Andisheh Nou

بیانیه جمعی از نواندیشان دینی در حمایت از خیزش مردمی و تاکید به شکست حکومت ولایت فقیه و جدائی دین از حکومت!

فساد ساختاری در حق‌ الناس و اختلاس‌های حیرت‌آور در بیت‌المال نیز محصول همین قدرت بی‌مهار و ثروت بی‌شمار است. آسان‌گیران در محاسبه و اقتصاد اما به سیاست که می‌رسند چنان سخت‌گیر و هوشیارند که از شکنجه بی‌گناهان و اعتراف اجباری‌شان هم نمی‌گذرند؛ چه رسد به تیغ کشیدن بر مردمی عصیان‌زده که حقوق اولیه‌شان را طلب می‌کنند و از ظلم و تبعیض و فقر و فاقه به تنگ آمده‌اند.
پیش‌تر و همزمان با چهلمین سالگرد انقلاب ۵۷، جمعی از نواندیشان دینی در بیانیه‌ای «تجربه حکومت مبتنی بر ولایت فقیه را تجربه‌ای سراسر شکست‌خورده» دانسته و «خواهان جدایی دین و حکومت و آزاد شدن دیانت از قید حکومت و حکومت از قید دیانت» شده و آورده بودند که مبنا و بنای این حکومت «به چه تباهی‌ها و فجایعی انجامیده و چه مایه جامعه‌ای مشحون از فقر، تبعیض و فساد به دنبال آورده است».

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

اخباری که از ایران می‌رسد روایت مردمی است که بار دیگر برای طلب حقوق اولیه و حفظ عزت و کرامت پایمال شده‌‌شان راهی جز خیابان نیافته‌اند و البته پاسخی جز تهمت و سرکوب نشنیده‌اند.
رهبر جمهوری اسلامی آنان را «اشرار» می‌خواند و برخی کارگزارانش همان «اشرار» را به مرگ و مجازات هشدار می‌دهند و نیروهای ویژه‌اش در خیابان‌ها این تهدیدات را عملی می‌کنند. اما فراموش نکرده‌ایم که در پی راه‌پیمایی‌های مسالمت‌آمیز سال ۱۳۸۸ نیز حاکمیّت اصرار داشت معترضان را «اشرار» بنامد تا سرکوب آن‌ها را مشروع جلوه دهد. بعدها امّا سردار حسین همدانی از تشکیل «سه گردان از اراذل و اوباش» تحت امر خود برای سرکوب جنبش سبز سخن گفت.

نمایندگان مجلس ـــ مجلسی که قرار بود «در رأس امور» باشد ـــ می‌گویند نظام آنها را در تصمیم‌گیری‌ها دخالت نمی‌دهد و حتی برخی اصولگرایان نیز از مصوبه گرانی بنزین اظهار بی‌اطلاعی و نارضایتی کرده‌اند؛ مصوبه‌ای که نه فقط نقطه شروع اعتراضات شد، که نقطه انفجار مطالبات متراکمی بود که در همین دهه اخیر از ۸۸ تا ۹۶ و تا امروز بارها و در صورت‌ها و سوژه‌های مختلف خود را به رخ حکومت کشیده؛ اما دیده و شنیده نشده است.

البته که در تاریکی و ظلماتِ ظلم چیزی دیده نمی‌شود. آورده‌اند که پیامبر گرامی اسلام تاریکی ناشی از ظلم را با «ظلمات قیامت» مقایسه می‌کرد و می‌گفت: «اتقوا الظلم! فإن الظلم ظلمات یوم القیامه»، «از ستم بپرهیزید که ستم در روز قیامت تاریکی است».

امام اول شیعیان، که این حکومت مدعی انتساب به ایشان است، نیز در عهدنامه‌اش به مالک اشتر هنگامی که او را از ظلم و خون‌ریزی می‌ترساند می‌گوید قیامت با داوری درباره خون‌خواهی بی‌گناهان آغاز می‌شود: «إیاک والدماء … والله سبحانه مبتدئ بالحکم بین العباد فیما تسافکوا من الدماء یوم القیامه» (از خون‌ریزی بپرهیزید … که خداوند روز قیامت داوری میان بندگانش را از داوری در باب خونریزی میان آنان شروع خواهد کرد).

قیامت این نظام اما سالهاست که آغاز شده؛ زیرا از خط قرمز خطاها عبور، و خون و خانمانِ مردم را ارزان کرده است. به خلاف سنّتِ پیشوای مؤمنان، حضرت علی، که در سیاست آسان‌گیر و در اقتصاد به شدّت سخت‌گیر بود کارنامه این نظام روایت حاکمانی است که در اقتصاد چنان بر خود آسان می‌گیرند که داراترین‌شان دورترین‌شان از پاسخگویی است.

فساد ساختاری در حق‌ الناس و اختلاس‌های حیرت‌آور در بیت‌المال نیز محصول همین قدرت بی‌مهار و ثروت بی‌شمار است. آسان‌گیران در محاسبه و اقتصاد اما به سیاست که می‌رسند چنان سخت‌گیر و هوشیارند که از شکنجه بی‌گناهان و اعتراف اجباری‌شان هم نمی‌گذرند؛ چه رسد به تیغ کشیدن بر مردمی عصیان‌زده که حقوق اولیه‌شان را طلب می‌کنند و از ظلم و تبعیض و فقر و فاقه به تنگ آمده‌اند.
پیش‌تر و همزمان با چهلمین سالگرد انقلاب ۵۷، جمعی از نواندیشان دینی در بیانیه‌ای «تجربه حکومت مبتنی بر ولایت فقیه را تجربه‌ای سراسر شکست‌خورده» دانسته و «خواهان جدایی دین و حکومت و آزاد شدن دیانت از قید حکومت و حکومت از قید دیانت» شده و آورده بودند که مبنا و بنای این حکومت «به چه تباهی‌ها و فجایعی انجامیده و چه مایه جامعه‌ای مشحون از فقر، تبعیض و فساد به دنبال آورده است».
در این «روزگار تلختر از زهر» و در بیانیّه کنونی نیز با تاکید بر همان نظر و منظر، دست‌اندازی به آزادی و امنیّت مردم و دست آلودن به خون‌شان را به شدّت محکوم می‌کنیم و به حاکمیّت هشدار می‌دهیم که بر بنای تار عنکبوتی قدرتش غرّه نشود و بداند این «ظلّ ‌الله» نیز نخواهد ماند، چنان که پیشینیان سایه‌باف نیز نماندند. پرچم آنان که خلق را به خاک سیاه می‌نشانند بر خاک می‌افتد و «روزگار بین مردمان می‌چرخد».
اگر استبداد مطلقه برای حاکمی دوام به دنبال می‌آورْد نوبت به شمایان نمی‌رسید و به تعبیر مولا علی سنّت الهی بر آن است که هرگاه زیاده‌خواهی حاکم و بی‌تابی مردم از حدّ بگذرد آنچه که باید اتفاق می‌افتد (ولله امرٌ واقعٌ فی المستأثر و الجازع).

دیگربار از حاکمان جمهوری اسلامی می‌خواهیم حقّ اعتراض مدنی مردم را به رسمیّت بشناسند و راهی قانونی و امن برای مخالفت مشروع و مسالمت آمیز مردم بگشایند و در تصمیم‌گیری، مردم را به راستی شریک خود سازند و آنان را محرم خویش بدانند.

از مراجع تقلید هم می‌خواهیم در مقابل حقّ‌کشی مظلومان و خاموش کردن صدای اعتراض‌شان خاموش ننشینند و حقّ و جان افراد برای‌شان محترم‌تر از موضوعاتی چون دوچرخه‌سواری زنان، پوشش آنان، کنگره شمس و فیلم مولوی باشد.
با معترضان هم‌صدا و با خانواده‌های داغدار همدردیم؛ برای آسیب‌دیدگان شکیبایی و برای ایران عزیزمان از درگاه خداوند منّان رهایی از جوع و جور و جهل خواستاریم.

محمّد جواد اکبرین، محمّد امجد، عبدالعلی بازرگان، محمّد برقعی، رضا بهشتی معزّ، احمد علوی، رضا علیجانی، مهدی ممکن، یاسر میردامادی، صدّیقه وسمقی.

بخش نظر بسته میباشد.

Comments are closed.