Andisheh Nou

بیانیه تحلیلی کانون صنفی معلمان تهران پیرامون وقایع اخیر در کشور

جامعه ایران در دور باطلی از ناکارآمدی ساختار سیاسی، لجاجت در ادامه سیاست گذاری های غلط اقتصادی و ناتوانی در مقابله با فساد سیستماتیک اقتصادی گرفتار آمده است. به گونه ای که در بالاترین رده های تصمیم گیری، بدیهی ترین اصول مدیریت اجتماعی و اقتصادی و قوانین مصرح، به راحتی و بدون تأمل در پیامدهای دور و نزدیک آن، زیرپا گذاشته می شود.

به نام خداوند جان و خرد

جامعه ایران در دور باطلی از ناکارآمدی ساختار سیاسی، لجاجت در ادامه سیاست گذاری های غلط اقتصادی و ناتوانی در مقابله با فساد سیستماتیک اقتصادی گرفتار آمده است. به گونه ای که در بالاترین رده های تصمیم گیری، بدیهی ترین اصول مدیریت اجتماعی و اقتصادی و قوانین مصرح، به راحتی و بدون تأمل در پیامدهای دور و نزدیک آن، زیرپا گذاشته می شود.

پیامد طبیعی این گونه سیاست گذاری های اقتصادی، شکل گیری نوعی رابطه فرادستی و فرودستی در جامعه است. اقلیتی با استفاده از اهرم های سیاسی منابع اصلی ثروت و قدرت سیاسی را در اختیار خود گرفته اند و با ایجاد چرخه بسته ای از مدیران –البته ناکارآمد- با روش هایی آمرانه و طردکننده سعی در حفظ موقعیت کنونی خود به هر شکل ممکن دارند. و اکثریتی که به روایت آمارهای رسمی، زیر بار نرخ رشد تورمی کمرشکن(با میانگین بالای ۴۲ درصد) که نتیجه ی مستقیم سیاست گذاری های نادرست داخلی و خارجی است و بیشتر به نفع دو دهک پردرآمد جامعه عمل می کند، روز به روز فقیرتر شدن خود و عمیق تر شدن شکاف طبقاتی موجود در جامعه را شاهدند.

طبیعی ترین پیامد چنین وضعیتی انباشت نارضایتی های عمومی و شکل گیری اعتراض هایی در ابعاد کوچک و بزرگ است. اعتراض به شرایط بد اقتصادی، به فراگیر و سیستماتیک شدن فساد ناشی از انحصار ثروت و قدرت، به تبعیض و بی عدالتی های گسترده، به تسلط گفتمان ایدئولوژیکی خاص بر فرهنگ و سیاست که بیش از هرچیز توجیه کننده شرایط نابسامان کنونی، آن هم در جامعه ای است که در نتیجه بالا رفتن سطح دانش، جوانی و نوجویی، پیشرفت های بین المللی در زمینه تکنولوژی و نظام های ارتباطی – به رغم همه ی محدودیت های ایجاد شده- چنین شرایطی را برنمی تابد.

طنازی تلخ تاریخ اینجاست که در صف اول چنین اعتراضاتی، از یک سو محروم ترین اقشار جامعه قرار می گیرند که قرار بود به مدد انقلاب سال ۵۷ حاکمیت از آن آنان شود و از سوی دیگر، آگاه ترین اقشار اجتماعی قرار می گیرند که باز هم بنا بود که با سقوط رژیم شاهنشاهی، هر بندی که اندیشه و عمل آزادانه ی آنان را مانع می شود گسیخته گردد.

در هفته های اخیر افزایش ناگهانی و بی سابقه ی قیمت بنزین، جرقه ای بود برای شعله ور شدن آتش خشم فروخورده انبوه شهروندانی که در نتیجه تصمیمات نابخردانه اقتصادی، هربار بیشتر از گذشته از تامین ابتدایی ترین نیازهای حیاتی خود فرو می مانند. با توجه به مجموعه شرایط، انتظار این بود که عاملان اصلی این نابسامانی ها دست کم همدلی بیشتری با آسیب دیدگان از خود نشان دهند؛ اما با کمال تأسف شاهد برخوردهای خشن از ابتدا و شدیدترین نوع سرکوب در ادامه بودیم. برخوردهایی که جزگسترش خشونت در جامعه نتیجه ای نخواهد داشت.

کانون صنفی معلمان به عنوان یک نهاد مدنی و صنفی در حوزه آموزش، ضمن محکومیت شدید خشونت به کار رفته در سرکوب معترضان، نگرانی خود را نسبت به ترویج خشونت به شکل افراطی در جامعه ابراز می دارد. ما به عنوان یک نهاد آموزشی هشدار می دهیم؛

“به شهادت تاریخ، هیچ رژیم سیاسی تاکنون با اِعمال خشونت پابرجا نمانده و هیچ جامعه ای در شرایط وجود شکاف های عمیق طبقاتی و سرکوب های شدید، به توسعه و پیشرفت دست نیافته است.”

این که تمامی مسئولان در سخنانی تبلیغاتی، به شیوه ای از قبل هماهنگ شده، اعتراض را حق قانونی مردم بدانند و در همان حال از برخوردهای خشن با همان مردم به اسم «اغتشاش گر» حمایت کنند، جز نابودی باقیمانده اعتماد و باور به صداقت آنان حاصل دیگری در بین مردم ندارد.

نوع برخورد با «کانون صنفی معلمان ایران» در دوره های مختلف، خود گواه صداقت مسئولانی است که از مردم می خواهند از مجاری به اصطلاح قانونی اعتراضات خود را پیگیری نمایند.

کانون صنفی معلمان در طی حدود دو دهه فعالیت خود، تمامی مجاری قانونی در قوه مجریه، مقننه و قضائیه را به صورت مکرر پیموده است و همچنان نیز این مسیر را ادامه می دهد. حاصل اما چندین معلم زندانی است با احکام سنگین که از حداقل های حقوق قانونی – که مفسدین یقه سفید به وفور از آن ها استفاده می کنند- نیز برخوردار نیستند. چندین همکار با حکم اخراج و انفصال، ده ها معلم دارای پرونده و حکم های تعلیق و تبعید و صدها مورد بازداشت ها و پرونده سازی های بزرگ و کوچک.

نمونه دیگر پیگیری های قانونی، بازنشستگان هستند که سال هاست بر این در بسته می کوبند و در روزهای ۱۹ و ۲۱ آبان ماه شاهد برخورد قهرآمیز نیروهای امنیتی با تجمع آرام و مسالمت آمیز آنان بودیم.

شرایط کارگران که خود مثنوی و سوگنامه دیگری است و تضییع حق آنان، در کنار حقوق دانشجویان، حامیان کودکان کار، پرستاران، وکلای حامی این اقشار، اهل اندیشه و قلم، فعالان محیط زیست، فعالان حقوق زنان و … .

در شرایط کنونی که قدرتمداران تمامی منافذ اصلاح قانونی امور را یکی پس از دیگری بسته اند یا می بندند؛ ما نگرانیم.

  • نگران عمیق تر شدن شکاف میان حاکمان با مردم، بیش از آن چه تاکنون بوجود آمده است.
  • نگران بسته شدن تمامی راه های مسالمت آمیز حل مشکلات موجود؛
  • نگران افزایش لجام گسیخته خشونت در جامعه ای که حاکمانش با شهروندان جز به زبان زور سخن نمی گویند و مردم را جز به صورت توده هایی مطیع و پیرو برنمی تابند؛
  • نگران فشار تورمی سه برابر شدن قیمت بنزین بر ضعیف ترین اقشار جامعه؛ تورمی که آثار آن از هم اکنون -پس از گذشت دو هفته- برخلاف تبلیغات رسمی، رخ نمایانده است.
  • نگران کودکانی که زیر بار فشار اقتصادی حاصل از تورم به جای تحصیل، به جمع کودکان کار اضافه می شوند.
  • نگران خانواده هایی که عزیزان خویش را به دلیل یک اعتراض ساده از دست داده اند.
  • نگران دانش آموزانی که مورد ضرب و شتم و هتاکی و خشونت غیر قابل وصف قرار گرفته اند. دانش آموزانی که بازداشت شده و وضعیت مشخصی ندارند و غم انگیزتر اخبار رسیده از دانش آموزان نوجوانی که کشته شده اند.

و اینک ما به عنوان #معلم، جای خالی همه آنها را در میان میز و نیمکت ها می بینیم و نیز روان های رنجیده و روح های عزادار و مضطرب #دانش_آموزان حاضر را در پسِ هفته ای خشونت بار و خونین!!! با هزاران سوالی که از ما می پرسند؛

در مغایرت آنچه دیده اند با آنچه در مدرسه و کتاب و درس و مذهب و … آموخته بودند!

کانون صنفی معلمان ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی و دلجویی از خانواده های عزادار و نیز خانواده هایی که به نوعی در این مدت آسیب دیده اند، به عنوان نهادی مدنی هشدار نسبت به نابسامانی های ایجاد شده را مسئولیت انسانی، اجتماعی و آموزشی خود می داند.

هرچند همچون گذشته،
در کمال تأسف گوش شنوایی برای این سخنان نیابد.

کانون صنفی معلمان ایران(تهران)
۸ آذرماه ۱۳۹۸

بخش نظر بسته میباشد.

Comments are closed.