارج ازکشورو نیروهای مبارز داخلی ازهر راه ممکن می تواند و باید به پیشبرد آرمانهای ترقیخواهانه و به ثمر رساندن مبارزه ی مردم ایران در راه تأمین استقلال، آزادی وعدالت اجتماعی، پیش ازاستیلای وابستگان به قَدَر قُدرَت جهانی، و نیز به  بر قرارشدن دولت ملی – دمکراتیک درایران کمک کند.

لازم به یادآوری است که، با وجود تأکید پیوسته ی صاحبنظران برضرورت اتحاد همه ی ترقیخواهان کشور، آنها هنوزگامی استوار در راه تأمین این هدف بر نداشته اند؛ و تفرق بیش از گرایش به اتحاد بر روابط موجود میان آنها حاکم است؛ و چنین روابطی در وضعیت بحرانی کنونی بیش از هر زمان دیگربه پیشبرد آرمانهای دمکرایک و ملی زیان می رساند.

لازم است یادآورشوم که برقرارکردن و محفوظ نگه داشتن روابط جبهه ای برپایه ی اصول دمکراسی و برپایه ی درک کردن و محور قراردادن آرمانهای مشترک به هدف تشکیل جبهه ای گسترده از نیروهای ملی – دمکراتیک، و درحاشیه قراردادن زمینه های نبود تفاهم، تنها راه رسیدن به پیروزی برارتجاع وامپریالیسم است؛ و این موضوعی است که نیروهای بالقوه ی دربرگیرنده ی چنین جبهه ای کمتر به آن توجه می کنند. این کم توجهی به جای اتحاد تفرق و انشعاب می آفریند و راه رسیدن به مقصود را دشوار تروطولانی تر می کند و چه بسا که موجب ماندن در شرایط موجود شود. گاهی شاهد برخی از تحولات مثبت دررابطه ی موجود میان نیروهای ملی – دمکرایک هستیم؛ اما این جهتگیری های مثبت درمقایسه با نمونه های دوری و مهجوری نیروها نمود و تأثیر بالفعل آشکار ندارد؛ و آنچه بیشتر به چشم می آید رفتاری مغایر با آن است. از دوستی شنیدم که در جمعی از دوستان گفت: ” من با 99 درصد شما سنخیتی ندارم و هنگامی که می بینمتان اصلأ مایل نیستم چشمم به چشمتان بیفتد؛ اما برای جلوگیری از فروپاشیدن جمعمان تحملتان می کنم.

نه دوستان! این راه رسیدن به اتحاد دمکراتیک نیست. نیروها در محدوده ی چنین اتحادی لازم است، ضمن محفوظ نگه داشتن اندیشه هایشان، از دل و جان یکدیگر را دوست بدارند و با هم یکی شوند.

به امید پدید آمدن همگرایی دمکراتیک با برگزیدن اندیشه های مشترک و با مسکوت گذاشتن عاملهای تفرق و انشعاب، به قصد برقرارکردن اتحاد ملی- دمکراتیک به هدف آزادی میهن. 

علی رضا جباری آذرنگ 14 بهمن 1398 (سوم فوریه 2020)

14/11/1389